به جای اینکه چندین وبلاگ بخوانید این وبلاگ را چندین بار بخوانید

محرم آمد

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/۸/٧
نماز یک شنبه های ماه ذی القعده

 براى نماز در روز یکشنبه این ماه روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده است. در فضیلت این نماز، آمده است که هر کس آن را بجا آورد توبه اش پذیرفته مى شود و گناهانش آمرزیده مى گردد و سبب برکت براى نمازگزار و خانواده اش خواهد بود، و در روز قیامت کسانى که از او طلبى و یا حقّى دارند، از وى راضى گردند و با ایمان از دنیا مى رود و قبرش براى او وسیع و نورانى گردد و پدر و مادرش از او راضى شوند، و آنها نیز مورد مغفرت خداوند قرار گیرند، ذریّه او نیز بخشیده شوند و روزى او وسیع گردد. فرشته مرگ به هنگام مردن، با او مدارا کند و به آسانى جانش را بگیرد. 

نماز در روز یکشنبه این ماه:

براى نماز در روز یکشنبه این ماه روایتى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) نقل شده است. در فضیلت این نماز، آمده است که هر کس آن را بجا آورد توبه اش پذیرفته مى شود و گناهانش آمرزیده مى گردد و سبب برکت براى نمازگزار و خانواده اش خواهد بود، و در روز قیامت کسانى که از او طلبى و یا حقّى دارند، از وى راضى گردند و با ایمان از دنیا مى رود و قبرش براى او وسیع و نورانى گردد و پدر و مادرش از او راضى شوند، و آنها نیز مورد مغفرت خداوند قرار گیرند، ذریّه او نیز بخشیده شوند و روزى او وسیع گردد. فرشته مرگ به هنگام مردن، با او مدارا کند و به آسانى جانش را بگیرد.

رسول خدا(صلى الله علیه وآله) کیفیّت نماز را این گونه بیان فرمود که، در روز یکشنبه غسل کند و وضو بگیرد و چهار رکعت نماز بخواند (هر دو رکعت به یک سلام) در هر رکعت، سوره «حمد» یک مرتبه، سوره «قل هو الله» سه مرتبه و سوره هاى «فلق» و «ناس» را یک مرتبه بخواند; و بعد از نماز هفتاد مرتبه استغفار کند، سپس بگوید:

لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ الْعَلىِّ الْعَظیمِ

جنبش و نیرویى نیست جز به خداى والاى بزرگ

آنگاه بگوید:

یا عَزیزُ یا غَفّارُ، اِغْفِرْ لى ذُ نُوبى، وَذُ نُوبَ جَمیـعِ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ، فَاِنَّهُ لا یَغْفِرُ

اى نیرومند اى بسیار آمرزنده بیامرز گناهانم را و گناهان همه مردان مؤمن و زنان با ایمان را که نیامرزد کسى

الذُّنُوبَ اِلاَّ اَنْتَ.

گناهان را جز تو.

از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) روایت شده است، هر کس روزهاى پنج شنبه، جمعه و شنبه از ماههاى حرام را روزه بگیرد، عبادت یک سال براى او نوشته شود.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٦/۸
دعا


«لا یُرَدُّ دُعاءٌ أَوَّلُهُ بِسْمِ اللّهِ 
الرَّحمنِ الرَّحیمِ»
 


دعایى که با بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم شروع شود، 
رد نمى‏شود
. 




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٥/٩
زنگ خطر
نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٤/٢٢
میلاد امام حسن مجتبی مبارک باد

1- نصیحت از سر اخلاص

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ مَنْ نَصَحَ لِلَّهِ وَ أَخَذَ قَوْلَهُ دَلِیلًا هُدِیَ لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ‏ وَ وَفَّقَهُ اللَّهُ لِلرَّشَادِ وَ سَدَّدَهُ لِلْحُسْنَى فَإِنَّ جَارَ اللَّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ وَ عَدُوَّهُ خَائِفٌ مَخْذُولٌ فَاحْتَرِسُوا مِنَ اللَّهِ بِکَثْرَةِ ِ الذِّکْر

هان اى مردم! کسى که براى خدا نصیحت کند و کلام خدا را راهنماى خود گیرد، به راهى پایدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد و هدایت موفّق سازد و به نیکویى استوار گرداند، زیرا پناهنده به خدا در امان و محفوظ است و دشمن خدا ترسان و بىیاور است و با ذکر بسیار خود را از [معصیت خداى] بپایید.

تحف العقول ص 227


2- شناخت هدایت

«وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّکُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّکُوا بِمیثاقِ الْکِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْکِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِکَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّکَلُّفَ وَ رَأَیتُمْ الْفِرْیةَ عَلَى اللّهِ وَ التَّحْریفَ وَ رَأَیتُمْ کَیفَ یهْوى مَنْ یهْوى.»

به یقین بدانید که شما هرگز تقوا را نشناسید تا آن که صفت هدایت را بشناسید، و هرگز به پیمان قرآن تمسّک پیدا نمىکنید تا کسانى را که دورش انداختند بشناسید، و هرگز قرآن را چنان که شایسته تلاوت است تلاوت نمىکنید تا آنها را که تحریفش کردند بشناسید، هر گاه این را شناختید بدعتها و بر خود بستن ها را خواهید شناخت و دروغ بر خدا و تحریف را خواهید دانست و خواهید دید که آن که اهل هوى است چگونه سقوط خواهد کرد.

تحف العقول ص 227


3- فاصله میان حقّ و باطل

«بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیکَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیکَ باطِلاً کَثیرًا.»

بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى.

تحف العقول ص 229


4- آزادى و اختیار انسان

«مَنْ أَحالَ الْمَعاصِىَ عَلَى اللّهِ فَقَدْ فَجَرَ، إِنَّ اللّهَ لَمْ یطَعْ مَکْرُوهًا وَ لَمْ یعْصَ مَغْلُوبًا وَ لَمْ یهْمِلِ الْعِبادَ سُدًى مِنَ الْمَمْلَکَةِ، بَلْ هُوَ الْمالِکُ لِما مَلَّکَهُمْ وَ القادِرُ عَلى ما عَلَیهِ أَقْدَرَهُمْ، بَلْ أَمَرَهُمْ تَخْییرًا وَ نَهاهُمْ تَحْذیرًا.»

هر که گناهان را به خداوند نسبت دهد، به تحقیق، فاجر و نابکار است. خداوند به زور اطاعت نشود، و در نافرمانى مغلوب نگردد، او بندگان را مهمل و سرِخود در مملکت وجود رها نکرده، بلکه او مالک هر آنچه آنها را داده و قادر بر آنچه آنان را توانا کرده است مىباشد، آنان را فرمان داده تا به اختیار خودشان آن را بپذیرند و نهیشان نموده تا به اختیار خود بر حذر باشند.

تحف العقول ص 231


5- زهد و حلم و درستى

« قیلَ لَهُ(علیه السلام) مَا الزُّهْدُ؟قالَ: أَلرَّغْبَةُ فِى التَّقْوى وَ الزَّهادَةُ فِى الدُّنْیا. قیل: فَمَا الْحِلْمُ؟ قالَ کَظْمُ الْغَیظِ وَ مَلْکُ النَّفْسِ. قیلَ مَا السَّدادُ؟ قالَ: دَفْعُ الْمُنْکَرِ بِالْمَعْرُوفِ.»

از حضرت امام حسن مجتبى(علیه السلام) پرسیده شد که زهد چیست؟فرمود: رغبت به تقوا و بىرغبتى در دنیا. سؤال شد حلم چیست؟ فرمود: فرو بردن خشم و تسلّط بر نفس. سؤال شد سداد و درستى چیست؟ فرمود: برطرف نمودن زشتى به وسیله خوبى.

تحف العقول ص 225


6- تقوا

«أَلتَّقْوى بابُ کُلِّ تَوْبَة وَ رَأْسُ کُلِّ حِکْمَة وَ شَرَفُ کُلِّ عَمَل بِالتَّقْوى فازَ مَنْ فازَ مِنَ الْمُتَّقینَ.»

تقوا و پرهیزکارى سرآغاز هر توبه اى، و سرّ هر حکمتى، و شرف و بزرگى هر عملى است، و هر که از با تقوایان کامیاب گشته به وسیله تقوا کامیاب شده است.

تحف العقول ص 232


7- خلیفه به حقّ

«إِنَّمَا الْخَلیفَةُ مَنْ سارَ بِسیرَةِ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ عَمِلَ بِطاعَةِ اللّهِ وَ لَعَمْرى إِنّا لاَعْلامُ الْهُدى وَ مَنارُ التُّقى.»

خلافت فقط از آنِ کسى است که به روش رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)برود، و به طاعتِ خدا عمل کند، و به جان خودم سوگند که ما اهل بیت نشانه هاى هدایت و جلوه هاى پرفروغ پرهیزگارى هستیم.

تحف العقول ص 233


8- حقیقت کرم و دنائت

 قِیلَ فَمَا الْکَرَمُ قَالَ الِابْتِدَاءُ بِالْعَطِیَّةِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ وَ إِطْعَامُ الطَّعَامِ فِی الْمَحْلِ قِیلَ فَمَا الدَّنِیئَةُ قَالَ النَّظَرُ فِی الْیَسِیرِ وَ مَنْعُ الْحَقِیر

از امام مجتبى سؤال شد: کرم چیست؟فرمود: آغاز به بخشش نمودن پیش از درخواست نمودن و اطعام نمودن در وقت ضرورت و قحطى. سؤال شد: دنائت و پستى چیست؟ فرمود: کوچک بینى و دریغ از اندک.

تحف العقول ص 225


9- مشورت مایه رشد و هدایت

«ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إِلاّ هُدُوا إِلى رُشْدِهِمْ.»

هیچ قومى با همدیگر مشورت نکنند، مگر آن که به رشد و کمالشان هدایت شوند.

تحف العقول ص 233


10- لئامت و پستى

«أَللُّؤْمُ أَنْ لا تَشْکُرَ النِّعْمَةَ.»

پستى آن است که شکر نعمت را نکنى.

تحف العقول ص 233


11- بدتر از ننگ و زبونى

«أَلْعارُ أَهْوَنُ مِنَ النّارِ.»

 ننگ آسانتر از دوزخ است‏

تحف العقول ص 234


12- رفیق شناسى

«قالَ الْحَسَن(علیه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ: یا بُنَىَّ لا تُواخِ أَحَدًا حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ فَإِذَا اسْتَنْبطْتَ الْخُبْرَةَ وَ رَضیتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلى إِقالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُواساةِ فِى الْعُسْرَةِ.»

امام حسن(علیه السلام) به یکى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با احدى برادرى مکن تا بدانى کجاها مى رود و کجاها مى آید، و چون از حالش خوب آگاه شدى و معاشرتش را پسندیدى با او برادرى کن به شرط این که معاشرت، بر اساس چشم پوشى از لغزش و همراهى در سختى باشد.

تحف العقول ص 233


13- کار با توکّل

«لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الْغالِبِ وَ لا تَتَّکِلْ عَلَى الْقَدَرِ إِتَّکالَ المُسْتَسْلَمِ.»

چون شخص پیروز در طلب مکوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مکن [بلکه با تلاش پیگیر و اعتماد و توکّل به خداوند، کار کن].

تحف العقول ص 233


14- خویشاوند و بیگانه واقعى

«أَلْقَریبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَ الْبَعیدُ مَنْ باعَدَتْهُ المَوَدَّةُ وَ إِنْ قَرُبَ نَسَبُهُ.»

خـویشاونـد کسـى است کـه دوستـى و محبّت، او را نـزدیک کرده باشد و اگـر چـه نـژادش دور بـاشد.و بیـگانـه کسـى است کـه از دوستـى و محبّت به دور است و گرچه نژادش نزدیک باشد.

کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 643 ، ح 7 - تحف العقول ص 234


15- اعتماد به مقدَّرات الهى

«مَنِ اتَّکَلَ عَلى حُسْنِ الاْخْتِیارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَمْ یتَمَنَّ أَنـَّهُ فى غَیرِ الْحالِ الَّتى إِخْتارَهَا اللّهُ لَهُ.»

هر که به نیک گزینى خداوند دلگرم باشد، آرزو نمىکند در وضعى جز آنچه خدا برایش برگزیده، باشد.

تحف العقول ص 234


16- آثار رفت و آمد در مسجد

«مَنْ أَدامَ الاْخْتِلافَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصابَ إِحْدى ثَمان:آیةً مُحْکَمَةً وَ أَخًا مُسْتَفادًا وَ عِلْمًا مُسْتَطْرَفًا وَ رَحْمَةً مُنْتَظِرَةً وَ کَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الهُدى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى وَ تَرْکَ الذُّنُوبِ حَیاءً أَوْ خَشْیةً.»

هر که پیوسته به مسجد رود به یکى از این هشت فایده مى رسد:1ـ نشانه اى استوار (فهم آیات الهى)،2ـ دوستى قابل استفاده،3ـ دانشى تازه،4ـ رحمتى مورد انتظار،5ـ سخنى که به راه راستش کشد،6ـ یا سخنى که او را از پستى برهاند،7ـ و ترک گناهان به خاطر شرم از خدا،8ـ یا ترک گناهان به خاطر خوف از خدا.

تحف العقول ص 235


17- بهترین چشم و گوش و دل

«إِنَّ أَبْصَرَ الأَبـْصارِ ما نَفَذَ فِى الخَیرِ مَذْهَبُهُ، وَ أَسْمَعُ الاْسـْماعِ ما وَعَى التَّذْکیرَ وَ انْتَفَعَ بِهِ، أَسْلَمُ الْقُلُوبِ ما طَهُرَ مِنَ الشُّبُهاتِ.»

همانا بیناترین دیده ها آن است که در طریق خیر نفوذ کند، و شنواترین گوشها آن است که پند و اندرز را در خود فرا گیرد و از آن سود برد، سالمترین دلها آن است که از شبهه ها پاک باشد.

تحف العقول ص 235


18- تزکیه در پرتو عبادت

«إِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَکىّ لَها، إِذا أَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَریضَةِ فَارْفَضُوها.»

به راستى هر که عبادت را به خاطر عبادت طلب کند خود را تزکیه نموده است. هر گاه مستحبّات به واجبات زیان رساند آن را ترک کنید.

تحف العقول ص 236


19- عاقل خیرخواه

«لا یغُشُّ الْعاقِلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ.»

عاقل و خردمند به کسى که از او نصیحت و اندرز خواهد، خیانت نکند.

تحف العقول ص 236


20- ارزش دادن به آثار عبادت

«إِذا لَقِىَ أَحَدُکُمْ أَخاهُ فَلْیقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.»

هر گاه یکى از شما برادر خود را ملاقات کند، باید که محلّ نور پیشانى (یعنى محلّ سجده) او را ببوسد.

تحف العقول ص 236


21- امید و پشتکار

«وَ اعْمَلْ لِدُنْیاکَ کَأَنـَّکَ تَعیشُ أَبَدًا، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِکَ کَأَنـَّکَ تَمُوتُ غَدًا، وَ إِذا أَرَدْتَ عِزًّا بِلا عَشیرَة، وَ هَیبَةً بِلا سُلْطان فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیةِ اللّهِ إِلى عِزِّ طاعَةِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.»

براى دنیایت چنان کار کن که گویا همیشه زندگى مىکنى، و براى آخرتت به گونه اى کارکن که گویا فردا خواهى مُرد، و اگر عزّتى بدون بستگان و شکوهى بدون سلطنت خواهى، از معصیت و نافرمانى خدا به طاعت و فرمانبرى خداوند عزّوجلَّ درآى.

بحار الانوار(ط-بیروت) ج 44 ، ص 139


22- پرهیز از تملّق و بدگویى

«قالَ(علیه السلام) لِرّجُل : إِیاکَ أَنْ تَمْدَحَنِى فَأَنـَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْکَ أَوْتُکَذِّبَنِى فَإِنَّهُ لا رَأْىَ لِمَکْذُوب أَوْ تَغْتابَ عِنْدِى أَحَدًا.»

امام به شخصى فرمود : مبادا مرا ستایش کنى، زیرا من خود را بهتر مى شناسم، یا مرا دروغگو شمارى، زیرا دروغگو اندیشه و عقیده [ثابتى] ندارد، یا کسى را نزد من بدگویى نمایى.

تحف العقول ص 236


23- عوامل هلاکت آدمى

هَلاکُ النّاسِ فى ثَلاث: أَلْکِبْرُ، أَلْحِرْصُ، أَلْحَسَدُ.

 فَالْکِبْرُ هَلَاکُ الدِّینِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلِیسُ

 وَ الْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ

وَ الْحَسَدُ رَائِدُ السُّوءِ وَ مِنْهُ قَتَلَ قَابِیلُ هَابِیلَ.

هلاکت و نابودى مردم در سه چیز است:کبر، حرص، حسد.

تکبّر که به سبب آن دین از بین مى رود و به واسطه آن، ابلیس، مورد لعنت قرار گرفت.

حرص که دشمن جان آدمى است وبه واسطه آن آدم از بهشت خارج شد.

حسد که سررشته بدى است و به واسطه آن قابیل، هابیل را کشت.

بحار الانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 111


24- تقوا و تفکّر

«أُوصیکُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ إِدامَةُ التَّفَکُّرِ فَإِنَّ التَّفَکُّرَ أَبُو کُلِّ خَیر وَ أُمُّهُ.»

شما را به پرهیزگارى و ترس از خدا و ادامه تفکّر و اندیشه سفارش مى کنم، زیرا که تفکّر و اندیشه، پدر و مادر تمام خیرات است.

مجموعه ورام ج 1 ، ص 52


25- همراهى با مردم

«صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحِبُّ أَنْ یصاحِبُوکَ.»

چنان با مردم مصاحبت داشته باش که خود دوست دارى به همان گونه با تو مصاحبت کنند.

 نزهة الناظر و تنبیه الخاطر ص 79


26- نقش عقل، همّت و دین

«لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.»

کسى که عقل ندارد، ادب ندارد و کسى که همّت ندارد، جوانمردى ندارد و کسى که دین ندارد، حیا ندارد.

بحار الانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 111 ، ح 6


27- تعلیم و تعلّم

«عَلِّمِ النّاسَ عِلْمَکَ وَ تَعَلَّمْ عِلْمَ غَیرِکَ.»

مردم را با دانشت، دانش بیاموز و خود نیز دانش دیگران را فراگیر.

بحار الانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 111 ، ح 6


28- روى آوردن به چه کسى؟

  لَا تَأْتِ رَجُلًا إِلَّا أَنْ تَرْجُوَ نَوَالَهُ وَ تَخَافَ یَدَهُ أَوْ یَسْتَفِیدَ مِنْ عِلْمِهِ أَوْ تَرْجُوَ بَرَکَةَ دُعَائِهِ أَوْ تَصِلَ رَحِماً بَیْنَکَ وَ بَیْنَه‏

نزد کسى مرو، مگر آن که به بخشش او امیدوار، یا از قدرتش بیمناک، یا از دانشش بهره مند، یا به برکت و دعایش امیدوار باشى، یا آن که بین تو و او پیوند خویشاوندى اى باشد.

بحار الانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 111 ، ح 6


29- عقل و جهل

«لا غِنى أَکْبَرُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لا فَقْرَ مِثْلُ الْجَهْلِ وَ لا وَحْشَةَ أَشَدُّ مِنَ الْعُجْبِ، وَ لا عَیشَ أَلَذُّ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ.»

هیچ بى نیازى اى بزرگتر از عقل و هیچ فقرى مانند جهل و هیچ وحشتى سخت تر از خودپسندى و هیچ عیشى لذّت بخشتر از خوش اخلاقى نیست.

بحار الانوار(ط-بیروت) ج 75 ، ص 111 ، ح 6


30- على(علیه السلام)، دروازه ایمان

«إِنَّ عَلِیا بابٌ مَنْ دَخَلَهُ کانَ مُؤْمِنًا وَ مَنْ خَرَجَ مِنْهُ کانَ کافِرًا.»

على(علیه السلام) دروازه ایمان است، هر که داخل آن شد مؤمن و هر که خارج از آن شد کافر است.

ریاض الابرار  ج 1 ، ص 115


31- حقّ اهل بیت

وَ الَّذِی بَعَثَ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِالْحَقِّ نَبِیّاً لَا یَنْقُصُ أَحَدٌ مِنْ حَقِّنَا إِلَّا نَقَصَهُ اللَّهُ مِنْ عَمَلِه‏

قسم به خدایى که محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) را به حقّ برانگیخت، هیچ کس از حقّ ما اهل بیت چیزى را کم نکند، مگر آن که خداوند از عملش چیزى را کم گرداند.

 نزهة الناظر و تنبیه الخاطر ص 73


32- نیکى و پرسش؟

 التَّبَرُّعُ بِالْمَعْرُوفِ، وَ الْإِعْطَاءُ قَبْلَ السُّؤَالِ، مِنْ أَکْبَرِ السُّؤْدَد

آغاز نمودن به نیکى و بذل و بخشش، پیش از درخواست نمودن، از بزرگترین شرافتها و بزرگى هاست.

 نزهة الناظر و تنبیه الخاطر ص 71


33- دعاى مستجاب

«أَنـَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجِسْ فى قَلْبِهِ إِلاَّ الرِّضا أَنْ یدْعُوَ اللّهَ فَیسْتَجابُ لَهُ.»

کسى که در قلبش جز رضا و خشنودى خدا خطور نکند، چون خدا را بخواند، من ضامن اجابت دعاى او هستم.

کافی(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 62 ، ح 11


34- عبادت و پرستش

«مَنْ عَبَدَ اللّهَ عَبَّدَ اللّهُ لَهُ کُلَّ شَىْء.»

کسى که خدا را اطاعت و عبادت کند، خداوند همه چیز را مطیع او گرداند.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٤/٢٢
زهد ادا و اطوار نیست!

مرحوم آیت الله آقا مجتبی تهرانی از زهد در کلام امام عسگری می گوید:


زهد ادا و اطوار نیست

روایت از امام حسن عسگری صلوات الله علیه منقول است که حضرت فرمودند: با ورع ترین مردم کسی است که وقتی به یک عمل و کاری رسید که نمی داند حرام است یا حلال، آن کار را انجام ندهد.  اورع الناس من وقف عند الشبهة. وقتی به یک عملی می رسی که شبهه ناک است، یعنی نمی دانی این کار باطل است یا صحیح، حرام است یا حلال، اینجا توقف کن! آن کار را انجام نده! با ورع ترین مردم این شخص است.

اعبد الناس ما اقام علی الفرائض. عابدترین مردم کسی است که واجباتش را انجام بدهد. واجباتش را اقامه کند. این عابدترین مردم است. خوب توجه کنید اصلا در آن نه مستحباتی دارد و نه چیز دیگری غیر از واجبات. هیچ چیز نیست. کسی که فقط واجباتش را انجام دهد، از عابدترین مردم است. حالا بعضی خیال می کنند عابدترین مردم کسی است که شب تا به صبح به نماز بایستد و یا روزه مستحبی بگیرد، نخیر. کسی که مقید باشد واجباتش را انجام دهد، این عابدترین مردم است.

ازهد الناس من ترک الحرام. زاهدترین مردم کسی است که مرتکب حرام نشود. به این معنا که حرام را ترک کند. در باب زهد چون غالبا جنبه های مالی پیش می آید، فقط همین امور به ذهن آدم می آید. یعنی معمولا ما از زهد این را می فهمیم که  انسان مقید باشد مال حرام را ترک کند. ما این فرد را زهدترین مردم می دانیم، اما حضرت می فرمایند زاهدترین مردم از حرام خودداری می کند چه مال باشد و چه غیر مال. یعنی مرتکب حرام نمی شود.
حضرت نفرمود که زاهدترین مردم آن کسی است که مثلا نان خشک بخورد ! اصلا و ابدا ! یا مثلا کسی است که زیرش فرش نیندازد و روی وقوا بخوابد! زیر سرش بالش و متکا نگذارد و مثلا آجر بگذارد! مرحوم پدرم می فرمود هیچ وقت از این ادا و اطوارها در نیاورید! این عین تعبیر پدرم بود که گفتم. ایشان می فرمود از این ادا و اطوار ها درنیاور! این ها کار شیطانی است. اینها کار الهی نیست. در این کارها خدا نیست. این حرف ایشان است. ازهد الناس من ترک الحرام. کسی که کار حرام انجام ندهد زاهدترین مردم است.

اشد الناس اجتهادا من ترک الذنوب. ما در باب به اصطلاح طاعات و عبادات و امثال این ها می بینیم که این تعبیرات را می کنند که انسان باید کوشش کند و اجتهاد در اطاعت و عبادت داشته باشد. تعبیر "کوشش" و اجتهاد" در باب طاعات و عبادات مطرح می شود. در روایات ما هم همین طور است.
حضرت عسگری در اینجا می فرمایند: می دانید سخت کوش ترین مردم از نظر کوشش کردن نسبت به اطاعات  الهی و عبادات الهی کیست؟ آن کسی است که مقید باشد، گناه نکند. گناه نکن! نه اینکه اشد الناس اجتهادا کسی است که روزها روزه باشد و شبها هم تا به صبح بیدار باشد. کسی که این کارها را شروع کند خیلی سخت کوش نیست. اینکه مقید باشی گناه نکنی خیلی سخت است. اگر این گونه باشی تو را جزء افرادی می نویسند که کوشش زیاد برای اطاعت و عبادت خدا کرده ای.
اشد الناس اجتهادا من ترک الذنوب. یعنی گناه را ترک کن، تمام مستحبات پیش کش! با مستحبات کاری نداشته باش! با مکروهات کاری نداشته باش! مکروهات خیلی مهم نیست. اصلا این حرف ها تا زمانی که تو آلوده به گناه هستی، مطرح نیست. به تعبیر دیگر، می دانی از اول تا آخر روایت چه در می آید؟ اینکه کسی که مقید باشد به واجباتش عمل کرده و محرمات را ترک کند، با ورع ترین، عابدترین، زاهدترین و با کوشش ترین مردم در راه اطاعت الهی است.


روایت دیگری از امام عسگری علیه السلام منقول است که حضرت فرمودند:
زیاد به یاد خدا باشید "اکثروا ذکرالله تعالی" این ذکر (یاد) به معنای ذکر درونی است، چون در جمله بعد دارد: " و ذکر الموت " و مرگ نیز فراموشت نشود، چون در این عبارت ذکر به معنای درونی است. ذکر در عبارت اول نیز به قرینه به معنای یاد است، نه ذکر زبانی و این ذکر نقش سازنده دارد. حضرت می فرمایند: خدا یادت نرود، مرگ هم فراموش نشود. این دو سفارش، درونی بوده است. حضرت دو سفارش بیرونی هم فرموده اند:
سوم: قرآن زیاد بخوانید " و تلاوة القرآن " تلاوت قرآن آثار بسیار زیادی دارد و از نظر معنوی نورانیت می آورد.
چهارم: زیاد درود بر پیامبر بفرستید. حضرت سفارشات قبل را بدون علت فرمودند و فقط برای همین سفارش علت فرمودند، چون صلوات بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ده حسنه محسوب می شود.
مسئله صلوات بحث مفصلی است که در اینجا اشاره ای می کنم. صلوات هم نقش اثباتی دارد و هم نقش محوی. اینکه حضرت می فرمایند هر یک صلوات وقتی در نامه عمل ثبت و ضبط می شود ده حسنه نوشته می شود، نقش اثباتی است . از طرف دیگر حضرت در روایت دیگری می فرمایند نقش محوی نیز دارد، یعنی نقش استغفار هم دارد.
در روایات متعدد داریم که صلوات نقش نفیی هم دارد. یعنی از یک طرف حسنه نوشته می شود از طرف دیگر سیئه ای هم پاک می شود. به تعبیر دیگر صلوات دو چهره ای است، این که می گویند: بهترین ذکر صلوات است، به علت دو چهره بودن او است. صلوات هم مداد است هم پاک کن. لذا بسیار به صلوات سفارش شده است.
جنبه اثباتی صلوات نیز بحث مفصلی است، حتی در یک روایت داریم وقتی کسی صلوات بفرستد برایش ده حسنه می نویسند، از آن طرف ملائکه هفتاد صلوات برای او می فرستند، از طرف دیگر هم خدا هفتصد درود بر او می فرستد. جنبه ضریب صلوات بسیار بالاست و ما نمی توانیم که در فرستادن یک صلوات چه خبرها است. لذا امام عسگری علیه السلام سفارش به صلوات فرمودند.

 




:: برچسب‌ها: مذهبی, نصیحت و پند از علماء ربانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٤/۳
بگذر
نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٤/٢
تیتر با خودتان




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/۳/٩
زرنگ باش !!!

آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی: 

« اگر می خواهی صدقه بدهی، همین ‌طوری صدقهنده؛ زرنگ باش !!!

حواست جمع باشد، صدقه را از طرف امام رضا (ع) برای سلامتی آقا

امام زمان (عج) بده! برای دو معصوم است؛

دو معصومی که خدا آنها را دوست دارد،

ممکن نیست خداوند این صدقه ی تو را رد کند.

تو هم اینجا حق واسطه ‌گری‌ ات رامی گیری.

تو واسطه ‌ای و همین حق واسطه‌ گری است که اجازه می دهد

تو به مراحل خاص برسی »

 

از وبلاگ http://amour8498.persianblog.ir





:: برچسب‌ها: مذهبی, نصیحت و پند از علماء ربانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/۱٦
آیت الله بهجت
نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/۱٦
داستانک 5

دو دوست در بیابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا کردند. یکی به دیگری سیلی زد. دوستی که صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هیچ حرفی روی شن نوشت: « امروز بهترین دوستم مرا سیلی زد».
آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه ای رسیدند و تصمیم گرفتند حمام کنند.
ناگهان دوست سیلی خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد. 
او بر روی سنگ نوشت:« امروز بهترین دوستم زندگیم را نجات داد .» 
دوستی که او را سیلی زده و نجات داده بود پرسید:« چرا وقتی سیلی ات زدم ،بر روی شن و حالا بر روی سنگ نوشتی ؟» دوستش پاسخ داد :«وقتی دوستی تو را ناراحت می کند باید آن را بر روی شن بنویسی تا بادهای بخشش آن را پاک کند. ولی وقتی به تو خوبی می کند باید آن را روی سنگ حک کنی تا هیچ بادی آن را پاک نکند.»

از وبلاگ http://amour8498.persianblog.ir

 




:: برچسب‌ها: جالب, مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/۱٦
اثرات کارهای کوچک ...!

 

هیچ گناهی را کوچک نشمارید و به کوچکی آن نگاه نکنید،نگاه کنید ببینید مخالفت چه کسی را کردید ..شاید غضب خدا در همین گناه باشد ، از آن طرف، هیچ عبادتی را هم کوچک نشمارید ، شاید که رضایت خدا در همین عبادت باشد ، دست کوری را می گیری و از این طرف خیابان به آن طرف می بری ، نگو این که چیزی نیست ، یک وقت می بینی که همین کار کوچک تو ر ا بهشتی کرد ...!

آیت ا... تهرانی "

از وبلاگ http://amour8498.persianblog.ir

مطلب قبلی هم از همین وبلاگ بود




:: برچسب‌ها: مذهبی, نصیحت و پند از علماء ربانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/۱٦
انگار نه انگار امام زمانشان غایب است
نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/۱٦
حیا
نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/۱٦
2 پند از آیت الله مجتهدی و آیت الله بهجت

 

 

 

روزی در حرم امام رضا(ع) جوانی نزد من آمد و پرسید:
 اگر بخواهم زنگار دلم را پاک کنم باید چه کنم.؟ از این جوان و سؤالی که پرسید خیلی خوشم اومد. به او گفتم برای پاک کردن دلت چند راه ساده وجود دارد؛
 اول اینکه از قرائت قرآن مخصوصا سحرها غفلت نکن.
دیگر اینکه زیاد استغفار کن و یک راه دیگر که
 البته آن زمان به آن جوان نگفتم و الان به شما می‌گویم؛ 
محبت به بچه یتیم است.
تا می‌توانی به یتیمان محبت کن و دست نوازش بر سرشان بکش. 

 

 

از وبلاگ http://amour8498.persianblog.ir/




:: برچسب‌ها: مذهبی, نصیحت و پند از علماء ربانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/۱٦
گناه از دیدگاه حاج آقــا قرائتی
نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/۱٠
یوسف...

 

برادران یوسـف وقتـی می‌خواسـتند یوسف را به چـاه بیفکنند، یوسف لبـخندی زد.یهودا (یکی از برادران) پرسید: چـرا خندیدی؟ اینجا که جای خـنده نیـست! یوسـف گفت: روزی در فکر بودم چگونه کسـی می‌تواند به من اظهار دشـمنی کند با اینکه برادران نیرومندی دارم! اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد، تا بدانم کهنباید به هیچ بنده ای تکیه کرد...

 

برگرفته از وبلاگ : http://amour8498.persianblog.ir/




:: برچسب‌ها: مذهبی, جالب

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/٧
خدمت

پدر و مادرت را نگاه کن. نگاه کردن به جمال مادرت خودش عبادته
فرمان مادر را ببر، ببین که چه بر سر تو خواهد آمد. هرچه مادرت سخت گیرتر باشد فرمانش را ببر ...
اگر مادرت تند باشد فرمان بردن از او اثرش بیشتر است.
فرمان مادر ِ خوش اخلاق را که همه می برند.
اگر به غریبه هم بگوید اینجا بیا، خواهد گفت خانم چه می گویید، چشم. کارش را رها می کند و بار او را بر میدارد و یا راه او را باز می کند. 
اگر مادر و پدر تندی دارید تا فرمان او را بردید آن وقت می فهمید چه کرده اید. خداوند متعال نشانت خواهد داد که ببین چه کرده ای،
کار بزرگان را انجام دادی، با ما رفیق و انیس و مونس شدی ...


حاج محمد اسماعیل دولابی




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/٧
لغت نامه ی مامانم...

فرهنگ لغت مامانم : 

این آشغالا که میزاری تو گوشت = هدست . 
این آشغاله که شب و روز دستته = موبایلم . 
این آشغالا که همش سرت توشه = لپ تاپم . 
این آشغالا که میخوری = قره قروت . 
این آشغال دونی = اتاقم !!! 
این آشغال = خودم 
سلامتیه همه مامانای دنیا صلوات



:: برچسب‌ها: مذهبی, جالب

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/٢/۱
روز مادر مبارک

 

روز مادر مبارک. احادیث در ادامه مطلب




:: برچسب‌ها: مذهبی

:: ادامه مطلب
نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/۱/۳٠
نهضة مسلم بن عقیل

کان لنهضة مسلم موعد مضروب بینه وبین الناس ولم یزل هو ومن بایعه یتأهّبون لذلک الأجل من تعبئة الرجال وتهیئة العتاد ورسم خطط الحرب والأخذ بالتدابیر اللازمة غیر أن الأمر باغته بالقبض على هانی وهو آخذ بعضده وموئل رأیه وفی داره قاعدة ولایته ومرکز سلطته فاضطرّت الحالة (مسلماً) أن یتعجّل الخروج قبل الأجل مخافة أن یؤخذ غیلة ولعلّه ینقذ صاحبه من مخلب الظالم وقد أسلمته عشیرته.
وکان رسوله إلى القصر عبد الله بن حازم الکبرى من الأزد من بنی کبیر (1)لیأتیه بخبر هانی فعرفه حبسه وإن نسوة مراد مجتمعات ینادین وآثکلاه وآعثرتاه فعندها أمره أن ینادی فی أصحابه (یا منصور أمت) (2)وقد ملأ بهم الدور حوله وتنادی أهل الکوفة بذلک الشعار فاجتمع إلیه أربعة آلاف فعقد رایة لعبید الله بن عمرو بن عزیز الکندی على ربع کندة وربیعة وأمّره على الخیل ورایة لمسلم بن عوسجة الأسدی على بیع مذحج وأسد وأمّره على الرّجالة ورایة لأبی ثمامة الصائدی على ربع تمیم وهمدان ورایة للعباس بن جعدة الجدلی على ربع المدینة.
ثم أقبل مسلم (علیه السلام) بهؤلاء الجمع إلى القصر وکان ابن زیاد فی الجامع الأعظم یخطب الناس فجخلت النظارة المسجد من باب التمارین یهتفون بمجیء ابن عقیل فراع ذلک ابن زیاد وأسرع إلى القصر وأغلق أبوابه.
واجتمع الناس حتى امتلأ المسجد والسوق منهم وأحاطوا بالقصر وطاق بابن زیاد ذرعه إذ لم یکن معه إلا ثلاثون رجلاً من الشرطة وعشرون رجلاً من أشراف الناس وأهل بیته وموالیه ).( 3))
فکان أسهل شیء على أُولئک الدارعین الإجهاز على ابن مرجانة ومن معه لأوّل وهلة فی طلیعة الزحف وفی القوم مساعیر للحرب ولعلّ منهم من لا یروعه التقحّم على أُولئک النفر المعدودین بالأنامل ولم یکن لابن زیاد فی ذلک الوقت غیر قعقعة الإِرهاب وما أدری کیف انطلت هذه البهرجة على ذوی البصائر بشؤون المصر الواقفین على ما فی أرجائه من قلاقل وفی أجوائه من محن وإحن.
ولکن لا عجب من أذناب الکوفیین إذا مالوا مع عُصبة الشیطان بمجرّد أن سمعوا ابن الأشعث وحجار بن أبجر وشمر بن ذی الجوشن یمنونهم العطاء مع الطاعة ویهددونهم بجند الشام الموهوم وأشرف علیهم کثیر بن شهاب حین کادت الشمس أن تغرب وقال: أیّها الناس ألحقوا بأهالیکم ولا تعجلوا الشرّ ولا تعرضوا أنفسکم للقتل فإن هذه جنود أمیر المؤمنین یزید قد أقبلت وقد أعطى الله الأمیر عهداً لئن أتممتم على حربکم ولم تنصرفوا عن عشیتکم أن یحرم ذریتکم العطاء ویفرق مقاتلتکم فی مغازی الشام على غیر طمع وأن یأخذ البریء بالسقیم والغائب بالشاهد حتى لا یبقى فیکم بقیة من أهل المعصیة إلا ذاق وبال ما جرت یده) .( 4))
فطفق الأخ یخذل أخاه تتعلّق بزوجها حتى یرجع والآباء یفصلون أبناءهم عن الجهاد ویحبّون لهم العافیة شأن أذناب الناس الدقاق حسباً الضعفاء حلوماً.
فتفرّق أُولئک الجمع عن مسلم (علیه السلام) حتى لم یبق معه إلاّ ثلاثمائة رجل وصلّى العشاء بالمسجد ومعه ثلاثون رجلاً وانصرف نحو کندة (5)ومعه ثلاثة ولم یمض إلاّ قلیلاً وإذا لم یشاهد أحداً یدلّه على الطریق فنزل عن فرسه ومشى متلدداً فی أزّقة الکوفة لا یدری إلى أین یتوجّه .( 6)

خطبة ابن زیاد

لمّا تفرّق الناس عن مسلم (علیه السلام) وسکن لغطهم ولم یسمع ابن زیاد أصوات الرجال أمر من معه فی القصر أن یشرفوا على ظلال المسجد لینظروا هل کمنوا فیها فکانوا یدلون القنادیل ویشعلون النار فی القصب ویدلونها بالحبال إلى أن تصل إلى صحن الجامع وفعلوا ذلک بالظلة التی فیها المنبر فلم یروا لأصحاب ابن عقیل أثراً فاعلموا ابن مرجانة فأمر منادیه أن ینادی فی الناس لیجتمعوا فی المسجد ولما امتلأ المسجد بهم رقی المنبر وقال أن ابن عقیل قد أتى ما فی داره ومن جاء به فله دیّته اتّقوا الله عباد الله وألزموا طاعتکم وبیعتکم ولا تجعلوا على أنفسکم سبیلاً.

إلى السجن

ثم أمر ابن زیاد صاحب شرطته الحصین بن تمیم أن یفتّش الدور والسکک وحذّره بالفتک الذریع إذا أفلت مسلم وخرج من الکوفة) .( 7))
فقام الحصین بهذه المهمة فبثّ العیون ووضع الحرس على أفواه السکک وتتبّع الأشراف الناهضین مع مسلم فقبض على عبد الأعلى بن یزید الکلبی وعمارة بن صلخب الأزدی فحبسهما ثم قتلهما.
وحبس جماعة من الوجوه استیحاشاً منهم وکان فیهم المختار الثقفی وعبد الله بن نوفل بن الحارث بن عبد المطلب (8)وقد خرجا لنصرة ابن عقیل وکان المختار عند خروج مسلم فی قریة له تدعى (لقفا) فجاء بموالیه یحمل رایة خضراء ویحمل عبد الله بن الحارث رایة حمراء وانتهیا إلى باب الفیل ووضح لهما قتل مسلم وهانی وأشیر علیهما بالدخول تحت رایة عمرو بن حریث ففعلا وشهد لهما ابن حریس باجتنابهما مسلماً (علیه السلام) فأمر ابن زیاد بحبسهما بعد أن شتم المختار واستعرض وجهه بالقضیب فشتر عینه وبقیا فی السجن إلى أن استشهد الامام الحسین (علیه السلام).( 9))
ولمّا احضر سبی آل محمد (صلى الله علیه وآله وسلم) فی مجلسه أخرج المختار من الحبس شامتاً منه وفرحاً بما یحسبه من الظفر وإذ رأى المختار هیئة منکرة زفر زفرة کادت روحه أن تخرج فیها ولم یثن هذا من عزمه ولا أوهن من عقیدته فأغلظ لابن زیاد فی کلام جرى بینهما وعرفه بالعقیدة التی یحملها من مصدر وثیق بأن أیّامه عدد ومُلکه بدد وسیلقى خزیاً وبواراً یکون ذلک على یده.( 10))
فأضحک ابن زیاد هذا النبأ من أسیر تحت قبضته ولیس له مساعد له یحذر سطوته خصوصاً یرى أعناق الأشراف ذللاً نحوه وقد ملأ السجن بمن یتحفّز لنخوته فأرجعه إلى السجن ولم یطلق سراحه إلا بشفاعة عبد الله بن عمر بن الخطاب عند یزید لاقترانه من (صفیّة) ابنة أبی عبید الثقفی أخت المختار.
ولمّا خطب ابن زیاد بعد قتل ابن عفیف الأزدی ونال من أمیر المؤمنین بحضرة أُولئک الأجلاف من الکوفیین ولم یلق منهم رداًّ علیه غیر المختار فقد ثار فی وجهه شاتماً له ومعرفاً بأن اللصیق لم یستحقّ من الإِمارة موطأ قدم وإن أهلها العاملون بالحقّ السالکون بالأمّة طریق الجدد المهذّبون المرشدون کابن عقیل ومن حذا حذوه من أهل هذا البیت الطاهر..
فأمر ابن مرجانة بقتله غیر أن عمر بن سعد تشفّع فیه لأنّه کان صهره على أخته أولدت له حفصاً فأرجعه إلى السجن ثم تشفّع فیه ثانیاً عبد الله بن عمر عند یزید فکتب إلى ابن زیاد یأمره بإطلاقه فأخرجه من السجن على أن لا یساکنه فی البلد .( 11))

فی بیت طوعة

لقد کان فی الکوفة ممن تحلّى بسمات الرجال المهذّبین الذین لم تلمّ بساحتهم أی لائمة ولا توجّهت إلیهم مغبّة وإنّه ذلک الإنسان الواحد الحاوی للشرف المعلّى والذکر الخالد والثناء الجمیل وحضى بالرضوان مع حبیب الله وخاتم رسله ألا وهی طوعة)).
ولو کنّ النساء کمن ذکرنا***لفضلت النساء على الرجال
فلا التأنیث باسم الشمس عیب***ولا التذکیر فخر للهلال
أصحیح أن امرأة تفوق الرجال فی الفضائل والفواضل نعم إن ذلک لما أجنته فی أضالعها من طهارة النفس وشرف المنبت والولاء الصحیح لأهل هذا البیت فقامت بما یرضی الله ورسوله ویحبّذه الشرف والإنسانیة ویدعو إلیه الخطر والناس یتمایزون بالنفسیات الکریمة والغرائز الطیّبة والعمل الصالح.
قال المؤرّخون لما بقى مسلم وحده یتلدّد فی أزّقة الکوفة لا یدری إلى أین یتوجّه انتهى به السیر إلى باب امرأة یقال لها طوعة أم ولد کانت للأشعث بن قیس أعتقها وتزوّجها أُسید الحضرمی فولدت له بلالاً کان مع الناس وکانت هذه المرأة على الباب تنتظره فلمّا رآها مسلم (علیه السلام) استقساها فسقته فجلس على الباب لا تطاوعه نفسه أن یبتدئها بطلب الإذن فی الدخول للدار ولا یعرف موضعاً یؤویه من عادیة الطاغی ولا من یأخذ به إلى الخلّص من صحبه والشوارع فیها الحرث وقد فرّق الخوف جُلّ الناهضین معه .
فالتفتت إلیه قائلة: ألم تشرب؟ فأجابها بصوت منکسر وزفرات متصاعدة: نعم قد شربت، قالت: إذاً لماذا لم تذهب إلى أهلک؟ فسکت عنها إذ لم یکن له أهل ولا یعرف من یأویه ولکنها لم تقتنع بذلک لأنّها امرأة مصونة تأنف من وقوف الأجنبی على بیتها فقالت له: إنّی لا أحلّ لک الجلوس هنا ولا یصلح لک.
فعندها رقّ وتلاین وقال: یا أمة الله ما لی فی هذا المصر منزل ولا عشیرة فهل لک إلى أجر ومعروف ولعلّی مکافئک به بعد هذا الیوم.
فاستفزّتها هذه الکلمة الغالیة لأنّ الأجر من أعمال الصالحین والمعروف لا یکافئ علیه إلاّ أهله فقالت مستفهمة: وما ذاک؟ قال: أنا مسلم بن عقیل کذّبنی هؤلاء القوم وغرّونی.
فلمّا سمعت باسمه شعرت بزلفى الأبد وسعادة لا یتوفق لها إلا من أودع الله تعالى فیه نور الإِیمان فأعادت علیه السؤال عن اسمه متأکّدة فی الحصول على الغایة الثمینة وقالت له: أنت مسلم؟ قال نعم، فرحّبت به وامتلأ قلبها سروراً بالحضوة بضیافة مثل داعیة ابن الرسول (صلى الله علیه وآله وسلم) وأدخلته بیتاً غیر الذی یأوی إلیها ابنها وعرضت علیه الطعام فأبى.
ولمّا وافى ابنها المنزل ورآها تکثر الدخول لذلک البیت استراب منه فاستفهمها عنه فأعرضت وألحّ علیها فلم تخبره إلا بعد أن أخذت علیه العهود أن لا یُعلِم أحداً بمن فی البیت فبات الغلام فرحاً بجائزة ابن زیاد ).( 12))

مسلم فی الیوم الثانی

کانت هذه اللیلة أطول لیلة مرّت على مسلم (علیه السلام) یرقب آناءها ویعدّد دقائقها وثوانیها ینظر بعین البصیرة إلى زوایا البیت وهو یعلم أنّه مأتیّ لا محالة ولکن کیف یؤتى ومن أین یتوقّع الهجوم علیه وکیف یدافع ولا یبصر إلا ناحیة واحدة شدّ إلیها الرحال منذ خرج من المدینة بأمر السبط الشهید ألا وهی إظهار الدعوة إلى حُکم الکتاب المجید وسنّة الرسول وإنقاذ الأمّة من مخالب الضلال وتعریفها سبیل الرُّشد من الغیّ ومما زاد فی طمأنینته رؤیاه عمّه أمیر المؤمنین فی المنام یقول له: أنت معی غداً فالعجل العجل) .( 13))
فعرفت نفسه المطمئنّة الملهمة أن فی صباح هذه اللیلة اللقاء والفناء الذی فیه البقاء الأبدی فلم تبعثه الحالة إلاّ إلى النشاط والبسلة والوثوق بأزوف الموعد فلمّا انفلق عمود الفجر وانفتل من صلاته ودعائه ونوافله تأهّب لمجاهدة من مَرَقَ عن الدین وأعرض عن وصایا النبیّ فی أهله وذویه وقال لطوعة قد أدّیتِ ما علیکِ من البرّ والإِحسان وأخذتِ نصیبکِ من شفاعة رسول الله وقصَّ علیها الرؤیا ).( 14))
أمّا ابن العجوز فذهب إلى القصر واعلم عبد الرحمن بن محمد بن الأشعث بمکان مسلم (علیه السلام) فی بیتهم فأخبر عبد الرحمن أباه ووضح الأمر لابن زیاد فدعا الغلام وطوّقه بطوق من ذهب وأمر ابن الأشعث أن یذهب إلیه فی سبعین من قیس لیأتیه به.( 15))
فلمّا سمع مسلم (علیه السلام) وقع حوافز الخیل ولغط الرجال علم أن هذا طلیعة الشر فخرج إلیهم بجأش طامن وجنان راسخ بهضم یهزأ الرواسی وحشو الردى منه فروسیة وشجاعة وملء إهابة بشر ومسرّة فاستقبلهم کمی آل أبی طالب فی جحفل مجر من عزمه أو حشد لهام من بأسه والقوم سبعون دارعاً وهو واحد فی ذلک المأزق الحرج من نواحی البیت فلم یفتأوا یرجفوا علیه الدار وهو یکردهم غیر مکترث بعددهم ولا بعدّتهم).( 16))
ولم یشعروا أهو مسلم ینساب علیهم بصارمه أو عمّه أمیر المؤمنین یشقّ الصفوف ویطرد الألوف أو أن زوبعة الحمام أخذتهم من نواحیهم فقتل من السبعین أربعین وهو یرتجز :
هو الموت فاصنع ویک ما أنت صانع***فأنت بکأس الموت لا شکّ جارع
فصبراً لأمر الله جلّ جلاله***فحکم قضاء الله فی الخلق ذایع)( 17))
وکان من قوّته یأخذ الرجل من محزمه ویرمی به فوق البیت (18)والمرأة الطاهرة (طوعة) تحرضه على القتال (19)فاضطرهم البؤس والیأس من الظفر إلى الاستمداد فأنفذ ابن الأشعث إلى ابن مرجانة یستمده الرجال فبعث إلیه: إنا أرسلناک إلى رجل واحد لتأتینا به فثلم فی أصحابک هذه الثلمة فکیف لو أرسلناک إلى غیره ).( 20))
فأرسل إلیه ابن الأشعث: أیّها الأمیر أتظنّ أنّک أرسلتنی إلى بقّال من بقالی الکوفة أو جرمقان من جرامقة الحیرة وإنّما وجّهتنی إلى سیف من أسیاف محمد بن عبد الله، فأمدّه بخمسمائة فارس ).( 21))
إنّ ابن مرجانة یعجب من هذه البسالة الطالبیة وما لهم من القسط الأوفر منها ولا تزال أنباء مواقفهم فی الحروب ترنّ فی مسامعه کما أن صداها لم ینقطع عن أذن الدهر ومسامع الأجیال والأندیة تلهج بحدیث النبیّ (لو ولد الناس کلهم أبو طالب لکانا شجعاناً) (22) فتجمهروا علیه من کل الجهات وصریخة آل أبی طالب لا یکترث بجمعهم ولم ترعه کثرتهم فأوقع فیهم الموت الزؤام واختلف هو وبکیر بن حمران الأحمری بضربتین ضرب بکیر فم مسلم (علیه السلام) فقطع شفته العلیا وأسرع السیف إلى السفلى ونصلت لها ثنیتان وضربه مسلم على رأسه ضربة منکرة وأخرى على حبل العاتق کادت ان تطلع إلى جوفه فمات منها).( 23))
وأخذ یقاتلهم وحده فی ذلک المجال الضیّق حتى أکثر القتلى والناس من أعلى السطوح یرمونه بالحجارة ویقلبون علیه القصب المضرم بالنار وهو یرتجز فی حملاته.( 24)
أقسمت لا أقتل إلاّ حرّاً***وإن رأیت الموت شیئاً نکرا
کل امرء یوماً ملاق شراً***ویخلط البارد سخناً مُرّا
ردّ شعاع النفس فاستقرا***أخاف أن أکذب أو أغرّا
ولمّا أثخنته الجراح وأعیاه نزف الدم استند إلى جنب تلک الدار فتحاملوا علیه یرمونه بالسهام والحجارة فقال: ما لکم ترمونی بالحجارة کما ترمى الکفار وأنا من أهل بیت الأنبیاء الأبرار ألا ترعون حقّ رسول الله فی عترته ).( 25))
وحیث أعوزتهم الحیل والتدابیر الحربیة لإِلقاء القبض علیه او التوصل إلى قتله أو تحرّی منجاة من سیفه الرهیف قابلوه بالأمان عساه یکف عن القتال فیتسنّى لهم بعض ما یرمونه فقال له ابن الأشعث أنت آمن إلا عبید الله بن العباس السلمی فإنه تنحّى وقال لا ناقة لی فی هذا ولا جمل .( 26)
أمّا ابن عقیل (علیه السلام) فلم تفته خیانتهم ونقضهم العهود وإنّهم لا یرقبون فی مؤمن إلاّ ولا ذمّة فلم یعبء بأمانهم فقال لا والله لا أؤسر وبی طاقة لا یکون ذلک أبداً وحمل على ابن الأشعث فهرب منه ثم تکاثروا علیه وقد اشتّد به العطش فطعنه رجل من خلفه فسقط إلى الأرض وأُسر .( 27)
وقیل أنّهم عملوا حفیرة وستروها بالتراب وانکشفوا بین یدیه حتى إذا وقع فیها أسروه) .( 28))
ولمّا أرکبوه البغلة وانتزعوه سیفه دمعت عینه فقال له عمرو بن عبید بن العباس السلمی إن الذی یطلب مثل الذی تطلب إذا نزل به مثل ما نزل بک لم یبکِ فقال (علیه السلام) ما على نفسی أبکی ولکن أبکی لأهلی المقبلین إلیکم أبکی للحسین وآل الحسین) .( 29))
ان الذی أبکاه أمام ذلک الجمع المحارب أمر دینی وطاعة للمولى نظیر الغایة التی أوقفته هذا الموقف وهو ما سیجری على حجّة الوقت الواجب على العباد الانقیاد له والخضوع لأمره وإن سیّد شباب أهل الجنّة سیرد هذا المورد متى حلّ بین ظهرانی أهل الکوفة الطغاة وهو لا یرید أن تشوک سیّده شوکة ولا یستهین أن یصیبه أی أذىً وإنّما وقف هذا الموقف للحصول على مرضاة إمامه والدعوة إلیه والذبّ عنه ولم یبرح هذه نوایاه حتى نسی نفسه ولم ینس أبی الضیم (علیه السلام) فطفق یبکی لما یصیبه وهو مرتثّ بالجراح وفی آخر رمق من الحیاة فحیّاه الله من شهم سیط الإِیمان بلحمه ودمه وعاد مزیج نفسه الکریمة.
وفی نصّ سبط ابن الجوزی أن ابن الأشعث سلب مسلم بن عقیل درعه وسیفه فقال بعض الشعراء یؤنّبه على فعلته هذه وترکه نصرة هانی .( 30)
وترکت عمّک لم تقاتل دونه***فشلاً ولولا أنت کان منیعا
وقتلت وافد آل حزب محمد***وسلبت أسیافاً له ودروعا
ولما جیء به إلى القصر تساند إلى الحائط وقد أخذه الضعف لنزف الدم وشدّة الظمأ فرأى قلّة مبردة فطلب منها ما یبلّ غلته فقال له مسلم بن عمرو الباهلی: أتراها أبردها لا تذوق منها قطرة حتى تذوق الحمیم فی نار جهنّم!.
فبکرت هذه الکلمة على ابن عقیل أن تصدر من رجل یدّعی الإسلام ویتشهّد الشهادتین ثم لا تسمح نفسه ببذل الماء الذی هو مباح لعامّة الحیوانات ولا یمنع منه حتى الکافر والشریعة تنادی بأعلى صوتها: الناس شرع سواء فی الماء والنار والکلاء، ثم أی رجل یحمل أقل شیء من العاطفة یشاهد إنساناً بتلک الحالة المشجیة ثم یضنّ علیه بشربة من ماء أنّه لخارج عن الحدود البشریة ومستوى الإنسانیة.
ومن هنا تعجّب مسلم (علیه السلام) واستفهم عن حسبه فقال له من أنت؟ قال أنا ابن من عرف الحقّ إذا أنکرته ونصح لإمامه إذ غششته وسمع وأطاع إذ عصیته وخالفته أنا مسلم بن عمرو الباهلی!.
فقال ابن عقیل لأمّک الثکل ما أجفاک وأقظک وأقسى قلبک وأغلظه أنت یا ابن باهلة أولى بالحمیم والخلود فی نار جهنّم.
وعلى هذا الحوار بعث عمرو بن حریث غلاماً له یدعى سلیماً فأتاه بالماء (31)وفی نصّ آخر أرسل عمارة بن عقبة بن أبی معیط غلامه قیساً وأتاه بالماء (32)وهل شرب ابن عقیل من الماء فیخفف من اللغوب ویطفئ أوار الظمأ؟ لا! فإنّه کلما أدنا القدح منه امتلأ دماً للضربة التی على شفتیه وفی الثالثة امتلأ دماً وسقط فی القدح ثنایاه فترکه وقال: لو کان من الرزق المقسوم لشربته) .( 33))

فی قصر الإِمارة

لقد جرى من الکفور الملحد***نغل زیاد الظلوم المعتدی
ما قد جرى من فاحش الخطاب***ومن قبیح الرد والجواب
وغیر ضائر عواء الکلب***إذا عوى على النجوم الشهب
وکیف یرجى من عدوّ الله فی***ولیّه شیء من التعسّف
أُدخل ابن عقیل (علیه السلام) على ابن زیاد وهو على سریر الطغیان والجور ومسلم أسیر مکتوف لا یجد أحداً ینجده ولا من یقف دونه فلم یتظاهر بالخضوع لابن مرجانة ولا استلان له واستعطفه بالسلام علیه ولما اعترضه الشرطی بقوله: ألا تسلّم على الأمیر؟ قال: إنّه لیس لی بأمیر .( 34))
أراد بهذه الکلمة تعریف الحضور بأنّه مقاوم للسلطة الغاشمة ومناوئ لهذا الجائر حتى عند تضاؤل قواه وانفلات الأمر من یده وعند منصرم العمر ولعلّ بذلک یتجدّد المقت من الأمة على ابن مرجانة وتحتدم القلوب علیه وعلى من ولاّه أمر البلاد فیستطیع حینئذٍ أن یقول القائل إن داعیة الصلاح رافض لحکومة الضلال حتى فی أحرج المواقف ولا یهون علیه شیء من أمرها فلا یفوت أهل الکوفة العلم بمشروعیة هذه الولایة وإن الأخوة التی شرفه بها سیّد الشهداء أخوة شرف وإیمان والثقة التی فاز بها کما فی صکّ الولایة لا یدرک مداها.
ولم یقتنع مسلم (علیه السلام) بکل ذلک حتى أخذ یعرف الناس فی ذلک المجلس نفسیة عبید الله وأبیه ومن أجلسه هذا المجلس لتتمّ الحجّة فلا یعتذر أحد بالغفلة والجهل وإن لقوة الجور مفعولاً آخر.
فإنّه لما قال له ابن زیاد: أیّها یا ابن عقیل أتیت الناس وأمرهم واحد فشتّت أمرهم وفرقت کلمتهم وحملت بعضهم على بعض! قال: کلاّ لست أتیت لذلک، ولکن أهل المصر زعموا أن أباک قتل خیارهم وسفک دماءهم وعمل فیهم أعمال کسرى وقیصر فأتیناهم لنأمر بالعدل وندعو إلى حکم الکتاب.
قال ابن زیاد: إن نفسک تمنیک ما حال الله دونه ولم یرک أهله.
فقال مسلم: فمن أهله؟.
فقال ابن زیاد: أمیر المؤمنین یزید.
فقال مسلم: الحمد لله على کل حال رضینا بالله حکماً بیننا وبینکم.
فقال ابن زیاد: کأنّک تظنّ أن لکم فی الأمر شیئاً.
فقال مسلم: والله ما هو الظنّ لکنّه الیقین.
فقال ابن زیاد: قتلنی الله إن لم أقتلک قتلة لم یقتلها أحد فی الإِسلام!
فقال مسلم: أما إنّک أحقّ من أن تحدث فی الإِسلام ما لم یکن، وإنّک لا تدع سوء القتلة وقبح المثلة وخبث السریرة ولؤم الغلبة لأحد من الناس أحقّ بها منک.
فشتمه ابن زیاد وشتم حسیناً وعلیّاً وعقیلاً!.
لقد نضجت آنیة ابن مرجانة بما فیها من فحش وخناء وأسمع مسلماً ما لا تحمله الجبال الرواسی فما استهان ولا استلان ولا تکعکع عن إبداء الحقیقة للناس وإیقافهم على مخازیه ومخاریق أبیه وبوائق من استعملها حتى أحرج الموقف وسدّ المذاهب علیه فلم یر الدعی وسیلة لمقابلة ابن عقیل إلا بسبّ أمیر المؤمنین ذلک الذی یقول فیه رسول الله: یا علیّ ما عرف الله إلا أنا وأنت وما عرفنی إلا الله وأنت وما عرفک إلا الله وأنا یا علّی من سبّک فقد سبّنی ومن سبّنی فقد سبّ الله.( 35))
هاهنا لم یطق مسلم صبراً وإن صبر قبل ذلک على مثل حزّ المدى فقال لابن مرجانة فاقضِ ما أنت قاضٍ یا عدوّ الله.

کتم السرّ

کتم السرّ من لوازم المروءة فإن فی إفشائه أما فضیحة على من أذیع عنه إن کان ذلک المذاع من الرذائل على غیر متجاهر بها والله سبحانه یحبّ الستر على المؤمنین إبقاء لحیثیاتهم فی الجامعة وکلاءة لعضویتهم فیها فإن الحطّ من الکرامة یوجب سقوط محلّه بین الناس ویعود منبوذاً بینهم فلا یصغى لقوله ولا یحترم مقامه فیختلّ التکاتف والتعاون على حفظ النظام ویکون ذلک مبدءاً لتجری الغیر کما هو مقتضى الجبلة البشریة، ومثالاً لنفرة أُناس ممّن یترفّعون عن أمثالها فتسود المنابذة وتحتدم البغضاء وإذا کان المولى سبحانه وهو القابض على أزّمة الخلق القادر على کشف ما انطوت علیه ضمائرهم یستر علیهم ویفیض ألطافه مع الناهی فی الطغیان وینادی کتابه العزیز: (إن الذین یحبون أن تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب ألیم))).
ولمّا سأل رسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم) ربّه جلّ شأنه أن لا یحاسب أمتّه بحضرة الملائکة والأنبیاء فیطّلعوا على عیوبهم قال تعالى یا حبیبی أنا أرأف بعبادی منک وإذا کرهت کشف عیوبهم عند غیرک فأنا أکره أن أکشفها عند فأحسبهم وحدی بحیث لا یطلع على عثراتهم غیری .( 36)
فإفشاء السرّ وإذاعته ممنوع منه سواء کان فیه العیب والنقص على الشخص بخروجه عن قانون الشریعة أو لم یکن فیه العیب لأن فی إذاعة السرّ إیذاء له وهتکاً لحرمته وخیانة لما استودع له فإن الحدیث بین الناس أمانة إذاً فهو محرم بجمیع أقسامه سواء کان بالغیبة أو النمیمة أو بالإفضاء لمن لا یرضى صاحب السرّ علیه غیره لکونه إیذاء له فلا یوصف به مؤمن فاضل ولا إنسان کامل إلا من ضربت الخسّة فی عنصره ومدت الدناءة فیه عروقها.( 37))
ومن هذا تعرف کیف بلغ اللؤم ورداءة المنبت بعمر بن سعد حین أفضى بالسرّ الذی أودعه عنده مسلم بن عقیل وذلک أن ابن عقیل طلب من ابن زیاد أن یوصی إلى بعض قومه فأذن له فنظر إلى الجلساء فرأى فیهم ابن سعد فقال له أن بینی وبینک قرابة ولی إلیک حاجة ویجب علیک نجح حاجتی وهی سرّ فأبى أن یمکنه من ذکرها فقال ابن زیاد لا تمتنع من النظر فی حاجة ابن عمّک فقام معه بحیث یراهما ابن زیاد فأوصاه مسلم (علیه السلام) أن یقضی من ثمن سیفه ودرعه دیناً استدانه منذ دخل الکوفة یبلغ ستمائة درهم وأن یستوهب جثته من ابن زیاد ویدفنها وأن یکتب إلى الحسین بخبره.( 38))
فأفشى ابن سعد جمیع ذلک إلى ابن زیاد فقال ابن زیاد لا یخونک الأمین ولکن قد یؤتمن الخائن) .( 39))
لم یفت مسلماً ما علیه ابن سعد من لؤم العنصر وأنه سیفشی بسرّه بین الملأ لکنّه أراد تعریف الکوفیین بأن هذا الذی یعدّونه من کبرائهم ویتبجّج بأن أباه فاتح البلاد هذا حدّه من المروءة وموقفه من الحفاظ فلا یغترّ به أحد إذا تحیّز إلى فئة أو جنح إلى جانب فإنه لا یهوى إلا مثله وهناک دقیقة أخرى لاحظها مسلم فی هذه الوصیة وهی الإرشاد إلى أنّه ومن یعقبه من الرهط الهاشمی لم یقصد هذا المصر لاستنزاف أموالهم وإنّما جاؤوا منقذین وملبّین لدعوتهم ونشر الإِصلاح فیهم وأول شاهد على ذلک أنّه أیّام إقامته بالکوفة لم یمدّ یده إلى بیت المال على أنّه جاء والیاً یتصرّف کیف شاء وتحت یده ما یجمع من المال إلاّ أنّه قضى أیّامه البالغة أربع وستّین یوماً بالاستدانة وهکذا ینبغی أن یسیر أولیاء الأمور فلا یتّخذون مال الفقراء مغنماً وأین من یفقه هذه الأسرار.

الشهادة

لما أکثر مسلم (علیه السلام) من الطعن على ابن زیاد فی حسبه ونسبه أمر رجلاً شامیاً أن یصعده إلى أعلى القصر ویشرف به على موضع الجزارین (40)ویضرب عنقه ویرمی بجسده ورأسه إلى الأرض فأصعده الشامی ومسلم یسبّح الله ویکبّره ویستغفره ویقول: اللهمّ احکم بیننا وبین قوم کذّبونا وغرّونا وخذلونا وقتلونا ثم صلّى رکعتین (41)وتوجّه نحو المدینة وسلّم على الحسین (42) فضرب الرجل عنقه ورمى بجسده إلى الأرض کما أمره ابن زیاد (43) ونزل مذعوراً فسأله ابن زیاد عمّا دهاه قال رأیت ساعة قتله رجلاً أسود سیّئ الوجه حذائی عاضاً على إصبعه فقال له: لعلّک دهشت! (44) قصداً لتعمیة الأمر على الجالسین حوله لئلا یفشوا الخبر فتزداد عقیدة الناس بداعیة الامام الحسین (علیه السلام) ولعلّ الأمر ینتکث علیه لأنّ النفوس متکهربة بولائهم ولهم العقیدة الراسخة بفضلهم الکثار.
وهنا نقلٌ آخر فی قتله أنه دفعه إلى الأرض على أمّ رأسه فتکسّر وکانت فیها شهادته ولانفراد ناقله ونصّ المؤرخین على الأول مما یبعده.( 45)
ثم أمر ابن زیاد بهانی بن عروة فأخرج مکتوفاً إلى مکان من السوق یباع فیه الغنم فنادى: وامذحجاه ولا مذحج لی الیوم، فلما رأى أن أحداً لا ینصره انتزع یده من الکتاف ونادى: ألا عصا أو سکین أو عظم أو حجر یذبّ به رجل عن نفسه، فوثبوا علیه وأوثقوه کتافاً فقیل له مدّ عنقک قال ما أنا بسخیّ بها ولا معینکم على نفسی فضربه رشید مولىً لابن ترکی فلم تعمل فیه فقال هانی إلى الله المعاد اللهم إلى رحمتک ورضوانک ثم ضربه أخرى فقتله.
وهذا العبد رآه عبد الرحمن بن حصین المرادی مع ابن زیاد فی وقعة (الخازر) فثأر بهانی وحمل علیه بالرمح فقتله) .( 46))

بعد الشهادة

لم یذکر أحد من المؤرخین إن النبی فی مغازیه مثّل بالمشرکین ولما تمکّن أمیر المؤمنین (علیه السلام) من عمرو بن عبد ودّ لم یمثّل به کما لم یسلبه مع ما علیه من الکفر والإلحاد وفی وصیته للحسن (علیه السلام) لما ضربه ابن ملجم: ولئن قتلت فضربة مکان ضربة ولئن عفوت فأنت ولیّ الدم ولا تمثلن بالرجل فإنّی سمعت رسول الله یقول: إیّاکم والمثلة ولو بالکلب العقور (47)هذه وصایا الشریعة المطهّرة باحترام المیت ولکن هل من مسلم یفقه هذه الدرر الثمینة والعجب ممن یتسنّم منبر الدعوة الإلهیة ثم یمشی متردداً فی حنادس الظلم ما شاء له الهوى ولا عجب من الأمویین وعمّالهم إذا خالفوا قوانین الإسلام فإنّهم متى أسلموا لیهتدوا وإنّما استسلموا فرقاً من البوار أو تحکّماً فی الأموال والنفوس.
ولیس بالغریب إذا أمر ابن زیاد بسحب مسلم وهانی من أرجلهما فی الأسواق (48)ثم صلبهما فی الکناسة منکوسین وأنفذ الرأسین إلى یزید بن معاویة مع هانی بن أبی حیة الوادعی والزبیر بن الأرواح التمیمی).( 49))

المرقد الأخیر

لقد عرف الناس مسلم بن عقیل (علیه السلام) فی بیته وحسبه ومروءته وفضائله منذ عهد الصبا إلى أن بلغ مبالغ الرجال المحنّکین وقد وعوا کلمة الحسین (علیه السلام) فی صکّ ولایته لکن ابن مرجانة من جراء ما تردّى به من لؤم العنصر وخبث المنبت ودعارة الطبع حسب أنه سوف یحطّ شیئاً من کرامته الصوریة عساه یتوصّل به إلى تحطیم مبدئه وإخماد ذکره فأمر مسلم وهانی بعد القتل أن یُسحبا من أرجلهما فی الأسواق والجواد قضیة لؤم الغلبة ودناءة المحتدّ وبعد أن بلغ الغایة فیما حسب.
أمر بدفنهما بالقرب من (دار الإمارة) لتستمرّ رقابة الشرطة علیهما فلا یقصدهما أحد بالزیارة ولا یحضر هناک مؤبّن لهما ولا تلم بهما النوادب لأنّه یعلم أن الکوفة بطبعها الأولی علویة الرأی على العکس من البصرة والشام فإن الأولى عثمانیة والثانیة أُمویة.
وهذا الذی ذکرناه فی دفن مسلم وهانی حول القصر اعتبار لم یبعد عن الحقیقة ولسنا نعتمد علیه فقط فی إتیان هذا المشهد المطهر وإنّما المستند الوحید هو سیرة العلماء والصلحاء والشیعة عامة المتصلة بزمان المعصومین فی المثول بهذا الموضع المقدس الذی لم تزل الکرامات تصدر ممن ثوى فیه فلم یؤمه مریض إلا عُوفی ولا طالب حاجة إلا قُضیت ولا تجرّأ علیه متمرّد بالیمین الکاذبة إلاّ عاد بالخیبة والخسران وهذه السیرة دلیل قطعی فی کل مشهد ولولاها فأیّ مشهد یمکننا تعیینه من دون نقاش ..
المصادر:
1- الطبری ج6 ص208
2- منصور رئیس الملائکة الذین نزلوا لنصرة النبی یوم بدر وکان شعار المسلمین یا منصور أمت
3- ابن الأثیر ج4 ص12
4- الطبری ج6 ص208
5- الأخبار الطوال ص240
6- اللهوف لابن طاووس ص22
7- الطبری ج6 ص209
8- المصدر السابق ص208 وص214 وص215
9- أنساب الأشراف للبلاذری ج5 ص215
10- ریاض الأحزان ص52 عن روضة الشهداء
11- ریاض الحزان ص58. عن روضة الصفا.
12- مقاتل الطالبیین ص41 طبعة إیران
13- نفس المهموم ص56 عن کامل البهائی
14- نفس المهموم ص56
15- ریاض المصائف ص265
16- مقاتل الطالبیین ص41
17- مناقب ابن شهراشوب ج2 ص212
18- نفس المهموم ص57
19- ریاض المصائب ص265
20- مقتل محمد بن أبی طالب
21- ریاض المصائب ص266
22- غرر الخصائص للوطواط ص17 فی باب حفظ الجوار
23- الطبری ج6 ص210
24- ابن الأثیر ج4 ص13
25- مناقب ابن شهراشوب ج2 ص212
26- ابن الأثیر ج4 ص13
27- ابن شهراشوب فی المناقب ج2 ص212
28- المنتخب للطریحی
29- تاریخ الطبری ج6 ص211
30- تذکرة الخواص ص139
31- الإرشاد للشیخ المفید ص215
32- الطبری ج6 ص211
33- المصدر السابق ج6 ص212
34- اللهوف لابن طاووس ص30
35- دار السلام للنوری ج2 ص338
36- جامع السعادات ص339 طبع إیران
37- المصدر السابق ص340
38- فی الأخبار الطوال ص241 یبلغ ألف درهم وفی تاریخ الطبری ج6 ص212 یبلغ سبعمائة درهم
39- الإِرشاد
40- فی إرشاد الشیخ المفید موضع الحذائین
41- ریاض المصائب ص68
42- أسرار الشهادة ص259
43- ابن الأثیر ج4 ص15
44- اللهوف لابن طاووس ص31
45- تظلّم الزهراء ص268
46- الطبری ج6 ص214
47- کتاب سلیم الهلالی
48- المنتخب للطریحی
49- مناقب ابن شهراشوب ج2 ص212.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/۱/٢٩
5 سنت از پیامبران(علیهم السلام)

پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله:

«خَمْسٌ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلینَ: اَْلْحَیاءُ وَ الْحِلْمُ وَ الْحِجامَةُ وَ السِّواکُ وَ التَّعَطُّرُ»

پنج چیز از سنت پیغمبران است: حیا، بردبارى، حجامت کردن، و مسواک و عطر زدن.

نهج الفصاحه، ح 1463




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/۱/٢٩
 

حضرت فاطمه زهرا (س)

1ـ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله علیها - : نَحْنُ وَسیلَتُهُ فی خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فی غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ أنْبیائِهِ.

«شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 211»

بقیه در ادامه مطلب




:: برچسب‌ها: مذهبی

:: ادامه مطلب
نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/۱/۱۱
قیامت

امام حسین علیه السلام :

«لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا»

کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت.

مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص65




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/۱/۸
دعا

پیامبر اکرم (صلى‏الله‏علیه‏ و‏آله) 

«لا یُرَدُّ دُعاءٌ أَوَّلُهُ بِسْمِ اللّهِ  الرَّحمنِ الرَّحیمِ» 

دعایى که با بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم شروع شود،  رد نمى‏شود. 




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۳/۱/٥
عید فاطمی

جامه عیدم را سیاه خواهم دوخت

که سین اولم امسال ، سوگ فاطمه(سلام الله علیها) است

نوروز به نور فاطمه زیباست

روزی تمام سال ما با زهراست

با بردن نام فاطمه فهمیدم

سالی که نیکوست ااز بهارش پیداست




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٢/٢٩
ولادت حضرت زینب (سلام الله علیها) پیشاپیش مبارک

چند حدیث زیبا از حضرت زینب(سلام الله علیها) 


وسیله ارتباط خلق و خالق 
ابوبکر با این سند: محمد بن زکریا، جعفر بن محمدبن عماره‏کندى، پدرش، حسین بن صالح، حى دو مرد از بنى‏هاشم، از حضرت‏زینب علیهاالسلام دختر على علیه‌السلام روایت کرد که زینب علیهاالسلام فرمود: «قالت فاطمه علیهاالسلام: ... و نحن وسیلته فى‏خلقه و نحن خاصته و محل‏قدسه و نحن حجته فى غیبه و نحن ورثه انبیائه...» «ما وسیله‏ارتباط خدا بامخلوق‏هاى او هستیم. ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکى‏ها، ما راهنماهاى روشن خداییم و وارث پیامبران اوهستیم‏». 1 

بهشت جایگاه شیعیان 

ابى‏حجاف (از محمدبن عمر بن حسن)، از زینب، به نقل از فاطمه علیهاالسلام و اشجع، بلیدبن سلیمان (از ابى‏حجاج، محمدبن عمرو هاشمى) اززینب دختر على علیه‌السلام نقل کرد که فاطمه علیهاالسلام فرمود: «قالت فاطمه علیهاالسلام : ان رسول الله قال لعلى اما انک یابن‏ابى‏طالب و شیعتک فى‏الجنه‏» «و سیجى‏ء اقوام ینتحلون حبک ثم‏یمرقون من الاسلام کمایمرق السهم من الرمیه.» رسول خدا به‏على علیه‌السلام فرمود: «اى پسر ابوطالب! همانا تو و رهروان تو در بهشت‏اند و به زودى قومى مى‏آیند که از دوستى تو سخن مى‏گویند. آنگاه از اسلام فرار مى‏کنند. مانند پرت شدن تیر از کمان.» 2 

دوستى آل محمد صلى الله علیه و آله و سلم 

روایتى مشهور به «فاطمیات‏» در باب دوست داشتن آل محمد که بااین اسناد نقل شده است: «... عن فاطمه بنت السجاد على بن الحسین زین العابدین علیه‌السلام عن‏فاطمه بنت ابى عبد الله الحسین علیه‌السلام عن زینب بنت امیر المؤمنین علیه‌السلام عن فاطمه بنت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله قالت: الا من مات على حب آل محمد مات شهیدا» «آگاه باشید هر کسى که ‏بر دوستى آل محمد بمیرد، شهید است.» 3 




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٢/۱٥
سعید یوسفی(2)

مهر دل خویش به بیرون بده                           تا نشوی تنگ دل روزگار

عشق حقیقی همین جمله است                بر رخ نیکوی همین کردگار

می بده ساقی که خورم عشق تو                 تا بشوم بر خودم آموزگار

می شنوی دل که همی پند شد                       قصه این عابد پروردگار




:: برچسب‌ها: مذهبی, شعر

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٢/۳
وقتی دنیا محور قرار میگیرد

« اگر تمام انبیاء را جمع کنند، ‏می‏شود یک شهر صد و بیست و چهار هزار نفری‏

اصلاً و ابداً یک دعوا، یک دادگستری در این شهر نمی‏بینید.» 

خیلی زیبا تبیین می‏فرماید. همه با هم رفیق هستند.

اما نزاع و درگیری نیست. چرا؟

جهت این است که محور رابطه آن‏ها خدا است. محور خدا است نه دنیا. 

دعوا جایی است که محور دنیا باشد.

 

 

برگرفته از وبلاگ http://amour8498.persianblog.ir/





:: برچسب‌ها: مذهبی, نصیحت و پند از علماء ربانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱۱/۱٠
رزقِ معنـــوی....
هــر جا حدیثـــی، آیـــه ‌ای، دعــایی به دلــت خـــورد
بــایســت


مبـــادا یک وقـــت بگـــذاری و بـــروی

♦ صبــــــر کـــن

"رزقِ معنـــوی" خیلی مخفــی ‌تــر از رزقِ مــادی است

یــک نفــــر از دری، دیـواری می‌گویـــد و در حقیقت

♦ خـــداســت

کــه بــا زبــان دیــگران با شــما حــرف می‌ زنـــد ...


"حاج اسماعیل دولابی"
برگرفته از وبلاگ http://amour8498.persianblog.ir/



:: برچسب‌ها: مذهبی, نصیحت و پند از علماء ربانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱۱/۱٠
مرحوم دولابی

 

برگرفتع هز وبلاگ http://amour8498.persianblog.ir/




:: برچسب‌ها: مذهبی, نصیحت و پند از علماء ربانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱۱/۱٠
فضیلت امام علی(علیه السلام)
  • پیامبر صلى‏لله‏ علیه ‏و ‏آله:
  • «بى اُنذِرتُم وَ بِعَلىِّ بنِ أبى طالِبِ اهْتَدَیتُم... وَ بِالْحَسَنِ اُعْطیتُمُ الإْحسانُ وَ بِالْحُسَینِ تَسعَدونَ وَ بِهِ تَشقونَ ألا وَ إنَّ الْحُسَینَ بابٌ مِن أبوابِ الْجَنَّةِ مَن عاداهُ حَرَّمَ اللّه‏ُ عَلَیهِ ریحَ الْجَنَّةِ»

به وسیله من هشدار داده شدید و به وسیله على علیه ‏السلام هدایت مى‏یابید و به وسیله حسن احسان مى‏شوید و به وسیله حسین خوشبخت مى‏گردید و بدون او بدبخت. بدانید که حسین درى از درهاى بهشت است، هر کس با او دشمنى کند، خداوند بوى بهشت را بر او حرام مى‏کند.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱۱/٤
آیا ابله در دم مرگ عاقل می شود!!!؟

ابلهی در بستر مرگ بود . گفت : جستجو کنید تا کفنی کهنه برای من پیدا کنید.

گفتند : کفن کهنه به چه دردت می خورد؟

گفت : پس از مردنم مرا در آن بپیچید و در گور بگذارید تا وقتی که نکیر و منکر در شب اول قبر به سراغم می آیند و کفن کهنه را می بینند ، گمان کنند که زمان زیادی از مردنم می گذرد و از من سؤال و جواب نکنند !




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱۱/٤
نمادی از نهایت بخل!!!

بخیلی سفارش ساخت کوزه و کاسه ای را به کوزه گر داد.

کوزه گر پرسید: بر کوزه ات چه نویسم؟

بخیل گفت: بنویس: فَمَنْ شَرِبَ منه فَلَیْسَ منّی؛ هر کس از آن آب بنوشد، از من نیست.

کوزه گر پرسید: بر کاسه ات چه نویسم؟

بخیل گفت: و مَنْ لمْ یطْعَمْهُ فانَّهُ منّی؛ هر کس از آن نخورد از من است.

(به نقل از نرم افزار هدایت در حکایت)




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱۱/٤
مواظب باشیم برای رسیدن به دو ریال دنیا!! از مسیر حق خارج نشویم.

روزى امیرالمؤ منین علیه السلام داخل مسجد شد به شخصى فرمود: استر مرا بگیر نگهدار تا من برگردم همینکه آن جناب وارد مسجد شد مرد لجام استر را برداشته و رفت .
 على علیه السلام پس از پایان دادن کار خود بیرون آمد دو درهم در دست داشت ، مى خواست به آن مرد بدهد، دید استر ایستاده و لجام بر سر او نیست ، دو درهم را به غلام خود داد تا از بازار لجامى خریدارى کند.
 غلام در بازار همان شخص را دید که لجام را به دو درهم فروخته بود. آنرا خرید و خدمت حضرت آورد.
على (ع ) فرمود: بنده بواسطه عجله و ترک صبر، روزى خود را حرام مى کند و بیشتر از آنچه مقدر شده به او نخواهد رسید.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱۱/۱
میلاد رسول اکرم و امام صادق(علیهما الصلاة و السللام) مبارک

 

مـــــژده ایـــدل کــه مـهــیــن آیـت یــزدان آمــد

مــشــعــل راه هـدا خـتــم رســـولان آمـد

تـا زنـــده پـــرچـــم تــوحـیــد بـهـر بـــام و دری

بـهـر نــابـودی اصــنـــام شــتــابـان آمــد

مـسـلـمـیـن را بـده از قـول خــــداونـــد نــویـــد

اشــرف خـلـق جـهـان نـیـر تــابـــان آمـد

 

اسم تو نور امـید است و صفای سینه هاست

دین تو اسلام عشق است و بدور از کینه هاست

روز میـلادت شدم مست می عرفان تو

آیه شرع است و حق است، خط به خط قرآن تو . . .

 

امشب سخن ازجان جهان بایدگفت / توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت

در  شـــــام  ولادت دو  قــطب عالم / تبریک به  صــاحب الزمان (عج) باید گفت . . .




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢٩
قضاوتی زیبا و خواندنی از حضرت علی(ع)

مطمئنا هر یک از شما دوستان، قضاوتهای زیبا و محیّرالعقولی را از حضرت علی(ع) خوانده یا شنیده‌‌اید.

در زمان حکومت حضرت امیرالمؤمنین علی(علیه‌‌السّلام)، دو نفر با هم همسفر شدند.

هنگام غذا یکی از آنها پنج قرص نان و دیگری سه قرص نان در سفره گذاشت.

آنها به مردی که از کنارشان می‌گذشت تعارف کردند و او هم همراه آنها مشغول خوردن شد.

 

پس از پایان غذا، آن مرد عابر، هشت درهم به آنها داد و گفت «این به جای غذایی است که خوردم».

دو همسفر بنا کردند به بگومگو. صاحب سه قرص نان می‌گفت: «این پول باید میان ما نصف شود»، ولی دیگری می‌گفت: «پنج درهم برای من است و سه درهم برای تو».

برای قضاوت به حضور امیرالمؤمنین(علیه‌‌السّلام) رسیدند و ماجرا را تعریف کردند.

امام(ع) فرمود: «نزاع در چنین موردی شایسته نیست. بهتر است با هم کنار بیایید.»

صاحب سه قرص نان گفت: «جز به قضاوت حق و خالص راضی نمی‌شوم.»

امام(ع) فرمود: «حال که چنین است، یک درهم مال توست و هفت درهم مال همسفرت.»

هر دو تعجب کردند.

امام(ع) فرمود: «مجموعاً هشت قرص نان بوده که سه نفر آن را خورده‌اند. روی هم 24 تا یک‌سوّم می‌شود. تو که صاحب سه قرص نان بودی، هشت‌بیست‌و‌چهارم(24/8) خورده‌ای و همسفرت و مهمان هم هر کدام 24/8 خورده‌اند. پس، از این هشت درهم، هفت درهمش برای همسفرت و یک درهمش برای توست.»

توضیح:

آن 8 قرص نان را سه نفر خورده‌اند. اگر هر نان را 3 قسمت کنیم، جمعاً 24 قسمت می‌شود.(24= 3×8)

با فرض اینکه هر سه نفر به طور مساوی نان خورده باشند(یعنی هر نفر 8 قسمت)، کسی که 3 قرص نان داشته(یعنی 9 قسمت)، 1 قسمت کمتر از سهم اصلی‌اش خورده است(1= 8-9)، و کسی که 5 نان داشته(یعنی 15 قسمت)، 7 قسمت کمتر از سهم اصلی‌اش خورده است(7=8-15)

به این ترتیب، 8 درهم، باید به همین نسبت 7 به 1 تقسیم شود. یعنی صاحب 3 قرص نان؛ یک درهم و صاحب 5 قرص نان؛ 7 درهم بردارد.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢٦
کفاره گناه
نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢۱
اربعین حسینی تسلیت باد

 قال رسول الله (ع) :« إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً »

شهادت امام حسین علیه السلام در دل‏های افراد با ایمان آتش و حرارتی ایجاد می‏کند که هرگز خاموش نخواهد شد.

اربعین حسینی را به همه شیعیان جهان و به محضر امام زمان(علیه الصلاة و السلام) تسلیت عرض میکنم.

شرح زیارت اربعین چون کمی طولانی بود لینک ش را برای مطالعه می گذارم. فلذا هر کس مایل به خوندن بود روی لینک زیر کلیک کند.

شرحی بر زیارت اربعین

التماس دعا




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۱٠/٢
قدرت بی انتهای خداوند را دست کم نگیر !

دو مرد در کنار دریاچه ای مشغول ماهیگیری بودند . یکی از آنها ماهیگیر با تجربه و ماهری بود اما دیگری ماهیگیری نمی دانست .

هر بار که مرد با تجربه یک ماهی بزرگ می گرفت ، آنرا در ظرف یخی که در کنار دستش بود می انداخت تا ماهی ها تازه بمانند ، اما دیگری به محض گرفتن یک ماهی بزرگ آنرا به دریا پرتاب می کرد .

ماهیگیر با تجربه از اینکه می دید آن مرد چگونه ماهی را از دست می دهد بسیار متعجب بود . لذا پس از مدتی از او پرسید :

- چرا ماهی های به این بزرگی را به دریا پرت می کنی ؟

مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !



گاهی ما نیز همانند همان مرد ، شانس های بزرگ ، شغل های بزرگ ، رویاهای بزرگ و فرصت های بزرگی را که خداوند به ما ارزانی می دارد را قبول نمی کنیم . چون ایمانمان کم است .

ما به یک مرد که تنها نیازش تهیه یک تابه بزرگتر بود می خندیم ، اما نمی دانیم که تنها نیاز ما نیز ، آنست که ایمانمان را افزایش دهیم .

خداوند هیچگاه چیزی را که شایسته آن نباشی به تو نمی دهد .

این بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار می دهد استفاده کنی .

هیچ چیز برای خدا غیر ممکن نیست .

پرسیدم : چطور می توان بهتر زندگی کرد؟. جواب داد: گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز.. شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن. 


برای رسیدن به قله ها تقریبا امکانات خوبی داری. پس اگر به جای رفتن به قله ها زندگی در دشت های پست را تجربه می کنی فقط بخاطر انتخاب تو یا کسانی است که به جای تو تصمیم گرفته اند.


 قال الله تعالی : ای داود ، من پنج چیز را در پنج چیز قرار دادم امّا مردم آنها را در جاهای دیگر میطلبند و به دست نخواهند آورد . علم را در کم خوری و کوشش قرار دادم ، ولی مردم آن را در سیری و راحتی می جویند و به دست نخواهند آورد . و عزّت را در اطاعت از خودم قرار دادم ، ولی آنها در دربار پادشاهان می جویند ، امّا به آن نرسند . و غنا و بی نیازی را در قناعت قرار دادم ، ولی آنها در زیادی مال میطلبند ، امّا به آن دست نمی یابند . و خشنودی خود را در خشم گرفتن بر ( هوای ) نفس قرار دادم ، ولی مردم آن را در رضای نفس می جویند ، ولی نمی یابند .


للهِ صُنعٌ خَفِیٌ فی کُلِّ ما یُخافُ .
 
از هر چه انسان ترس دارد خدای را قدرتی عظیم و پنهانی در چاره کردن آن است .




:: برچسب‌ها: مذهبی, جالب

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٩/۳٠
سعید یوسفی

سر و قامتی دارد به پای آسمان                      استقامت چون ردای عاشقان

سر به زیر است و  سرافراز چون یلی               زین سبب آن را بگویند پاسبان

پاسبان دل تو را آن سرو است                       هم چو ققنوس کهن آن جاودان

هیچ مپندار درختان دگر هم چون سرو             چون که میوه ندهد به کس هر جا و مکان

چون نفهمند دگر بار همه عاشقان                 چون تهی اند تمامی همه عارفان




:: برچسب‌ها: مذهبی, شعر

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٩/٢٦
مومن
پیامبر صلى الله علیه و آله:

«یا عَلىُّ، مِن کَرامَةِ المُؤمِنِ عَلَى اللّه اَنـَّهُ لَم یَجعَل لاَِجلِهِ وَقتا حَتّى یَهُمَّ بِبائقَةٍ فَاِذا هَمَّ بِبائقَةٍ قَبَضَهُ اِلَیهِ»

اى على! از ارجمندى مؤمن در نزد خدا این است که برایش وقت مرگ، معیّن نفرموده است، تا زمانى که قصد شرّى کند،آن گاه خداوند جانش را بستاند.

عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 40، ح 90




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٩/٥
امام موسی صدر و دست دادن با یک زن

دانشمند فاضل و نویسنده اندیشمند، استاد سید عباس نورالدین نقل می کرد: 

 

 روزی امام موسی صدر در یک کلیسا (یا دانشگاه) سخنرانی بسیار موثر و جذایی ایراد کرد و

همه را مجذوب کرد.

اواخر سخنرانی، خانمی جوان و زیبا که از توفیق عالِمی مسلمان بسیار دلخور بود،به دوستانش

گفت: «من می دانم چطور حالش را بگیرم و ضایعش کنم»

و بلا فاصله پس از پایان سخنرانی، در حالی که همه را متوجه خود کرده بود، جلو رفت و دستش را

به طرف ایشان دراز کرد.

ایشان دستش را طبق عادت روی سینه گذاشتند،

او هم که منتظر همین بود پرسید: «می خواهید نجس نشوید؟»

(او به همان موضوعی اشاره کرد که مشکل سوء تفاهم خانم هاست و شبهه دون پایه بودن زنان

دردیدگاه اسلام و نجس بودن غیر مسلمانان و…)

ایشان با زیرکی بلافاصله پاسخ دادند: «بل لا حافظ علی طهارتک» که بلکه بر عکس، تو آن قدر با

ارزش و پاک هستی که چنین تماس هایی حریم قدسی و زنانه تو را می آلاید.»


این جواب حکیمانه و عارفانه و عمیق و هوشمندانه، نه فقط توطئه او را خنثی کرد، بلکه کار بر عکس شد

و جمعیت مسیحی حاضر بیشتر به وجد آمدند و به ایشان ارادت بیشتری پیدا کردند.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٩/٢
خلاصه تورات در 5 جمله از امام علی(علیه الصلاة و السلام)

مولانا امام علی (علیه السلام) ارواحنا فداه فرمودند:

ختمت التوراة بخمس کلمات فانی أحبّ ان اطالعها قی صبیحة کل یوم 

من تورات را خواندم و 5 جمله خوب در آن پیدا کردم که دوست دارم هر روز  صبح آن را مطالعه کنم.

1:العالم الذی لا یعمل بعلمه فهو و ابلیس سواء(عالمی که به علمش عمل نکند با شیطان برابر است)

2:السلطان الذی لا یعدل برعیة ، فهو و فرعون سواء( پادشاهی که در مورد رعیت خود عدالت نکند با فرعون برابر است)

3:فقیر یتذلل لغنی طمعآ فی ماله ، فهو و الکلب سواء( فقیری که خود را ذلیل دارا کند به خاطر مالش، با سگ برابر است)

4:غنی لا ینتفع بماله فهو و الآجر سواء( دارایی که از مالش منفعت نبرد(منفعت اخروی) با آجر برابر است)

5:امراة تخرج من بیتها بغیر ضرورة هی و الجاریة سواء( زنی که بدون ضرورت(اذن مردش) از خانه اش خارج شود با کنیز برابر است)

 




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۸/۳٠
دلیل برتری امت حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم)

الشَّیْخُ فَخْرُ الدِّینِ الطُّرَیْحِیُّ فِی مَجْمَعِ الْبَحْرَیْنِ، وَ فِی حَدِیثِ‏ مُنَاجَاةِ مُوسَى ع وَ قَدْ قَالَ یَا

رَبِّ لِمَ فَضَّلْتَ أُمَّةَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله و سلم)عَلَى سَائِرِ الْأُمَمِ فَقَالَ اللَّهُ تَعَالَى

فَضَّلْتُهُمْ لِعَشْرِ خِصَالٍ قَالَ

مُوسَى وَ مَا تِلْکَ الْخِصَالُ الَّتِی یَعْمَلُونَهَا حَتَّى آمُرَ بَنِی إِسْرَائِیلَ یَعْمَلُونَهَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى

الصَّلَاةُ وَ الزَّکَاةُ وَ الصَّوْمُ وَ الْحَجُّ وَ الْجِهَادُ وَ الْجُمُعَةُ وَ الْجَمَاعَةُ وَ الْقُرْآنُ وَ الْعِلْمُ وَ الْعَاشُورَاءُ

قَالَ مُوسَى ع یَا رَبِّ وَ مَا الْعَاشُورَاءُ قَالَ الْبُکَاءُ وَ التَّبَاکِی عَلَى سِبْطِ مُحَمَّدٍ ص وَ الْمَرْثِیَةُ وَ

الْعَزَاءُ عَلَى مُصِیبَةِ وُلْدِ الْمُصْطَفَى یَا مُوسَى مَا مِنْ عَبْدٍ مِنْ عَبِیدِی فِی ذَلِکَ الزَّمَانِ بَکَى

أَوْ تَبَاکَى وَ تَعَزَّى عَلَى وُلْدِ الْمُصْطَفَى ص إِلَّا وَ کَانَتْ لَهُ الْجَنَّةُ ثَابِتاً فِیهَا وَ مَا مِنْ عَبْدٍ أَنْفَقَ

مِنْ مَالِهِ فِی مَحَبَّةِ ابْنِ بِنْتِ نَبِیِّهِ طَعَاماً وَ غَیْرَ ذَلِکَ دِرْهَماً إِلَّا وَ بَارَکْتُ لَهُ فِی الدَّارِ الدُّنْیَا

الدِّرْهَمَ بِسَبْعِینَ دِرْهَماً وَ کَانَ مُعَافاً فِی الْجَنَّةِ وَ غَفَرْتُ لَهُ ذُنُوبَهُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی مَا مِنْ

رَجُلٍ أَوِ امْرَأَةٍ سَالَ دَمْعُ عَیْنَیْهِ فِی یَوْمِ عَاشُورَاءَ وَ غَیْرِهِ قَطْرَةً وَاحِدَةً إِلَّا وَ کُتِبَ لَهُ أَجْرُ مِائَةِ

شَهِیدٍ 


مستدرک‏الوسائل ج : ۱۰ ص : ۳۱۹


شیخ فخرالدین طریحی در مجمع البحرین در حدیث مناجات حضرت موسی(ع) آورده

است که موسی(ع) گفت: ای پروردگار من چرا امت محمد(ص) را بر دیگر امت‌ها برتری

دادی؟ پس خدای تعالی فرمود: من ایشان را به سبب ده خصلت بر سایر امت‌ها برتری

دادم. موسی گفت: آن ده خصلت چیست که به آن عمل می‌کنند، تا بنی اسرائیل را به

عمل به آن خصلت‌ها امر نمایم. خدای تعالی فرمود: نماز، زکات، روزه، حج، جهاد، نماز

جمعه، نماز جماعت ،خواندن قرآن ، علم و عاشورا.موسی گفت: پروردگارا، عاشورا

چیست؟ فرمود: گریه کردن و یا خود را به گریه زدن برای سبط محمد(ص) و مرثیه خواندن

و تسلیت گفتن بر مصیبت فرزند مصطفی(ص). ای موسی بنده‌ای از بندگان من نیست

که در روز عاشورا گریه کند و یا خود را به گریه بزند و یا بر مصیبت فرزند مصطفی عزاداری

کند مگر این‌که برای او بهشتی است که در آن جاویدان است. وبنده‌ای از بندگان من

نیست که از مالش در راه محبت پسر دختر پیامبرش غذایی و یا درهمی انفاق کند مگر

این‌که در دنیا هر درهم او را به ۷۰ درهم برکت دهم و در حالی که بخشیده شده و

گناهان او را پوشانده‌ام در بهشت است. و به عزت و جلالم سوگند مرد یا زنی نیست که

یک قطره از اشک چشمش در روز عاشورا و یا غیر از آن جاری شود مگر این‌که نوشته

شود بر او اجر صد شهید.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۸/٢٦
سلام من به محـــــــــرم...

 

ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا

 

بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا

 

 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه تشنـگی عـجـیـبـش

 

بـه بـوی سیـب زمـینِ غـم و حـسین غریـبش

 

 

سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی

 

به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدی

 

 

سـلام من بــه مـحـرم  بـه کـربـلا و جـلالــش

 

به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش

 

 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب

 

بـه بــی نـهــایــت داغ  دل شـکــستــه زیـنـب

 

 

سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل

 

بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل

 

 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر

 

بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر

 

 

سلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم

 

به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم

 

 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر

 

به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر

 

 

سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه

 

بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه

 

 

سـلام مـن بـه مـحـرم بـه عـا شـقـی زهـیـرش

 

بـه بـاز گـشـتـن حُر و عروج خـتـم به خیرش

 

 

سلام من بـه محرم  بـه مسـلـم و به حـبـیـبش

 

به رو سپیدی جوُن و به بوی عطر عجیـبـش

 

 

سلام من بـه محرم  بـه زنگ مـحـمـل زیـنـب

 

بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب

 

 

سلام من به محـرم  به شـور و حـال عیـانـش

 

سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش

 

 

 

سلام بر حسین...

                     سلام بر محرم...




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۸/۱۳
مناظره بهلول با ابوحنیفه

بهلول بن عمرو کوفی از دانشمندان زیرک و زبر دست و نکته سنج عصر امام صادق ـ علیه السّلام ـ و امام کاظم ـ علیه السّلام ـ بود، او برای این‌که قاضی هارون الرّشید نشود، خود را به دیوانگی زد، تا هارون از او منصرف شده و مقام قضاوت را به او واگذار ننماید، او اهل مناظره بود و با استدلال و لطائف بسیار ظریف، پوچی عقائد انحرافی مخالفان را آشکار می‌نمود، یکی از مناظرات او این بود که: او شنیده بود ابوحنیفه (رئیس مذهب حَنَفی) در درس خود گفته است: «جعفر بن محمّد (امام صادق ـ علیه السّلام ـ) سه مطلب را گفته، ولی من هیچ‌کدام از آن‌ها را قبول ندارم و آن‌ها را نمی‌پسندم، و آن سه مطلب این است: 
1ـ «شیطان به وسیله آتش، عذاب خواهد شد، و این درست نیست زیرا شیطان از آتش آفریده شده، و چیزی که از سنخ آتش است به وسیله آتش، اذّیت نمی‌شود. 
2ـ «خدا دیده نمی‌شود»، با این‌که هر چیز موجودی، به‌ناچار قابل دیدن است. 
3ـ «کارهائی که بندگان انجام می‌دهند خودشان با اختیار خود، آن‌ها را انجام می‌دهند»، با این‌که آیات و روایات برخلاف این قول است و کارهای بندگان را به خدا نسبت می‌دهند (ما در کارها مجبوریم نه مختار). 
بهلول کلوخی از زمین برداشت و بر پیشانی ابوحنیفه زد، ابوحنیفه در مورد بهلول، نزد هارون شکایت کرد، هارون دستور داد بهلول را حاضر کردند و او را سرزنش نمود. 
بهلول در آن مجلس، به ابوحنیفه گفت: «1ـ درد جای کلوخ را که ادّعا می‌کنی به من نشان بده که بنگرم و اگر نشان ندهی پس در عقیده خود که می‌گوئی هر چیز موجودی، دیدنی است، خطا می‌کنی، 2ـ تو می‌گوئی جنس موجب آزار جنس نخواهد شد، تو از خاک آفریده شده‌ای بنابراین نباید کلوخی که از خاک است، به تو آسیب رسانده باشد. 3ـ وانگهی من گناه نکرده‌ام، چرا که به عقیده تو کارهائی که از بنده سر می‌زند، فاعل آن خدا است، بنابراین خدا تو را زده است نه من!!». 
ابوحنیفه ساکت شد و در حالی که شرمنده شده بود، از مجلس برخاست و فهمید که ضربه بهلول به‌خاطر پاسخ به عقائد بی‌اساس او بوده است.[1]




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۸/۱٠
عید غدیر مبارک

متن کامل خطبه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) در یوم الغدیر درباره حضرت امیر(علیه السلام)

چون  طولانی بود لینک شو دادم. روی عکس زیر کلیک کنید

 




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/۸/٢
ولادت امام هادی(علیه السلام) مبارک

 

قالَ علیه السلام : إ نَّ الْحَرامَ لایَنْمى ، وَإ نْ نَمى لا یُبارَکُ فیهِ، وَما اءَنْفَقَهُ لَمْ یُؤْجَرْ عَلَیْهِ، وَ ما خَلَّفَهُ کانَ زادَهُ إ لَى النّارِ.(78)
ترجمه :
فرمود: همانا اموال حرام ، رشد و نموّ ندارد و اگر هم احیاناً رشد کند و زیاد شود برکتى نخواهد داشت و با خوشى مصرف نمى گردد.
و آنچه را از اموال حرام انفاق و کمک کرده باشد اءجر و پاداشى برایش نیست و هر مقدارى که براى بعد از خود به هر عنوان باقى گذارد معاقب مى گردد.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٧/٢٩
اعمال شب و روز عید قربان

عید قربان مبارک

شب دهم ذیحجه از شب‎های مبارک است. و جزء چهار شبی است که احیاء و شب زنده داری در آنها مستحب است. در شب عید قربان، درهای آسمان باز است. برای این شب اعمالی ذکر شده است:


1- زیارت امام حسین علیه السلام .


2- خواندن دعای "یا دائِمَ الْفَضْلِ عَلیَ الْبَرِیَّةِ" که در شب جمعه هم وارد شده است.

 

اعمال روز عید قربان


روز دهم ذیحجه، روز عید قربان است و بسیار روز شریفی است و اعمال آن چند چیز است:


1- غسل . که در این روز سنّت مؤکد است و بعضی از علماء واجب دانسته‎اند.


2- اقامه نماز عید قربان، به همان نحو که در عید فطر ذکر شده است. اما در این روز مستحب است که بعد از نماز، با گوشت قربانی افطار شود.


3- خواندن دعاهائی که وارد شده پیش از نماز عید و بعد از آن و در اقبال ذکر شده و شاید بهترین دعاهای این روز، دعای چهل و هشتم صحیفه سجادیه باشد که اوّل آن "اَللّهُمَّ هذا یَوْمٌ مُبارَکٌ" است.


4- خواندن دعای چهل و ششم صحیفه سجادیه که اینگونه آغاز می‎شود: "یا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لا یَرْحَمُهُ الْعِبادُ".


5- خواندن دعای ندبه .


6- قربانی کردن؛ که سنّت مؤکّد است .


7- خواندن تکبیرات برای کسی که در منا باشد بعد از پانزده نماز که اولش نماز ظهر روز عید است و آخرش نماز صبح روز سیزدهم است. و کسانی که در سایر شهرها هستند نیز بعد از ده نماز از ظهر روز عید تا صبح دوازدهم این تکبیرات را بگویند. تکبیرات بنا بر روایت صحیح در اصول کافی از این قرار است :


اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ لا اِلهَ اِلا اللهُ وَاللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ ولِلّه الْحَمْدُ اللّهُ َکْبَرُ


خدا بزرگتر از توصیف است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، و ستایش خاص خدا است


اعَلی ما هَدانا اَللّهُ اَکْبَرُ عَلی ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَةِ الاْنْعامِ


خدا بزرگتر است بر آنچه ما را راهنمائی کرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزی ما کرد از چهارپایان انعام (شتر و گاو و گوسفند)


وَالْحَمْدُلِلّهِ عَلی ما اَبْلانا.


و ستایش خاص خدا است برای آنکه آزمود ما را .


و مستحب است که به مقداری که توانایی است این تکبیرات بعد از نمازها تکرار شود.

منبع : مفاتیح الجنان مرحوم شیخ عباس قمی





:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٧/٢۳
شهادت امام باقر(علیه السلام) تسلیت باد

حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین ( ع ) زندگی کرد و در تمام این مدت به انجام دادن وظایف خطیر امامت ، نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامی  ، تعلیم شاگردان ، رهبری  اصحاب و مردم ، اجرا کردن سنتهای جد بزرگوارش در میان خلق ، متوجه کردن دستگاه غاصب حکومت به خط صحیح رهبری و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعی و امام معصوم ، که تنها خلیفه راستین خدا و رسول ( ص ) در زمین است ، پرداخت و لحظه ای  از این وظیفه غفلت نفرمود . سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114هجری در سن 57سالگی در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست . پیکر مقدسش را در قبرستان بقیع - کنار پدر بزرگوارش - به خاک سپردند .

امام باقر(علیه السلام) : سخن نیک را از هر کسی ، هر چند به آن عمل نکند ، فرا گیرید .

بحارالانوار ، دار احیاء الترا العربی ، ج 75، ص (170)




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٧/٢٠
سالروز ازدواج امام علی(علیه السلام) و حضرت زهرا(سلام الله علیها) مبارک.

خطبه حضرت امیر المومنین علیه السلام در عقد حضرت فاطمه زهرا (سلام علیها)

الحمدالله شکراً لانعمه و ایادیه، و لا اله الا الله شهادة تبلغه و ترضیه و صلى الله على محمد صلوة تزلفه تحطیه، والنکاح مما امر الله عز و جل به و رضیه و مجلسنا هذا مما قضاه الله و اذن فیه و قد زوجنى رسول‏الله ابنته فاطمة و جعل صداقها درعى هذا، و قد رضیت بذلک فاسئلوه و اشهدوا. (1)
سپاس و شکر خداوندى را سزا است که الطاف و نعمت‏هایش شامل حال همه بندگان است پروردگارى نیست جز او و شهادت مى‏دهم بر وحدانیت ذات پاکش، شهادتى رسا و با اعتقادى کامل و درود و سلام حق بر محمد (ص)، درودى همواره و فراگیر و باقى، اما بعد، مجلس ما در مورد یکى از سنتهاى مقدس الهى تأسیس گردیده. موضوع این مجلس، نکاح است که پروردگار بدان امر فرموده و رضا داده است. و رسول خدا به فرمان خداوند متعال دخترش فاطمه را بر من تزویج فرموده و مهر او را این زره آهنین من قرار داده است من نیز بدان رضا دادم، شما حاضران، این موضوع را از او بپرسید و شهادت دهید که دخترش فاطمه به همسرى من درآمده است. در این موقع حاضران مجلس از رسول خدا (ص) مراتب را پرسیدند رسول خدا (ص) فرمود که آرى چنین است آنگاه همگى دست به دعا برداشته و براى عروس و داماد از خداوند متعال برکت و خیر طلب نموده و به آنها تبریک گفتند. و در پایان مجلس، رسول خدا به زنان خود امر فرمود تا به خوشحالى این جشن شادمانى کنند و بساط سرور بگسترند. ولى برخلاف انتظار، رسول خدا (ص) چون به نزد دخترش فاطمه رسید او را گریان یافت فرمود: ما یبکیک فوالله لو کان فى اهل بیتى خیر منه زوجتک، و ما انا زوجتک ولکن الله زوجک و اصدق عنک الخمس مادامت السموات والارض.(2) دخترم چه چیزى باعث گریه‏ات شده است؟ به خدا قسم اگر کسى در میان اهل‏بیت من بهتر از على بود تو را به او تزویج مى‏کردم، لکن تزویج تو به على تزویج الهى است و به فرمان خدا این ازدواج صورت گرفته و مهر تو را یک پنجم دنیا قرار داده است.

  1 ـ ناسخ‏التواریخ، ج 1/ 51 و 52
2 ـ ناسخ‏التواریخ، ج 1/ 51 و 52.

 
 

منبع : پایگاه اهل بیت (ع)

منبع: سایت شیخ حسین انصاریان





:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٧/۱٤
زبان

امام باقر علیه‏ السلام:

اِنَّ هذَا اللِّسانَ مِفتاحُ کُلِّ خَیرٍ وَ شَرٍّ، فَیَنبَغى لِلمُؤمِنِ اَن یَختِمَ عَلى لِسانِهِ کَما یَختِمُ عَلى ذَهَبِهِ وَ فِضَّتِهِ

به راستى که این زبان کلید همه خوبی‏ها و بدی‏هاست پس شایسته است که مؤمن زبان خود را مُهر و موم کند، همان گونه که (صندوق) طلا و نقره خود را مُهر و موم می‏کند.

تحف العقول، ص 298




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٧/٤
میلاد امام رضا (علیه السلام) مبارک باد

حجاب و عفاف از منظر امام رضا(علیه السلام)


 

به ادامه مطلب مراجعه فرمایید




:: برچسب‌ها: مذهبی

:: ادامه مطلب
نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٦/٢٥
ولادت حضرت معصومه و آغاز دهه کرامت مبارک

پیشگوئى امام صادق(ع)

امام جعفر صادق(ع) در ضمن حدیث مشهورى که پیرامون قداست قم به‏ گروهى از اهالى رى بیان کردند، فرمودند:
«تقبض فیها امراءه هى من ولدى، واسمها فاطمه بنت موسى، تدخل ‏بشفاعتها شیعتنا الجنه باجمعهم‏»
«بانویى از فرزندان من به نام «فاطمه‏» دختر موسى، در آنجا رحلت می ‏کند، که با شفاعت اوهمه شیعیان ما وارد بهشت می ‏شوند.»

راوى مى‏گوید: من این حدیث ‏را هنگامى از امام صادق(ع) شنیدم که حضرت موسى بن جعفر(ع)هنوز دیده به جهان نگشوده بود.

پیشگوئى امام صادق(ع) از ارتحال حضرت معصومه(س) در قم پیش ازولادت پدر بزرگوارش بسیار حائز اهمیت است و از مقام بسیار شامخ‏ آن حضرت حکایت مى‏ کند.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٦/۱٦
وصایای ششگانه پیامبر اکرم (ص) به حضرت علی (ع)

کتاب المواعظ العددیّة :

قالَ النّبیُّ صلى الله علیه و آله :

یا علیُّ ، تُریدُ سِتَّمِائةِ ألفِ شاةٍ ، أو سِتَّمِائةِ ألفِ دینارٍ ، أو ستَّمِائةِ ألفِ کَلِمةٍ ؟

قالَ : یا رسولَ اللّه ِ ، سِتَّمِائةِ ألفِ کَلِمَةٍ . فقالَ صلى الله علیه و آله :

أَجمَعُ سِتَّمِائةِ ألفِ کَلِمَةٍ فی سِتِّ کَلِماتٍ ؛

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: اى على!

ششصد هزار گوسفند مى خواهى یا ششصد هزار دینار یا ششصد هزار جمله؟

عرض کرد: اى رسول خدا! ششصد هزار جمله. پیامبر فرمود: [آن ]ششصد هزار جمله را در شش جمله جمع (خلاصه) می کنم.

إذا رأیت النّاس یشتغلون بالفضائل فاشتغل أنت باتمام الفرائض: هر گاه دیدى مردم به مستحبّات اشتغال دارند تو به کامل ساختن واجبات بپرداز؛

و إذا رأیت النّاس یشتغلون بعمل الدّنیا فاشتغل انت بعمل الآخرة: و هر گاه دیدى مردم به کار دنیا مشغولند تو به کار آخرت مشغول شو؛

و إذا رأیت النّاس یشتغلون بعیوب النّاس فاشتغل‏ انت بعیوب نفسک: و هر گاه دیدى مردم به عیبهاى دیگران پرداخته‏اند تو به عیبهاى خود بپرداز؛

و إذا رایت النّاس یشتغلون بتزیین الدّنیا فاشتغل انت بتزیین الآخرة:  و هر گاه دیدى مردم به آراستن دنیا اشتغال دارند تو به آراستن آخرت مشغول شو؛

و إذا رأیت النّاس یشتغلون بکثرة العمل فاشتغل أنت بصفوة العمل: و هر گاه دیدى مردم به عمل فراوان مشغولند تو به عمل خالص بپرداز؛

و إذا رأیت النّاس یتوسّلون بالخلق فتوسّل أنت بالخالق[1]: و هر گاه دیدى مردم به خلق (خدا) توسّل مى‏جویند تو به خالق توسّل بجوى.



:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٦/۱٤
مناظره عجیب شیخ بهایی با عالم بزرگ شافعی

.::به ادامه مطلب مراجعه فرمایید::.




:: برچسب‌ها: مذهبی, نصیحت و پند از علماء ربانی

:: ادامه مطلب
نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٦/۱٢
مجتهد و حافظ قرآنی متفاوت

نقل شده که آیت الله بهجت فرمودند:

می گویند: تیمور لنگ، خود را مجتهد می دانست و ادعا می کرد می تواند احکام را از قرآن، استنباط کند. او حافظ قرآن هم بود؛ بلکه در میان حافظان قرآن، این مزیت را داشت که می توانست قرآن را از آخر به اول بخواند.

در یکی از جنگ ها پسرش کشته شد. وی پس از محاصره کردن و غلبه بر دشمن وارد شهر شد و قاتل پسر را کشت و خون قاتل را مکید و خورد! نعوذبالله! این جور مجتهد و حافظ قرآنی ندیده بودیم! رویه او در جنگ، این بود که اگر شهری تسلیم می شد، که هیچ. اگر تسلیم نمی شد، آنها را کافر و نفوس و اعراض آنها را مباح می شمرد.

از خداوند متعال می خواهم که به این حقیر و همه ی حافظان کلام خود توفیق عمل به آن را عنایت فرماید و ما را نزد انبیا و اولیا شرمسار نفرماید.

منبع: زمزم عرفان،ص۳۴.




:: برچسب‌ها: نصیحت و پند از علماء ربانی, مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٦/۱٢
شهادت امام صادق(علیه الصلاة و السلام) تسلیت باد.

امشب شب شهادت صادق آل‌پیامبر است؛ شبی که خورشید مدینه دانش، چهره فروزانِ اهل بیت و وارثِ علومِ رسالت، در ظلمتکده دورانِ منصور، به خونِ دل نشست.

دلم هواى بقیع دارد و غم صادق                  عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

دوباره بیرق مشکى به دست دل گیرم          زنم به سینه که آمد محرم صادق

زندگى امام صادق (ع) ابو عبد الله جعفر صادق ابن محمد باقر بن على بن حسین بن على بن ابى طالب علیهم السلام

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام رئیس مذهب جعفری ( شیعه ) در روز 17 ربیع الاول سال 83هجری چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش "ام فروه " دختر قاسم بن محمد بن ابی  بکر می باشد. کنیه آن حضرت : "ابو عبدالله " و لقبش "صادق " است . حضرت صادق تا سن 12سالگی معاصر جد گرامیش حضرت سجاد بود و مسلما تربیت اولیه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چینی کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت 19سال نیز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی  کرد و با این ترتیب 31سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر یک از آنان در زمان خویش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فیض کسب نور می نمودند گذرانید . بنابراین صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار می باشد ، بهره مندی  از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی  و ذکاوت بسیار ، به حد کمال علم و ادب رسید و در عصر خود بزرگترین قهرمان علم و دانش گردید . پس از درگذشت پدر بزرگوارش 34سال نیز دوره امامت او بود که در این مدت "مکتب جعفری " را پایه ریزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شریعت محمدی ( ص ) گردید . زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی  امیه ( هشام بن عبدالملک - ولید بن یزید - یزید بن ولید - ابراهیم بن ولید - مروان حمار ) که هر یک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم می کرده اند ، و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نیز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بیداد و ستم بر امویان پیشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در 10سال آخر عمر شریفش در ناامنی و ناراحتی بیشتری بسر می برد .




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٦/۱٠
شیوه حاجت خواهی

آیت الله سید عبدالکریم کشمیری فرمودند :

همراه آقای حداد زیر گنبد امام حسین علیه السلام نشسته بودیم ، در رواق مقدس ازدحام شدیدی از زوار بود ، ایشان به من فرمود : « سید عبدالکریم خوش او جوه و لکن کلهم یردون دنیه »
سید عبد الکریم این وجوه همه شان خوب هستند ، ولی همه برای طلب امور دنیوی در اینجا ازدحام کرده اند .

فرمودند با آقای حداد در منزلش نشسته بودم ، مردی از اهل علم آمد روبروی او نشست ، آقای حداد به آن مرد فرمود : ای مرد تو حضرت ابوالفضل علیه السلام را زیارت کردی و زیارت جامعه کبیره خواندی ، یک ساعت و نیم با تأمل و تأنی نشستی و بعد از همه اینها ، امور دنیویه را خواستی ؟ خجالت نکشیدی ؟
آن مرد شگفت زده شد و پشیمان شد و گفت : بله والله راست گفتی !



:: برچسب‌ها: نصیحت و پند از علماء ربانی, مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٦/٥
خوردن و آشامیدن

وای بر ما اگر در خصوص خوردنی ها و نوشیدنی ها از حرام اجتناب نکنیم ،

زیرا همین غذاها است که منشا علم و ایمان و یا کفر ما میشود،

و یک وقت نگاه میکنیم و می بینیم که به یزید ایمان آورده ایم. !!!

آیت الله بهجت(رحمه الله)




:: برچسب‌ها: نصیحت و پند از علماء ربانی, مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٦/٤
علت حفظ حجاب از دیدگاه آیت الله فلسفی(ره)

 

مرحوم فلسفی به همراه همسرش از جایی می‌گذشتند.

زن بی حجابی با طعنه‌ گفت: بدبخت! زنش را گونی‌پیچ کرده.

مرحوم فلسفی رو به زن گفت: چرا کسی روی اتوبوس‌های کنار خیابان چادر نمی‌کشد؟

زن گفت: چون وسیله نقلیه عمومی هستند و ارزشی ندارند.باز پرسید:چرا همه روی خودروهای خودشان چادر می‌کشند؟

گفت:چون وسیله شخصی است و باارزش است.

مرحوم فلسفی گفت:
زن من هم شخصی است و ارزشمند،
نه مثل وسیله نقلیه عمومی !!!

شادی روحش صلوات




:: برچسب‌ها: مذهبی, نصیحت و پند از علماء ربانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/۳٠
خدا خدا خدا ......

حتما دانلودش کنید.

سخن حضرت آیت الله مجتهدی(ره)

لینک غیر مستقیم فایل صوتی خدا خدا خدا...




:: برچسب‌ها: مذهبی, نصیحت و پند از علماء ربانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/۳٠
امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در کلام امام مجتبی علیه السلام

روزی امام مجتبی به زید بن وهب جهینی که از یاران حضرت بود، فرمود:

«به خدا قسم معاویه از این جمعیتی که در اطراف من هستند بهتر است، اینها گمان می کنند که پیرو منند و حال آنکه می خواهند به هر وسیله ای که شده مرا بکشند، اموال مرا غارت کنند، اگر من با معاویه جنگ کنم اینها مرا دست بسته به او تحویل می دهند.




:: برچسب‌ها: مذهبی

:: ادامه مطلب
نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/۳٠
مناظره حضرت امام صادق (ع) با ابوحنیفه حتما بخوانید




:: برچسب‌ها: مذهبی

:: ادامه مطلب
نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/٢٩
وحشت شب اول قبر

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت‌ استاد علاّمة‌ طباطبائی(ره)‌ نقل‌ کردند از مرحوم‌ آیة‌ الحقّ عارف‌ عظیم‌ الشَّأن‌ آقای‌ حاج‌ میرزا علی‌ آقا قاضی‌ رضوانُ الله‌ عَلیه‌ که‌ میفرموده‌ است‌: در نجف‌ أشرف‌ در نزدیکی‌ منزل‌ ما، مادر یکی‌ از دخترهای‌ أفندی‌ها فوت‌ کرد.  این‌ دختر در مرگ‌ مادر بسیار ضجّه‌ میکرد و جدّاً متألّم‌ و ناراحت‌ بود و با تشییع‌ کنندگان‌ تا قبر مادر آمد و آنقدر ناله‌ کرد که‌ تمام‌ جمعیت‌ تشییع کنندگان را منقلب‌ نمود. تا وقتی‌ که‌ قبر را آماده‌ کردند و خواستند مادر را در قبر گذارند فریاد میزد که‌ من‌ از مادرم‌ جدا نمی‌شوم‌ ؛ هر چه‌ خواستند او را آرام‌ کنند مفید واقع‌ نشد. دیدند اگر بخواهند اجباراً دختر را جدا کنند، بدون‌ شک جان‌ خواهد سپرد.  بالاخره‌ بنا شد مادر را در قبر بخوابانند و دختر هم‌ پهلوی‌ بدن‌ مادر در قبر بماند، ولی‌ روی‌ قبر را از خاک‌ انباشته‌ نکنند و فقط‌ روی‌ آن را از تخته‌ای‌ بپوشانند و سوراخی‌ هم‌ بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت‌ خواست‌ از آن‌ دریچه‌ و سوراخ‌ بیرون‌ آید.

دختر در شب‌ اوّل‌ قبر، پهلوی‌ مادر خوابید ؛ فردا آمدند و سرپوش‌ را برداشتند که‌ ببینند بر سر دختر چه‌ آمده‌ است‌، دیدند تمام‌ موهای‌ سرش‌ سفید شده‌ است‌. گفتند: چرا اینطور شده‌ است‌؟ گفت‌: هنگام‌ شب‌، من‌ که‌ پهلوی‌ مادرم‌ خوابیده‌ بودم‌، دیدم‌ دو نفر از ملائکه‌ آمدند و در دو طرف‌ ایستادند و یک‌ شخص‌ محترمی‌ هم‌ آمد و در وسط‌ ایستاد.  آن‌ دو فرشته‌ مشغول‌ سؤال‌ از عقائد او شدند و او جواب‌ میداد ؛ سؤال‌ از توحید نمودند جواب‌ داد: خدای‌ من‌ واحد است‌، و سؤال‌ از نبوّت‌ کردند جواب‌ داد: پیغمبر من‌ محمّد بن‌ عبدالله‌ است‌. سؤال‌ کردند: امامت‌ کیست‌؟ آن‌ مرد محترم‌ که‌ در وسط‌ ایستاده‌ بود گفت‌: لَسْتُ لَهُ بِإمامٍ ؛ من‌ امام‌ او نیستم‌. در این حال‌ آن‌ دو فرشته‌ چنان‌ گرز بر سر مادرم‌ زدند که‌ آتش‌ به‌آسمان‌ زبانه‌ می‌کشید. من‌ از وحشت‌ و دهشت‌ این‌ واقعه‌ به‌ این‌ حال‌ که‌ می‌بینید در آمده‌ام‌. مرحوم‌ قاضی‌ رضوانُ الله‌ عَلیه‌ میفرمود: چون‌ تمام‌ طائفة‌ دختر، سنّی‌ مذهب‌ بودند و این‌ واقعه‌ طبق‌ عقائد شیعه‌ واقع‌ شد، آن‌ دختر شیعه‌ شد و تمام‌ طائفة‌ او که‌ از أفندی‌ها بودند همگی‌ به‌ برکت‌ این‌ دختر شیعه‌ شدند.

منبع : کتاب معاد شناسی علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی




:: برچسب‌ها: مذهبی, نصیحت و پند از علماء ربانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/٢٥
دوستی اهل بیت(علیهم السلام)

امام صادق علیه السلام : لا تَسْتَصْغِرْ مَوَدَّتَنا فَاِنَّها مِنَ الْباقیاتِ الصّالِحاتِ

امام صادق علیه السلام فرمود : دوستى ما را دست کم نگیرید، که از باقیاتِ صالحات (کارهاى خیر ماندگار) است.

بحار الأنوار: ج 24، ص 304، ح 16




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/٢٤
چه کنیم تا نماز صبحمان قضا نشود؟

از مرحوم آیت الله العظمی بهجت(ره) سوال شد:
چه کنیم تا نماز صبحمان قضا نشود؟

در پاسخ فرمودند:
کسی که باقی نمازهایش را در اول وقت بخواند
خدا او را برای نماز صبح بیدار خواهد کرد




:: برچسب‌ها: مذهبی, نصیحت و پند از علماء ربانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/٢٤
عیدفطر مبارک
مرا چون قوت غالب اشک باشد جای نان در سال
بگو فطریه ام را روضه خوان شخصا بپردازد
عیدفطر مبارک




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/۱۸
نصیحت و پند از علماء ربانی

آیت الله بهجت(ره):
توفیق ، ربطی به سرمایه و دارایی و نداری و خواب و بیداری ندارد.
گاهی انسان سرمایه دارد ولی موفق به کار خیر نمی شود؛
گاهی هم کم درآمد ، ولی پر خیر و برکت است.
اگر کسی طالب هدایت و معرفت خدا باشد و در طلب ، جدی خالص باشد ، در و دیوار به اذن الله، هادی او خواهند بود




:: برچسب‌ها: مذهبی, نصیحت و پند از علماء ربانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/۱٤
محبت
امام صادق علیه السلام :

ثَلاثَةٌ تُورِثُ المَحَبَّةَ : الدّینُ وَالتَّواضُعُ وَالبَذل
سه چیز است که محبّت می آورد : دین ، فروتنى و بخشش

تحف العقول، ص 316



:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/۱۳
شهادت امام علی تسلیت باد

درلحظه ضربت خوردن مولای متقیان جبرئیل بین زمین و آسمان فریاد زد:

«تَهَدَّمَتْ وَ الله اَرْکانُ الْهُدی، وَانْطَمَسَتْ اَعْلامُ التُّقی وَانْفَصَمَتْ الْعُرْوَِْ الْوُثْقی، قُتِلَ ابْنُ عَمِّ الْمُصْطَفی، قُتِلَ عَلِیُّ الْمُرْتَضی، قَتَلَهُ اَشْقَی الاْ َشْقیأِ»


سوگند به خدا استوانه‏ های هدایت، ویران شد و نشانه‏ های بزرگ تقوی تاریک گردید، و دستگیره محکم ایمان شکسته شد، پسر عموی مصطفی(ص) کشته شد، علی مرتضی کشته شد، او را شقیترین اشقیا کشت.

 




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/۸
شب قدر

حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی-مدظله

قال الصادق (علیه السلام) :

التقدیر فی لیلة تسعة عشر و الابرام فی لیلة احدی و عشرین و الامضاء فی لیلة ثلاث و عشرین.

امام صادق (علیه السلام) فرمود: برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام می گیرد و تصویب آن در شب بیست ویکم و تنفیذ آن در شب بیست سوم.
وسائل الشیعه، ج
۷ ص ۲۵۹

                                                                                                                                




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/۸
حدیث قدسی درباره عوامل مباهات وافتخارات

حضــرت محمــــــد(ص) ضمن بر شمردن برخی عوامل مباهات

 وافتخار،که انسانها ،آن ها را وسیله ی عزت وکرامت می پندارند، به تخطئه ی این گونه افکار پرداخته وگذرا وناپایدار بودن این موارد را گوشزد می نماید:

«قال الله تعالی لِنَبیّه محمد صلی الله علیه وآله:افتخار النّاسِ فی الدُّنیا علی ستّة  اوجُه:اوّلهُ بالوجهِ الحَسَن،والثانی بالفصَاحة،والثالث بالمال، والرابعُ بالحسبِ والنّسَب،والخامس بالقوّة،والسادسُ بالملک،

خداوند به رسول خود (ص)فرمود:مباهات وافتخار مردم در دنیا به یکی از این شش چیز است: 1) زیـــــــبایی چهـــــره 2)بــــیـــان شـــــیریــــن وسخنــــران خوب بـــــودن

3)دارایــــی وثــــروت  4)حســـــب ونســــــب  5)قدرت جسمی 6)پست و مـــــقام

سپس خداوند به تخطئه ِ این نوع دیدگاه های نادرست پیرامون عزت مندی ومحبوبیت پرداخته و می فر ماید:

قُل یا محمد! لِمَن اِفتَخَرَ بالوَجه الحَسَن:تَلفحُ وُجُوهَهُم النارُ وَهم فیها کالحون؛ای محمد! به کسی که به زیبایی صورتش می نازد بگو:آتش جهنم صورت هایشان را خواهد سوزاند وزشت منظر خواهند شد.

وَ قُل لِمَن افتَخَربالمال و الوَلد:: یومَ لا ینفعُ مالُ و لا بنون * الا من اَ تی اللهَ بقلبٍ سلیم

و به کسی که به ثروت ودارایی وفرزند خود افتخار می کند وآن ها را مایه ی عزت خود می داند بگو:روز قیامت مال و فرزند انسان به حالش سودی نخواهد بخشید وتنها قلب سلیم است که به حال انسان نفع خواهد داشت.

وَ قل لمن افتخرَ بالقوه: علیها ملائکةُ غلاظ شداد لا یعصونَ الله ما امرهم و یَفعَلونَ

وبه کسی که به زور بازو و قدرت خود افتخار می کند ، بگو:در روز قیامت فرشتگان قدر تمندی هستند که با شدت وغضب با آن ها بر خورد خواهند کرد وان چه را که از ناحیه یپروردگارشان به آنها امر شودف انجام خواهد شد.

وقُل لِمَن افتخر بالحسب والنَسَب: فَلا اَنساب بیَنُهم یَومئذٍ َولا یَتسا لُون

وبه کسی که به حسب ونسب وبزرگ زادگی وپدر و مادر خود افتخار می کند ،بگو:

روزی فرا خواهد رسید که همه ی این پیوند ها وخویشاوندی ها قطع خواهد شد واز حال یکدیگر بی خبر خواهند شد.

وَ قل لمن افتخرَبالمُلک: لمن الملک الیومَ لله الواحد القهار وبه کسی که به مقام وریاست خود فریفته شده و آن را عزت وکرامت خود می پندارد، بگو:روز قیامت پادشاهی وقدرت، مخصوص خداوند است.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/۸
در فضیلت شب قدر

شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است.
در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است.
عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود.
ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان علیه السلام می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند.
شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.
در بعضی از تفاسیر آمده است که روزی پیامبر اکرم فرمود:«یکی از بنی اسرائیل لباس جنگ پوشید و هزار ماه (هشتاد سال) از تن بیرون نیاورد و پیوسته مشغول یا آماده جهاد فی سبیل الله بود.»
یاران پیامبر تعجب کردند و آرزو کردند چنین فضیلت و افتخاری برای آنها نیز میسر شود؛ در این هنگام بود که سوره قدر نازل شد و بیان شد که « شب قدر از هزار ماه عبادت و جهاد برتر است.»

منابع :
تفسیر نمونه ج 27 ص 181، مجمع البیان ج 10 ص 405، مفاتیح الجنان




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٥/٦
خطبه پیامبر اکرم(ص) در فضیلت ماه رمضان +معنی(55 نکته از توصیه‌های پیامبر(ص) برای

 

وَ فِی کِتَابِ فَضَائِلِ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ فِی الْأَمَالِی عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ وَ فِی عُیُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بَکْرَانَ النَّقَّاشِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْقَطَّانِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِیمَ الْمُعَاذِیِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْمُکَتِّبِ کُلِّهِمْ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص خَطَبَنَا ذَاتَ یَوْمٍ فَقَال :

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ. شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَیَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَیَّامِ وَ لَیَالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیَالِی وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ. هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُکُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُکُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ.

 فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ بِنِیَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ یُوَفِّقَکُمْ لِصِیَامِهِ وَ تِلَاوَةِ کِتَابِهِ فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ.

 وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِکُمْ وَ مَسَاکِینِکُمْ وَ وَقِّرُوا کِبَارَکُمْ وَ ارْحَمُوا صِغَارَکُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَکُمْ وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا یَحِلُّ النَّظَرُ إِلَیْهِ أَبْصَارَکُمْ وَ عَمَّا لَا یَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَیْهِ أَسْمَاعَکُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَیْتَامِ النَّاسِ یُتَحَنَّنْ عَلَى أَیْتَامِکُمْ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکُمْ وَ ارْفَعُوا إِلَیْهِ أَیْدِیَکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَوْقَاتِ صَلَاتِکُمْ‏ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ یَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ یُجِیبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ یُلَبِّیهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ یُعْطِیهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ یَسْتَجِیبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَکُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِکُمْ فَفُکُّوهَا بِاسْتِغْفَارِکُمْ وَ ظُهُورَکُمْ ثَقِیلَةٌ مِنْ أَوْزَارِکُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا یُعَذِّبَ الْمُصَلِّینَ وَ السَّاجِدِینَ وَ أَنْ لَا یُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ. أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْکُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِی هَذَا الشَّهْرِ کَانَ لَهُ بِذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ.

 قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَیْسَ کُلُّنَا یَقْدِرُ عَلَى ذَلِکَ فَقَالَ (ص) اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاءٍ أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْکُمْ فِی هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ کَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ خَفَّفَ فِی هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَکَتْ یَمِینُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَیْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ کَفَّ فِیهِ شَرَّهُ کَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ أَکْرَمَ فِیهِ یَتِیماً أَکْرَمَهُ اللَّهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ وَصَلَ فِیهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِیهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِیهِ بِصَلَاةٍ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّى فِیهِ فَرْضاً کَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّى سَبْعِینَ فَرِیضَةً فِیمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ وَ مَنْ أَکْثَرَ فِیهِ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَیَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِیزَانَهُ یَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِینُ وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیَةً مِنَ الْقُرْآنِ کَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِی هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُغَلِّقَهَا عَنْکُمْ وَ أَبْوَابَ النِّیرَانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُفَتِّحَهَا عَلَیْکُمْ وَ الشَّیَاطِینَ مَغْلُولَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُسَلِّطَهَا عَلَیْکُمْ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع فَقُمْتُ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ (وسائل ‏الشیعة، ج: 10 ص : 314)

ثُمَّ بَکَى فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا یُبْکِیکَ فَقَالَ یَا عَلِیُّ أَبْکِی لِمَا یَسْتَحِلُّ مِنْکَ فِی هَذَا الشَّهْرِ کَأَنِّی بِکَ وَ أَنْتَ تُصَلِّی لِرَبِّکَ وَ قَدِ انْبَعَثَ أَشْقَى الْأَوَّلِینَ شَقِیقُ عَاقِرِ نَاقَةِ ثَمُودَ فَضَرَبَکَ ضَرْبَةً عَلَى قَرْنِکَ فَخَضَبَ مِنْهَا لِحْیَتَکَ.


قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ(علیه‌السلام) فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ذَلِکَ فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِی فَقَالَ (ع)  فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِکَ.  ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ مَنْ قَتَلَکَ فَقَدْ قَتَلَنِی وَ مَنْ أَبْغَضَکَ فَقَدْ أَبْغَضَنِی وَ مَنْ سَبَّکَ فَقَدْ سَبَّنِی لِأَنَّکَ مِنِّی کَنَفْسِی رُوحُکَ مِنْ رُوحِی وَ طِینَتُکَ مِنْ طِینَتِی إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى خَلَقَنِی وَ إِیَّاکَ وَ اصْطَفَانِی وَ إِیَّاکَ وَ اخْتَارَنِی لِلنُّبُوَّةِ وَ اخْتَارَکَ لِلْإِمَامَةِ وَ مَنْ أَنْکَرَ إِمَامَتَکَ فَقَدْ أَنْکَرَ نُبُوَّتِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ وَصِیِّی وَ أَبُو وُلْدِی وَ زَوْجُ ابْنَتِی وَ خَلِیفَتِی عَلَى أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی أَمْرُکَ أَمْرِی وَ نَهْیُکَ نَهْیِی أُقْسِمُ بِالَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ وَ جَعَلَنِی خَیْرَ الْبَرِیَّةِ إِنَّکَ لَحُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ أَمِینُهُ عَلَى سِرِّهِ وَ خَلِیفَتُهُ عَلَى عِبَادِهِ  (بحارالأنوار ج : 93 ص : 35)

 

 حضرت امام رضا(ع) از پدر گرامی خود و او از پدران بزرگوارش، و آنان هم از امیرالمؤمنان امام علی(ع) نقل کرده‌اند که آن حضرت چنین فرمود: یکی از روزهای آخر ماه شعبان و در آستانهٔ ماه رمضان پیامبر خدا، خطاب به ما، خطبهٔ مهمی خواند که مضمونش چنین است:
 
۱- ای مردم، ماه خدا، همراه برکت و رحمت و آمرزش گناهان به شما روی آورده است.
 
۲- ماهی است که از همه ماه‌ها ارزشمندتر و با فضیلت‌تر است.
 
۳- روزهایش ارزشمندترین روزهاست.
 
۴- شب‌هایش با فضیلت‌ترین شب‌هاست.
 
۵- ساعت‌هایش از همهٔ ساعت‌ها ارزشمند‌تر و ارجمندتر است.
 
۶- ماهی است که شما به میهمانی خدا دعوت شده‌اید.
 
۷- و خدا شما را در این ماه گرامی داشته است.
 
۸- نفس‌های شما در ماه رمضان تسبیح است.
 
۹- و خوابتان عبادت خداست.
 
۱۰- و عمل شما مورد قبول درگاه خداست.
 
۱۱- و دعایتان در این ماه عزیز مستجاب است.
 
۱۲- با نیت‌های درست و دل‌های پاک، خواسته‌هایتان را از خدا بخواهید.
 
۱۳- و بخواهید که شما را در این ماه به گرفتن روزه توفیق دهد.
 
۱۴- و نیز به تلاوت قرآن موفق سازد.
 
۱۵- انسان شقی کسی است که در این ماه مورد بخشش و آمرزش خدا قرار نگیرد.
 
۱۶- با گرسنگی و تشنگی این ماه، به یاد گرسنگی و تشنگی قیامت بفتید.
 
۱۷- و به فقرا و محرومان صدقه بدهید.
 
۱۸- در ماه رمضان به بزرگانتان احترام کنید.
 
۱۹- و به کودکان و افراد کوچک‌تر، از هیچ محبتی دریغ نورزید.
 
۲۰- در این ماه بیشتر صلهٔ رحم نمایید.
 
۲۱- زبان خود را از گفتار ناپسند و زشت نگهدارید.
 
۲۲- و از آنچه خدا بر شما حلال نکرده است، چشمانتان را ببندید.
 
۲۳- و آن چه را که شنیدنش بر شما حلال نیست، گوش ننمایید.
 
۲۴- و به یتیمان مهر و محبت کنید تا بر یتیمان شما مهرورزند.
 
۲۵- و از گناهانتان توبه کنید.
 
۲۶- به هنگام نماز، دو دست خود را به دعا به پیشگاه خدا بلند کنید.
 
۲۷- چه آن که آن لحظه‌ها بهترین لحظه‌هاست.
 
۲۸- خداوند در آن لحظات با مهر و لطف بر بندگان می‌نگرد.
 
۲۹- و اگر از او درخواست کنند، جواب می‌دهد.
 
۳۰- و وقتی او را بخوانند، لبیک می‌گوید.
 
۳۱- و دعای آنان را اجابت می‌کند.
 
۳۲- ای مردم! جانتان در گروه اعمال شماست، با طلب مغفرت از خدا، آزادش کنید.
 
۳۳- و شانه‌های شما از وزر و وبال گناه و زشتی‌های سنگینی می‌کند، با سجده‌های طولانی، آن وزر و وبال را سبک کنید.
 
۳۴- بدانید که خداوند به عزت خود قسم یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کننده‌گان را عذاب نکند.
 
۳۵- ای مردم! هر کسی از شما روزه‌دار مؤمنی را افطار دهد، چنان است که گویا بنده‌ای را آزاد کرده، و خداوند از لغزش‌های گذشته‌اش می‌گذرد.
 
۳۶- یکی عرض کرد! ای رسول خدا، همهٔ ما قدرت افطاردادن و سیرکردن شکم افراد را نداریم.
 
۳۷- پیامبر فرمود: با پاره‌ خرما، و مقداری آب، آتش را از خود دور کنید.
 
۳۸- ای مردم! اگر کسی در این ماه اخلاق خودش را نیکو و اصلاح کند، جواز عبور از پل صراط برای او خواهد بود.
 
۳۹- و آن کسی که در این ماه بر زیردستان خود آسان گرفته و سخت گیری نکند، خداوند حساب را بر او آسان می‌گیرد.
 
۴۰- و کسی که در این ماه مردم از شرش در امان باشند، خداوند در قیامت غضب خود را از او باز می‌دارد.
 
۴۱- و کسی که یتیمی را نوازش نماید، در قیامت مورد نوازش خداوند خواهد بود.
 
۴۲- و کسی که صله رحم کند، خداوند رحمتش را در قیامت بر او فرومی‌فرستد.
 
۴۳- و کسی که قطع رحم کند، خداوند رحمتش را در قیامت از او دور دارد.
 
۴۴- و کسی که یک نماز مستحبی به قصد اطاعت و بندگی به جا آورد، خداوند برآت آزادی از آتش جهنم را برای او صادر می‌کند.
 
۴۵- و کسی که یک واجب را انجام دهد ثواب 70 واجب به او داده می‌شود.
 
۴۶- و کسی که در این ماه بر من زیاد درود فرستد، خداوند کفهٔ میزان عمل نیک او را در قیامت سنگین می‌کند.
 
۴۷- و کسی که یک آیه در این ماه از قرآن تلاوت کند، پاداش یک ختم قرآن را خواهد داشت.
 
۴۸- ای مردم، درهای بهشت در این ماه باز است، از خدا درخواست کنید که آن را بر روی شما نبندد.
 
۴۹- و درهای جهنم بر روی شما بسته است، از خداوند بخواهید که آن را بر روی شما نگشاید.
 
۵۰- و شیطان در این ماه درغل و زنجیر است، از خداوند بخواهید که آن را بر شما مسلط نکند.
 
۵۱- امیرالمؤمنین گفت: از جا برخاستم و عرض کردم: ای رسول خدا، کدام عمل در این ماه ارزشمند‌تر است؟
 
فرمود: ای ابالحسن، ارجمندترین عمل در رمضان آن است که انسان از آن چه خدا حرام کرده است، دوری جوید.
 
آن گاه گریه کرد. عرض کردم: چه چیزی باعث گریهٔ شما شد؟
 
فرمود: علی جان، گریهٔ من برای این است که در این ماه در حالی که به نماز ایستاده‌ای فرق سرت به دست شقی‌ترین انسان شکافته می‌شود، و محاسن شریف تو خضاب می‌گردد.
 
امیرالمؤمنین عرض کرد: ای رسول خدا، آیا دین من سالم است؟
 
رسول خدا فرمود: آری، در سلامت کامل دینی قرار داری.
 
۵۲- سپس فرمود: یا علی، قاتل تو، قاتل من است، و کسی که بر تو غضب کند بر من غضب کرده است.
 
۵۳- و کسی که به تو دشنام دهد به من دشنام داده است، تو برای من به منزلهٔ جان من هستی، روح تو از روح من است و طینت تو از طینت من است.
 
۵۴- خدای تبارک و تعالی، من و تو را آفرید و انتخاب کرد.
 
۵۵- مرا برای نبوت و پیامبری، و تو را برای امامت امت اسلامی اختیار کرد، و هر کسی امامت تو را انکار کند،در حقیقت منکر نبوت من شده است.
 
منبع: بحار/ ج۹۶/ص۱۵۷ و ۳۵۸؛ عیون أخبار الرضا/ ج۱/ص۲۹۵




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٤/٢٠
فضایل شب نیمه شعبان از زبان ائمه(ع)

 

ای محمد هر کس امشب را با منزه داشتن خداوند (تسبیح)، ذکر یگانگی او ، یاد بزرگی او(تکبیر)، راز و نیاز با او (دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهای مستحب و آمرزش خواهی (استغفار) صبح کند، بهشت جایگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آنچه را که پیش از این انجام داده و یا بعد از این انجام می‏دهد، خواهد بخشید..

این شب از چنان اهمیتی برخوردار است که هم ردیف و هم پای شبهای قدر قرار دارد و از این موقعیت می توان چون شبهای قدر ماه مبارک رمضان، برای کسب خیرات و برکات معنوی بهره برد و نهایت تلاش را برای کسب فیض داشت.

از پیامبر اکرم در این زمینه روایتهای بسیاری نقل شده از جمله اینکه:

شب نیمه شعبان در خواب بودم که جبرئیل به بالین من آمد و گفت: ای محمد چگونه در این شب خوابیده‏ای؟ پرسیدم: ای جبرئیل مگر امشب چه شبی است؟ گفت: شب نیمه شعبان است. برخیز ای محمد، پس مرا از جایم بلند کرد و به سوی بقیع برد، در آن حال گفت: سرت را بلند کن امشب درهای آسمان گشوده می‏شوند، درهای رحمت باز می‏گردند و همه درهای خشنودی، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزی، نیکی و بخشایش نیز گشوده می‏شوند.

کمیل بن زیاد از یاران امام علی (ع) چنین روایت می‏کند که:

در مسجد بصره نزد مولایم امیرالمومنین نشسته بودم و گروهی از یاران آن حضرت نیز حضور داشتند، در این میان یکی از ایشان پرسید: معنای این سخن خداوند که: فیها یفرق کل امر حکیم؛ در آن شب هر امری با حکمت معین و ممتاز می‏گردد،(سوره دخان، آیه 44)چیست؟ حضرت فرمودند:

"قسم به کسی که جان علی در دست اوست همه امور نیک و بدی که بر بندگان جاری می‏شود، از شب نیمه شعبان تا پایان سال، در این شب تقسیم می‏شود. هیچ بنده‏ای نیست که این شب را احیاء دارد و در آن دعای خصر بخواند، مگر آن که دعای او اجابت شود.» پس از آن که امام از ما جدا شد، شبانه به منزلش رفتم. امام پرسید: چه شده است ای کمیل؟ گفتم ای امیرمومنان آمده‏ام تا دعای خصر را به من بیاموزی، فرمود:

بنشین ای کمیل هنگامی که این دعا را حفظ کردی خدا را در هر شب جمعه، یا در هر ماه یک شب، یا یک بار در سال یا حداقل یک بار در طول عمرت، با آن بخوان، که خدا تو را یاری و کفایت می‏کند و تو را روزی می‏دهد، و از آمرزش او برخوردار می‏شوی، ای کمیل به خاطر زمان طولانی که تو با ما همراه بوده‏ای بر ما لازم است که درخواست تو را به بهترین شکل پاسخ دهیم، آنگاه دعا را چنین انشاء فرمود...[متن دعای کمیل]




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٤/۱
واویلا واویلا

با سلام وضمن عرض تسلیت خدمت امام زمان(علیه السلام) و شیعیان و محبین امیرالمومنین(علیه السلام)

هتک حرمت به مقبره شریف حجر بن عدی(صحابی پیامبر(صلی الله علیه و آله) و فدوی امام علی(علیه السلام)) و حضرت جعفر طیار(برادر امام علی(علیه السلام)) را محکوم کرده و یقین بفرمایید سکوت نکرده و با آنان مبارزه خواهیم کرد.

اللهم العن اعدائم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین

 

پنجشنبه گذشته، آرامگاه حجربن عدی کندی که به دست معاویه به شهادت رسید، به وسیله مزدوران و تروریست‌های سلفی سوریه نبش قبر شد. گروهک‌های تروریستی، ابتدا ضریح حجر بن عدی را در منطقه «عدرا» تخریب و سپس نبش قبر کردند.

بنابر این گزارش، جسد «حجر بن عدی» هنوز سالم بوده و تروریست‌ها، پیکر وی را به مکانی نامعلوم منتقل کرده‌اند.

آرامگاه جعفر بن ابی‌طالب معروف به جعفر طیار، در منطقه «المزار» در استان کرک واقع در جنوب اردن قرار دارد و برای فرقه اسماعیلی که یکی از فرقه‌های شیعی است، اهمیت خاصی دارد.

در حالی که تجاوزها و اهانت‌های پیاپی به مقدسات اسلامی و قبور اولیاء الله از سوی وهابی‌ها خشم جهان اسلام را برانگیخته است، مقامات اردن در قبال این اهانت به آرامگاه جعفر بن ابی طالب، سکوت کرده و رسانه‌های این کشور نیز از انتشار این خبر خودداری کرده‌اند.

گروه‌های تروریستی سوریه در تازه‌ترین اقدام، قبر «حجر بن عدی» صحابی حضرت علی علیه السلام را نبش کرده و پیکر وی را که هنوز سالم مانده را ربودند.و جسد این شیعه امیرالمؤمنین (ع) را به مکانی نامعلوم منتقل کرده‌اند. حجر بن عدی که از یاران حضرت علی (ع) نیز بود به همراه پسرش و تعداد دیگری از صحابه به دست معاویه بن ابی سفیان به شهادت رسید.

 

مقبره حجر بن عدی قبل از تخریب

 

 

 

بعد از تخریب

 

 

 

مقبره مطهر حضرت جعفر طیار بهد به آتش کشیدن آن

 





:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٢/۱٤
حدیث قدسی درباره عوامل مباهات وافتخارات

حضــرت محمــــــد(ص) ضمن بر شمردن برخی عوامل مباهات

 وافتخار،که انسانها ،آن ها را وسیله ی عزت وکرامت می پندارند، به تخطئه ی این گونه افکار پرداخته وگذرا وناپایدار بودن این موارد را گوشزد می نماید:

«قال الله تعالی لِنَبیّه محمد صلی الله علیه وآله:افتخار النّاسِ فی الدُّنیا علی ستّة  اوجُه:اوّلهُ بالوجهِ الحَسَن،والثانی بالفصَاحة،والثالث بالمال، والرابعُ بالحسبِ والنّسَب،والخامس بالقوّة،والسادسُ بالملک،

خداوند به رسول خود (ص)فرمود:مباهات وافتخار مردم در دنیا به یکی از این شش چیز است: 1) زیـــــــبایی چهـــــره 2)بــــیـــان شـــــیریــــن وسخنــــران خوب بـــــودن

3)دارایــــی وثــــروت  4)حســـــب ونســــــب  5)قدرت جسمی 6)پست و مـــــقام

سپس خداوند به تخطئه ِ این نوع دیدگاه های نادرست پیرامون عزت مندی ومحبوبیت پرداخته و می فر ماید:

قُل یا محمد! لِمَن اِفتَخَرَ بالوَجه الحَسَن:تَلفحُ وُجُوهَهُم النارُ وَهم فیها کالحون؛ای محمد! به کسی که به زیبایی صورتش می نازد بگو:آتش جهنم صورت هایشان را خواهد سوزاند وزشت منظر خواهند شد.

وَ قُل لِمَن افتَخَربالمال و الوَلد:: یومَ لا ینفعُ مالُ و لا بنون * الا من اَ تی اللهَ بقلبٍ سلیم

و به کسی که به ثروت ودارایی وفرزند خود افتخار می کند وآن ها را مایه ی عزت خود می داند بگو:روز قیامت مال و فرزند انسان به حالش سودی نخواهد بخشید وتنها قلب سلیم است که به حال انسان نفع خواهد داشت.

وَ قل لمن افتخرَ بالقوه: علیها ملائکةُ غلاظ شداد لا یعصونَ الله ما امرهم و یَفعَلونَ

وبه کسی که به زور بازو و قدرت خود افتخار می کند ، بگو:در روز قیامت فرشتگان قدر تمندی هستند که با شدت وغضب با آن ها بر خورد خواهند کرد وان چه را که از ناحیه یپروردگارشان به آنها امر شودف انجام خواهد شد.

وقُل لِمَن افتخر بالحسب والنَسَب: فَلا اَنساب بیَنُهم یَومئذٍ َولا یَتسا لُون

وبه کسی که به حسب ونسب وبزرگ زادگی وپدر و مادر خود افتخار می کند ،بگو:

روزی فرا خواهد رسید که همه ی این پیوند ها وخویشاوندی ها قطع خواهد شد واز حال یکدیگر بی خبر خواهند شد.

وَ قل لمن افتخرَبالمُلک: لمن الملک الیومَ لله الواحد القهار وبه کسی که به مقام وریاست خود فریفته شده و آن را عزت وکرامت خود می پندارد، بگو:روز قیامت پادشاهی وقدرت، مخصوص خداوند است.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٢/۱٢
درگذشت آیت الله خوشوقت تسلیت باد.

در گذشت آیت الله خوشوقت را به محضر امام زمان(عج) و مقام معظم رهبری(حفظه الله) علما و روحانیون و کلیه طلاب و ارادتمندان ایشان تسلیت عرض می نمایم.

 




:: برچسب‌ها: مذهبی, أیت الله خوشوخت

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٢/٦
شهادت امام حسن عسکری(ع) تسلیت باد

چون بقیع ، سامرا از کین خراب است       قلب شیعه در این ماتم کباب است

شهادت جانگداز  امام حسن عسکری (ع) را خدمت امام

زمان (عج) و رهبر معظم انقلاب و تمامی شیعیان جهان

تسلیت عرض می نماییم.





:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱۱/۱
آقا مجتبی تهرانی

آنقدر ساده و صمیمی برخورد می کرد که همه او را "آقا مجتبی" می نامیدیم. نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد.

یک هفته که پر از آلودگی می شدی، دلت خوش بود که چهارشنبه ها هست، می روی مدرسه نور، دلت را می زنی به دریا. حالت خوش می شود.
وقتی درس می داد، جرعه جرعه گوارای وجودت می شد و با جانت آمیخته. می گفت سطحش را آوردم پایین؛ سطح مطلب را می گفت. سطحش را می آورد پایین تا سطح ما برود بالا
سال های آغازین 70 همه پر از سوال بودند. هر روز شبهه بود که می بارید. جمع می کردی و می رفتی پای درس تفسیر قرآن آقا.
لبخنذهایش وقت درس ها بالای منبر، مثل ترنم باران بود ، مثل وقتی باران با سرعت باریده باشد و بعد آرام می گید تا زمین نفس بکشد
پای منبرش که می نشستی، سخنانش ناب و راستین بود. از آلودگی ها و حرف های زائد سیاسی که در این سه دهه اخیر در منبرها رائج شده بود، خبری نبود.
منبر پیامبر را به جان سخن پیامبر آراسته بود. حرف سیاسی اش را هم جانانه از کلام رسول و اهل بیت می گذاشت توی دلت.
همه چیزت که به هم می خورد، حالت که گرفته می شد، دنیا که برایت به آخر می رسید، اعصابت که به هم می ریخت، زندگی که برایت تنگ می شد، می دانستی هر ظهر یک جا هست، می توانی ببینی اش.
می دانستی یک جا هست، فقط یک جا، فقط یک دوست، فقط یک "آقا". ظهر می پریدی مسجد جامع بازار.
نمی دانم او که رفت، توانست سطح ما را بالا ببرد یا نه؟ دغدغه ای داشت درباره سطح ما. همین مایی که حالا ماتم گرفته ایم بدون او چه کنیم؟ کجا برویم؟
می گفت: " به اصل دین عمل کنی، حالت خوب می شود. ذکر، خود تویی، خودت را که خراب کردی، به لب ذکر بگویی فایده ندارد"
شب های قدر، شب های قدر، شب های قدر.... می دویدند، می دویدیم، می دوید.
اوج ما اما اوج او بود، او که اوج می گرفت ما هم احساس اوج می کردیم. حالا که عروج کرده بیش از هر زمان دیگری این را فهمیده ایم که دیگر اوجی نخواهد بود. فرموده اند زمین از مردان خدا خالی نخواهد شد اما نفرموده اند زمین مملو از مردان خداست. مردان خدا اندکند و در روزگار ما اندک تر از هر زمان دیگری.
تنها با یک پیکان رفت و آمد می کرد. آنقدر خود را از نامدار شدن و رسانه ای شدن روزگار رسانه ای روحانی ها پرهیز داده بود که خیلی از مردم همین تهران هم او را نمی شناختند.
همین گمنام بودن که سیره روحانیت راستین و اخلاق گرای ماست، چقدر او را محبوبیت بخشید.
حالا باید بگوییم شب های قدرخداحافظ، کوچه های مسجد جامع خداحافظ. مسجد جامع بازار، مدرسه نور خداحافظ. خیابان ایران خداحافظ. تهران بی عقل و اخلاق خداحافظ. تهران بی اخلاق خداحافظ.
"آقا مجتبی تهرانی" خداحافظ. استاد اخلاق و فقه و فلسفه و کلام ما خداحافظ.
استاد اخلاق تهران، خداحافظ که رفتی و تهران، بی تو یتیم شد.



:: برچسب‌ها: مذهبی, آقا مجتبی تهرانی, آیت الله مجتبی تهرانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱۸
گفتاری از حضرت آیت الله مجتبی تهرانی

ز خدا حیا کن! شرم کن!انجام نده! حتی فکر معصومیت هم نکن! چون عمل، برای خداوند دیگر بیرونی و درونی ندارد.

_کسی که تنها گاهی اوقات چشممان به هم می افتد و او را می بینیم ، با کسی که هر روز و هر شب با او برخورد می کنیم، چشممان در چشمش می افتد ، فرق دارد. آدم از این فرد خجالت می کشد. در مورد اولی شاید بگوییم:فلانی رفت دنبال کارش! شاید  دیگر هم دیگر را نبینیم و... اما کسی که همیشه همراه آدم است فرق می کند و انسان از او شرم می کند. ما میان این دو نفر فرق می گذاریم.




:: برچسب‌ها: مذهبی, آیت الله مجتبی تهرانی, آقا مجتبی تهرانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱۸
اربعین حسینی و وفات آیت الله آقا مجتبی تهرانی(پست ویژه)

 کاروان می آید از شهر دمشق

     برسرِ خاکِ شهِ سلطان عشق

 کاروان با خود رباب آورده است

  بهر اصغر شیر وآب آورده است

 کاروان آمد ولی اکبرنداشت

   ام لیلا شبه پیغمبر نداشت

 کاروان آمد ولی شاهی نبود

   بربنی هاشم دگر ماهی نبود ......

 

اربعین حسینی برساحت مقدس آقا اباصالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه ) وشیعیانشان تسلیت باد.

انا لله و انا الیه راجعون
 

ستاد برگزاری مراسم ارتحال حضرت آیة‌الله العظمی‌حاج آقا مجتبی تهرانی
 
ضمن عرض تسلیت رحلت ملکوتی فقیه عارف و مجاهد سالک حضرت آیة‌االله‌العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی به محضر مقدس حضرت بقیه‌الله الاعظم ارواحنا فداه، مراجع عظام تقلید، حوزه‌های علمیه و ملت شریف ایران، به اطلاع می‌رساند، مراسم تشییع پیکر پاک معظم‌له همزمان با اربعین سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام روز پنجشنبه 14 دیماه 1391، از ساعت 8 صبح در مدرسه عالی شهید مطهری واقع در میدان بهارستان برگزار می‌شود و رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت آیة‌الله العظمی خامنه‌ای دامت برکاته بر پیکر ایشان اقامه نماز خواهند فرمود.
همچنین مجلس بزرگداشتی از سوی معظم‌له روز جمعه از ساعت 10 صبح در محل حسینیه امام خمینی(ره) برگزار خواهد شد.
مراسم دیگری از سوی بیت آیةالله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی روز شنبه از ساعت 9 تا 11 صبح در مسجد جامع بازار تهران برپا خواهد شد.
برنامه‌ها و مراسم بعدی صرفاً از سوی ستاد برگزاری مراسم ارتحال معظم له به آگاهی امت شریف خواهد رسید.
 
 
 
ستاد برگزاری مراسم ارتحال
حضرت آیة االله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی





:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱۳
پندهای ازآیت الله مجتهدی تهرانی

 

مرحوم آیت‌الله احمد مجتهدی تهرانی در سخنانی اظهار داشته است: امام زین‌العابدین (ع) فرمودند: هر کس عالم و حکیمی نداشته باشد که او را ارشاد کند هلاک می‌شود. انسان باید در دو چیز استاد داشته باشد یکی اخلاقیات و دیگر عُرفیات.

 

اگر درس بخوانی و استاد اخلاق نداشته باشی، بر فرض آیة‌الله هم بشوی نَفْس تو هم، آیة‌الله می‌شود آن‌وقت بیچاره می‌شود.

 

 همان‌طور که به دکتر می‌روی و دستور رژیم غذایی می‌گیری باید پیش استاد بروی و دستور اخلاق بگیری، باید استاد باشد که نزد او بروی که باد کبر و غرور تو را خالی کند، فکر نکنی حالا که این کتاب‌ها را می‌خوانی به جایی رسیده‌‌ای و حتماً مورد تأیید امام زمان (عج) قرار گرفته‌ای.

 

حضرت‌آیة‌الله‌العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری (ره) فرمودند:

 

وقتی شخصی طلبه می‌شود مانند انگور است که بر اثر جوشاندن نجس می‌شود و راه پاک شدن آن، ثٌلثان است، پس باید طلبه استاد اخلاق بگیرد و خود را تزکیه کند زیرا علم و دانش و مدرک آدمی را مغرور و متکبر می‌سازد و یک طلبه باید آن‌قدر تلاش کند و بجوشد تا دو سوم او یعنی صفات و اخلاقِ بد او بخار شود و از بین برود تا اینکه بتوان از او استفاده کرد.

 

اگر درس بخوانی و استاد اخلاق نداشته باشی، بر فرض آیة‌الله هم بشوی نَفْس تو هم، آیة‌الله می‌شود آن‌وقت بیچاره می‌شود.

 

اما مواظب باش گرفتار نااهل نشوی، گرفتار این سیم وصلی‌ها نشوی، اگر کسی پیدا شد که دلش می‌خواهد همه بفهمند آدم خوبی است و فکر می‌کند سیمش وصل است، به او اعتماد مکن اگر کسی واقعاً سیمش وصل باشد به کسی نمی‌گوید.

 

درس اخلاقی که شما را بی‌حال کند، چرتی کند، شل و ول کند و شما را از درستان بیندازد، درس اخلاق نیست. ما اگر قدری خوب بشویم و نیتمان را درست کنیم استاد خوب هم گیرمان می‌آید.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/۱٢
آیت الله بهجت

آیت الله بهجت : ما به دنیا آمده ایم که با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنیم.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/٩/۱٢
محرم آمد آقا جان نمی آیی؟؟؟؟

ای داغدار اصلی این روضه ها بیا

صاحب عزای ماتم کرب و بلا بیا

 

تنها امید خلق جهان یابن فاطمه

ای منتهای آرزوی اولیاء بیا

 

بالا گرفته ایم برایت دو دست را

ای مرد مستجاب قنوت و دعا بیا

 

فهمیده ایم با همه دنیا غریبه ای

دیگر به جان مادرت ای آشنا بیا

 

از هیچکس به جز تو نداریم انتظار

بر دستهای توست فقط چشم ما بیا

 

هفته به هفته می گذرد با خیال تو

پس لا اقل به حرمت خون خدا بیا

 

بیش از هزار سال تو خون گریه کرده ای

ای خون جگر ز قامت زینب بیا

 

عرض ارادت کم ما را قبول کن

امسال هم محرم ما را قبول کن




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/٢٥
قسمت آخر خطبه سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی حضرت امیر(ع)
سیزدهم

سائل سیزدهم برخاست و پرسید:
یا علی، من سه سوال از محضر شما دارم؛
1.کدام کوه بود که یک بار از جای خود کوچ نمود؟
2.کدام درخت بود که صد سال راه سایه‌ی آن طول دارد؟
3.کدام درخت است که بدون آبیاری روییده شد؟
امیرالمومنین فرمود:
1.اما آن کوهی که یک بار از جای خود کوچ نمود، کوه طور است که قرآن کریم می فرماید:
وَإِذ نَتَقْنَا الْجَبَلَ ... (سوره مبارکه اعراف، آیه شریفه 171)
2.اما آن درختی که صد سال راه سایه او طول دارد، درخت طوبی در بهشت است که در تمام قصرهای بهشت شاخه ای از آن آویزان است، همانطوری که قرص آفتاب در تمامی خانه ها، شعاع او می تابد.
3.اما آن درختی که بدون آبیاری روییده شد، درختی بود که برای یونس پیامبر رویانده شد که قرآن کریم می فرماید:
وَأَنبَتْنَا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِّن یَقْطِینٍ (سوره مبارکه صافات، آیه شریفه 146)
سوال کننده سیزدهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .


چهاردهم
سائل چهاردهم برخاست و از امیرالمومنین پرسید:
یا علی، ما در زندگی چگونه به جنگ با سختی ها برویم؟
امیرالمومنین فرمود:
به مشکلات زندگی تان زمان بدهید تا با گذشت زمان، مشکل برطرف شود.
شرایط بدتر را در نظر بگیرید تا تحمل آن شرایط موجود بر شما آسان شود.
دیگران را شاد کنید، غم را از دل دیگران بربایید تا خداوند نیز غم را از دل شما برباید و مشکل شما را حل کند.
محرم رازی داشته باشید و مشکلات تان را با او در میان بگذارید تا تسکین پیدا کنید.
به نقطه های مثبت و زیبای زندگی خود بیاندیشید .
این سوال کننده هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .


پانزدهم
سائل پانزدهم برخاست و پرسید:
یا علی، آن پدیده چه بود که زنده اش، می آشامید و مرده اش هم می خورد؟
امیرالمومنین فرمود: عصای موسی؛
موقعی که شاخه ای بر روی درخت بود، می آشامید و موقعی که عصا شد، سحر ساحران را بلعید و خورد .
این سوال کننده هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .


شانزدهم
سائل بعدی از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست و پرسید:
یا علی، اول درختی که روی زمین روییده، کدام درخت بود؟
اول چشمه ای که روی زمین جاری شد، کدام چشمه بود؟
اول سنگی که بر روی زمین قرار گرفت، کدام سنگ بود؟
امیرالمومنین فرمود:
اول درخت، خرما بود که حضرت آدم آن را با خود از بهشت به زمین آورد و آن را کاشت و تمام خرماهای عالم از آن اول درخت عالم پدید آمد.
اما اول چشمه ای که بر روی زمین جاری شد، آب حیات بود که هرکس آن را بیاشامد، زنده خواهد ماند، چنانکه خضر پیامبر آن را نوشید و زنده باقی ماند.
و اول سنگی که بر روی زمین قرار گرفت، سنگ حجرالاسود بود که حضرت آدم آن را از بهشت به دنیا آورد و بر آن زاویه‌ی خانه‌ی کعبه نصب کرد، ابتدا از برف سفیدتر بود، بعد در اثر حسرت دست زدن کفار و مشرکین به آن، سیاه شد. (لذا به آن می گویند حجرالاسود، سنگ سیاه)
سوال کننده شانزدهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .


هفدهم
سائل هفدهم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست و پرسید:
یا علی، زهد را در یک جمله برای من تعریف کن .
امیرالمومنین فرمود: خدا در یک جمله‌ی قرآن زهد را به زیبایی تعریف فرمود:
لِکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ (سوره مبارکه حدید، آیه شریفه 23)
زاهد کسی است که آنچه از خوشی های زندگی نصیب او می شود، خود را نبازد و آنچه از ناخوشی ها نصیب او می شود، به ناله و زاری نیفتد .
این سوال کننده هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .


هجدهم
سائل بعدی برخاست و پرسید:
یا علی، کدام عبادت است که هم انجام دادن آن عقوبت دارد و هم ترک آن؟
امیرالمومنین فرمود: نماز خواندن انسان مست، انجام این نماز عقوبت دارد چون در حالت مستی نماز گذاشت، ترک آن هم عقوبت دارد چون نماز را ترک نموده است .
سوال کننده هجدهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .


نوزدهم
سائل نوزدهم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست و پرسید:
یا علی، تفاوت انسان با سایر موجودات در چیست؟
امیرالمومنین فرمود: انسان تنها موجودی‌ست که در زمین زندگی می‌کند ولی موجودی آسمانی‌ست. ( ماهیتی آسمانی دارد)
توضیح بیشتر:
انسان درخت واژگونه‌ایست که ریشه در آسمان دارد ... وَفِی السَّمَاء رِزْقُکُمْ وَمَا تُوعَدُونَ
اکنون که سخن به اینجا رسید، یقین دارم که تو اهل دلی و اگر نبودی، در میان صفحات اوّل، نوشتارم را رها می‌کردی. امید که اگر جرقه ای در نهادت زده شد، با آن آتشی برافروزی، که همه‌ی عمر تو را جزء گرم روانِ کوی دوست قرار دهد .


سخن شمع به پروانه دلی باید گفت
کاین حدیثی ست که با سوختگان در گیرد




:: برچسب‌ها: خطبه سلونی قبل ان تفقدونی, مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/۸/٢٥
میلاد امام رضا(علیه السلام) مبارک باد

السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا (علیه السلام )

از امام‌ رضا درباره‌ بهترین‌ بندگان‌ سؤال‌ شد . فرمود : آنان‌ هرگاه‌ نیکى‌کنند خوشحال‌ شوند ، و هرگاه‌ بدى‌ کنند آمرزش‌ خواهند ، و هرگاه‌ عطا شوند شکر گزارند ، و هرگاه‌ بلا بینند صبر کنند ، و هرگاه‌ خشم‌ کنند . درگذرند.
(تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)

آهنگ بسیار زیبای "امام رضا" با صدای علیرضا روزگار
 
 
لحظه هاتون خوش ، التماس دعا



:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/٧/٧
خطبه سلونی قبل ان تفقدونی
 ادامه خطبه سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی حضرت امیر(ع)


دهم
سائل دهم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه بلند شد و پرسید:
یا علی، غذای روح انسان کدام است؟
امیرالمومنین فرمود: سه چیز است؛
1.ذکری که از زبان تان عبور نماید و به قلب شما راه پیدا کند.
2.توبه ای که نصوح باشد یعنی انسان دیگر به آن گناه بازگشت ننماید.
3.موعظه ای که بر جان بنشیند و قلب آدم را زیر و رو کند .
سائل دهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست


یازدهم
                                        
سائل یازدهم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه بلند شد. پرسید:
یا علی، به من بگو خداوند چند قوه در وجود انسان قرار داد؟ قوای وجودی انسان کدامند؟
امیرالمومنین فرمود: چهار قوه؛
1.قوه‌ی عاقله، که بزرگترین سرمایه ای ست که خدا در اختیار بشر قرار داد.
2.قوه‌ی حافظه، که سبب می‌شود آنچه را فرا می‌گیرید، در ذهن و دلتان حفظ شود. اگر خدا این قوه‌ی حافظه را به شما نمی‌دادشما اسم تان را فراموش می‌کردید، آدرس خانه تان از یادتان می رفت و راه را گم می‌کردید .
3.قوه‌ی عاطفه، خدا این سرمایه را به ما داده که به کمک این سرمایه آنچه را برای خود می خواهیم، برای دیگران هم بخواهیم و
آنچه را برای خود نمی پسندیم، برای دیگران هم نپسندیم و به دیگران مهر بورزیم.
4.قوه‌ی وجدان، امکان ندارد انسان فرمان وجدان را زیر پا بگذارد مگر اینکه گرفتار تلخی عذاب وجدان خواهد شد .
این سوال کننده یازدهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .



دوازدهم
               
سائل دوازدهم پرسید:
کدام جاندار بود که از شکم جاندار دیگر بیرون آمد در حالی که بین آنها نسبت و نسبی نبود؟
امیرالمومنین فرمود : حضرت یونس پیامبر که از شکم ماهی بیرون آمد، در حالی که هیچ نسبتی بین او و ماهی وجود نداشت .
توضیح بیشتر:
حضرت یونس پیامبر وقتی از قوم خودش گریخت، آمد کنار دریا و سوار کشتی شد. دیدند یونس پیامبر مشغول ذکر و تسبیح خداست. این کشتی با نهنگی مواجه شد، بین آدمهای داخل کشتی قرعه انداختند، قرعه به نام یونس پیامبر افتاد . یونس را از کشتی به دریا انداختند، باز هم دیدند او مشغول ذکر و تسبیح خداست. وقتی در دهان نهنگ قرار گرفت، باز هم مشغول ذکر و تسبیح خدا بود. از دهان نهنگ در شکم نهنگ فرو رفت، باز هم مشغول ذکر و تسبیح خدا بود. وقتی خدا اراده کرد و او را از تاریکستان شکم نهنگ به ساحل نجات بیافکند، باز هم دیدند او در حال ذکر و تسبیح خداست. یعنی در همه حال، به یک حال بود.
حالات گوناگون زندگی تغییرش نداده بود. چه در داخل کشتی، چه در دل دریا، چه در دهان نهنگ، چه در شکم نهنگ، چه در ساحل نجات ..
سوال کننده دوازدهم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .


ادامه دارد.....



:: برچسب‌ها: مذهبی, خطبه سلونی قبل ان تفقدونی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/٧/۱
بیست حدیث زیبا از امام حسین (ع)

 

حدیث (۱) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب

جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار، یا صاحب مروت، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد.(تحف العقول ، ص ۲۵۱)

 

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

حدیث (۲) امام حسین علیه السلام فرمودند:

أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة

هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع ی و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود

(محجه البیصاء ج ۴،ص ۲۲۸)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

حدیث (۳) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لاأفلَحَ قـَومٌ اشتَـروا مَـرضـاتِ المَخلـُوق بسَخَطِ الخـالِق

رستگـار نمی ی مـردمـى که خشنـودى مخلـوق را در مقـابل غضب خـالق خریدنـد

(تاریخ طبرى،ص ۱،ص ۲۳۹)

 

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

حدیث (۴) امام حسین علیه السلام فرمودند:

إنَّ شِیعَتَنا مَن سَلمَت قُلُوبُهُم مٍن کلِّ غَشٍّ وَ غِلٍّ وَ دَغَلٍ

بدرستی که شیعیان ما قلبشان از هرناخالصی و حیله و تزویر پاک است

(فرهنگ سخنان امام حسین ص/ ۴۷۶)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

حدیث (۵) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمَن یومَ القیامَةِ إلاّ مَن خافَ الله فِی الدُّنیا

کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت

(مناقب ابن شهر آشوب ج/۴ ص/ ۶۹)

 

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

حدیث (۶) امام حسین علیه السلام فرمودند:

أَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء

عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند

(بحارالانوارج/ ۹۳ ص/ ۲۹۴)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

حدیث (۷) امام حسین علیه السلام فرمودند:

اَلبُکاءُ مِن خَشیةِ اللهِ نَجآةٌ مِنَ النّارِ

گریه از ترس خدا سبب نجات از آتش جهنّم است

(حیات امام حسین ج ۱ /ص ۱۸۳)

 

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

حدیث (۸) امام حسین علیه السلام فرمودند:

مَن حاوَلَ اَمراً بمَعصِیَهِ اللهِ کانَ اَفوَتَ لِما یَرجُو وَاَسرَعَ لِمَجئ ما یَحذَرُ

آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.

(بحار الانوار ، ج ۳ ، ص ۳۹۷)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

حدیث (۹) امام حسین علیه السلام فرمودند:

اِنّ اَعفَی النّاسِ مَن عَفا عِندَقُدرَتِهِِ

بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

(الدره الباهره ، ص۲۴)

 

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

حدیث (۱۰) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.

هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.

(بحار الانوار،ج ۴،ص ۱۹)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

حدیث (۱۱) امام حسین علیه السلام فرمودند:

لا أفلح قوم إشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق.

کسانی که رضایت مخلوق را به بهای غضب خالق بخرند، رستگار نخواهند شد.

(مقتل خوارزمی،ج ۱،ص۲۳۹)

 

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

حدیث (۱۲) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من حاول اَمرا بمعصیة الله کان اَفوت لما یرجو و اَسرع لما یحذر.

کسی که بخواهد از راه گناه به مقصدی برسد ، دیرتر به آروزیش می رسد و زودتر به آنچه می ترسد گرفتار می ی .

(بحارالانوار،ج۷۸،ص۱۲۰)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

حدیث (۱۳) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من طلب رضی الناس بسخط الله وکله الله إلی الناس .

کسی که برای جلب رضایت و خوشنودی مردم ، موجب خشم و غضب خداوند ی، خداوند او را به مردم وا می گذارد.

(بحارالانوار،ج۷۸،ص۱۲۶)

 

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

حدیث (۱۴) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من اَحبک نهاک و من اَبغضک اَغراک.

کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند

(بحار الانوار،ج۷۵،ص۱۲۸)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

حدیث (۱۵) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.

از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .

(بحارالانوار،ج۷۸،ص۱۱۹)

 

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

حدیث (۱۶) امام حسین علیه السلام فرمودند:

من دلائل العالم إنتقادة لحدیثه و علمه بحقائق فنون النظر.

از نشانه های عالم ، نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .

(بحارالانوار،ج۷۸،ص۱۱۹)

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

حدیث (۱۷) امام حسین(ع) فرمودند:

لا تقولوا باَلسنَتکم ما ینقُص عَن قَدَرَکم

چیزى را بر زبان نیاورید که از ارزش شما بکاهد

(جلاءالعیون،ج۲ص۲۰۵)

 

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

حدیث(۱۸) امام حسین فرمودند:

لا یأمن یوم القیامة إلا من خاف الله فی الدنیا.

هیچ کس روز قیامت در امان نیست ، مگر آن که در دنیا خدا ترس باشد.

(بحار الانوار، ج ۴۴، ص ۱۹۲ )

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

حدیث(۱۹) امام حسین (ع) فرمودند:

لا یکمل العقل إلا باتباع الحق .

عقل کامل نمی شود مگر با پیروی از حق .

(بحار الانوار، ج ۷۸، ص ۱۲۷ )

 

 

**********احادیثی از امام حسین (ع)**********

 

حدیث(۲۰) امام حسین (ع) فرمودند:

یاک و ما تعتذر منه ، فإن المؤمن لا یسیء و لا یعتذر، و المنافق کل یوم یسیء و یعتذر

حذر کن از مواردی که باید عذرخواهی کنی ، زیرا مؤمن نه کار زشتی انجام می دهد و نه به عذرخواهی می پردازد، اما منافق همه روزه بدی می کند، و به عذرخواهی می پردازد.

( بحار الانوار، ج ۷۸، ص۱۲۰ )




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/٦/۳٠
توهین به رسول اکرم(ص) در فیلم موهن

به گزارش «شیعه نیوز»، یک فعال صهیونیست مقیم آمریکا با همکاری تعدادی از قبطیان مصری مهاجر در این کشور و «تری جونز» کشیش دیوانه آمریکایی اقدام به ساخت فیلمی شرم آور در توهین به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و دین اسلام کردند.

 

این فیلم موهن که با دو نام "برائت از مسلمانان" و "زندگی محمد[صلی الله علیه و آله] رسول اسلام" معرفی شده یک فیلم آماتوری به کارگردانی «سام باسیل» است و حاوی صحنه‌ها و توهین‌هایی به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) است که زبان از بیان آنها شرم می‌کند.

 

این فیلم پیش از این تنها یک بار در سالنی در هالیوود به شکل خصوصی نمایش داده شد و قرار بود دیروز و در سالگرد حادثه 11 سپتامبر در کلیسای تری جونز (کشیش سفیه) به نمایش درآید؛ اما این نمایش لغو شد.

این کشیش دیروز و طبق اعلام قبلی، حرکت موهن دیگری به نام «محاکمه مردمی محمد[صلی الله علیه و آله]» برگزار کرد و به زعم خود آن حضرت را محاکمه نمود. قرار بود این فیلم در کنار این محاکمه نمایش داده شود.

 

اما علیرغم لغو پخش رسمی فیلم موهن، بخش‌هایی از این فیلم در فضای مجازی منتشر گردید و چون این کار از سوی قبطیان مهاجر مصری انجام شد، نخستین واکنش‌ها از مصر علیه این اقدام برخاست و سپس به لیبی، یمن و دیگر کشورها کشیده شد.

شخصیت‏های مسلمان، مسیحی، قبطی و نیز کاخ سفید ساخت این فیلم را محکوم کردند؛ اما مسلمانان خشمگین در مصر و لیبی، با حمله به نمایندگی های سیاسی آمریکا در "قاهره" و "بنغازی"، سفیر آمریکا در لیبی را کشتند.

 

زمان این فیلم 2 ساعت است اما بخش هایی چند دقیقه ای از آن (با دوبله به زبان مصری محلی) بر روی شبکه ویدئویی "یوتیوب" (وابسته به آمریکا) منتشر گردیده و با وجود اعتراضات تا این لحظه حذف نشده است. این در حالی است که این شبکه مدعی است فیلمهایی که موجب خشونت شود یا توهین به احساسات عمومی باشد را منتشر نمی‏کند.

مشخصات فیلم

نام فیلم: برائت از مسلمانان (زندگی محمد رسول اسلام)

سناریست، تهیه کننده و کارگردان: سام باسیل (به انگلیسی: (Sam Bacile

محصول: 2011 ـ ایالات متحده آمریکا

زمان: 120 دقیقه

حامیان مادی: صهیونیست‏ها.

حامیان معنوی: «عصمت زقلمه» رییس دولت خودخوانده قبطی (هیئت عالی حکومت قبطیان مهاجر در آمریکا) ـ «موریس صادق» وکیل قبطی دادگستری ـ «تری جونز» کشیش قرآن‏سوز آمریکایی.

داستان فیلم

این فیلم با صحنه‌هایی از حملات گروه‌های تندرو به یک داروخانه مربوط به پزشکی قبطی در مصر آغاز می‏شود. در این صحنه چند مسلمان با محاسن بلند با چوب و چماق به داروخانه این پزشک حمله می‏کنند و با حمله ناجوانمردانه به همسر وی، مغازه اش را ویران می کنند؛ اما پلیس مصر تنها نظاره گر این حادثه است.

 

فیلم پس از این بخش، به حیات پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) در صدر اسلام منتقل می‌شود و با پخش صحنه های مبتذل (که از بیان آنها معذوریم)، علاوه بر توهین به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، دین اسلام به عنوان "سرطان" و مسلمانان را افرادی خشن، عقب مانده و طرفدار خونریزی نشان می دهد.

در این فیلم نقش پیامبر(صلی الله علیه و آله) را یک بازیگر آمریکایی با رفتاری کمدی و توهین‌آمیز بازی می‌کند و در آن تلاش شده است تا نزول وحی بر پیامبر(صلی الله علیه و آله) را دروغ معرفی کند.

روزنامه وال استریت ژورنال در توصیف این فیلم نوشت: فیلم "برائت از مسلمانان" یک فیلم سیاسی و نه مذهبی است و در آن از اسلام به عنوان سرطان یاد شده است.

 

آشنایی با کارگردان

سام باسیل یک شهروند اسرائیلی ـ آمریکایی ایالات متحده است. وی یک مشاور املاک و مدیر شرکت‏های ساخمانی است که در کالیفرنیای جنوبی زندگی می‌کند و دشمن قسم‌خورده اسلام است. علیرغم عدم انتشار هیچ تصویری از وی، او یک شخص حقیقی است و سنی بین 52 تا 56 سال دارد. (یعنی سام باسیل، یک نام مستعار نیست).

باسیل از دیروز سه شنبه (۱۱ سپتامبر 2012 ـ ۲۱ شهریور 1391) که با روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" و روزنامه آمریکایی "وال ستریت ژورنال" مصاحبه کرد ناپدید شد و از مکان اختفای وی اطلاعی در دست نیست.

وی دیروز به روزنامه " وال استریت ژورنال" گفت: "برای این فیلم 5 میلیون دلار از یکصد صهیونیست اعانه جمع آوری شده است. این فیلم با استفاده از 59 بازیگر و تیمی 45 نفره در پشت صحنه، به مدت سه ماه در اواسط سال گذشته میلادی در کالیفرنیا تولید شد".

اما با وجود این هزینه هنگفت، کیفیت فیلم بسیار پایین و دکورها و صحنه‏ها بسیار آماتوری است.

آشنایی با حامیان فیلم

گروه موسوم به «قبطیان مهاجر»: دکتر عصمت زقلمة از شخصیت‏های قبطی مهاجر و ساکن در آمریکا، در سال گذشته میلادی با ادعای اینکه مسیحیان قبطی مصر در معرض ظلم و قتل هستند "حکومت قبطی در تبعید" را تشکیل داد و خود را رییس آن اعلام کرد. دیگر مقامات این دولت خودخوانده «مستشار موریس صادق» مدیر اجرایی، «مهندس نبیل بسادة» دبیرکل و «مهندس إیلیا باسیلی» هماهنگ کننده بین المللی آن هستند.

اما رهبران قبطی مقیم مصر با رد تشکیل این دولت، اعلام کردند که زقلمة و موریس را نماینده خود نمی دانند.

«تری جونز» (به انگلیسی: Terry Jones): کشیش یک کلیسای کوچکی در ایالت فلوریدا است. وی جایگاهی در بین مسیحیان آمریکا ندارد و در کلیسای محلی او تنها حدود 20 و حداکثر ۵۰ نفر حاضر می‏شوند. وی از 11 سپتامبر سال 2001 تاکنون به همراه همسرش در کلیسایی کوچک در شهر "گینسویل" که حاضران در آن از 50 نفر فراتر نمی رود حمله علیه جهان اسلام را آغاز کردند. جونز در نهمین سالگرد حملات یازده سپتامبر خواستار برگزاری مراسم قرآن سوزی شد و سرانجام پس از غائله‏های رسانه‏ای فراوان و کسب شهرت منفی جهانی، در روز ۲۰ مارس ۲۰۱۱ این کار موهن را انجام داد. عواقب این کار ابلهانه وی گریبانگیر آمریکائیان مقیم کشورهای اسلامی و کارکنان سازمان ملل شد؛ و فقط در "مزار شریف" افغانستان دست کم ۱۲ نفر از نیروهای سازمان ملل کشته شدند. تری جونز از سوی رهبران دینی مسیحیت نیز مردود است و علاوه بر محکومیت رسمی وی از سوی "واتیکان" روحانیون مختلف مسیحی نیز کار وی را نفی کرده‏اند. رهبران دینی شهر دیربورن نیز با موضع‌گیری در برابر این تصمیم ضددینی تری جونز اعلام کرده بودند که مقابل مرکز اسلامی دیربورن گرد هم خواهند آمد تا اعلام کنند مخالف اهانت به احساسات اقلیت‌های مسلمان هستند. وی پس از آنکه با سوءاستفاده از غائله سوزاندن قرآن در دو سال گذشته، از یک کشیش روستایی به یک چهره جهانی تبدیل شد پارسال نیز تبلیغات شدیدی را آغاز و سرانجام نسخه ای از قرآن را به آتش کشید. او امسال نیز نمایش مضحک "محاکمه مردمی پیامبر(ص)" را به راه انداخت.


منبع: ابنا




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/٦/۳٠
خطبه سلونی قبل ان تفقدونی

نهم

از مولا پرسیدند: چه کنیم تا مشکلات زندگی در نظر ما کوچک آید؟


امیرالمومنین پنج نکته را در ارتباط با این سوال بیان فرمودند
:

1.   هرگاه یک مصیبت و مشکلی در زندگی شما پدید آمد، شما مشکل بزرگتر از آن را در ذهن خودتان مجسم کنید و به خود بگویید اگر به جای این مشکل وارده، آن مشکل بزرگتر بر سر من فرود می آمد، چه می‌شد؟ اگر مشکل بزرگتر را در ذهن مجسم کنید، تحمل این مشکلی که بر سر شما وارد شد ، بر شما آسان خواهد شد .

 

 

توضیح بیشتر: مثلاً اگر خدایی نکرده در یک حادثه ای دست کسی شکست، این شکسته شدن دست را اگر بخواهیم تحمل کنیم، در ذهن مان تجسم کنیم که اگر در این حادثه علاوه بر دست من، پا و سر و گردن و کمرم می شکست، چه می‌شد؟ وقتی آن مصیبت بزرگ تر را در ذهن مجسم کردید، این مصیبت وارده تحملش آسان خواهد شد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

2.   رنج یک مصیبت را بر گذر زمان پخش کنید، تقسیم و توزیع کنید .

توضیح بیشتر: پخش نمودن رنج یک مصیبت بر گذر زمان معنایش چیست؟

به این معنی است که غم و غصه های دیروز زندگی تان ، برای دیروز بود، تمام شد و رفت! غم و غصه های فردا هم برای فرداست که هنوز نیامده، و اصلاً معلوم نیست شما فردایی داشته باشید یا نه، پس برای امروز شما، غم و غصه های همین امروز کافی ست .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

3   .باور کنید که رنج و غم و مشکل زندگی پایان پذیر است. هیچ غم و غصه ای برای همیشه در زندگی شما باقی نمی‌ماند. هرمشکلی یک مدت زمانی دارد. تا یک مدتی در زندگی شما می ماند، ماموریت خود را به انجام می رساند، به اهداف خودش دست پیدا می‌کند و بعد زندگی شما را ترک خواهد گفت. مشکلات پایان پذیر است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

4.  آنچه بود و رفت، مثل آن که نبود .

توضیح بیشتر: خیلی وقتها غصه های ما بابت چیزهایی ست که به دست آوردیم، بعد از دست ما رفت و می‌نشینیم و غصه می‌خوریم. مولا می‌فرمایند این هم غصه خوردن ندارد، چون آنچه بود و رفت، مثل اینکه از اول آن را نداشتید، خلاص !!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

5.   آنچه به دست نیامد، مثل آن که بود و رفت .

توضیح بیشتر: خیلی وقت ها غم و غصه های ما بابت چیزهایی ست که سعی کردیم آن را به دست بیاوریم، ولی به دست نیامد . می نشینیم و غصه اش را می خوریم. این هم غصه خوردن ندارد چون آنچه به دست نیامد، مثل آن که بود و رفت .

 

 

 

 

 

 

سوال کننده نهم هم، جواب سوال خود را گرفت و نشست

 

ادامه دارد.....




:: برچسب‌ها: مذهبی, خطبه سلونی قبل ان تفقدونی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/٦/۳٠
خطبه سلونی قبل ان تفقدونی
هفتم

سائل هفتم از جا برخاست. پرسید:
یا علی، به من بگو الان جبرئیل امین در کجاست؟
امیرالمومنین یک نگاه به آسمان کرد و یک نگاه به سمت راست و نگاه به سمت چپ و نگاه به پشت سر.
فرمود: تمام آفرینش را نگریستم، جبرئیل را ندیدم. جبرئیل باید خودت باشی. ناگهان جمعیت دیدند این سوال کننده از وسط جمعیت خارج شد. فهمیدند او خود جبرئیل امین بود.



هشتم

سائل هشتم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست. پرسید:
یا علی، اگر سگی با گوسفندی مقاربت کردند، بچه ای متولد شد، این بچه حکم سگ را دارد یا حکم گوسفند را؟
توضیح بیشتر:
ابن ابی الحدید وقتی به اینجا رسید ، تأسف می‌خورد. می‌گوید ای کاش آن شب در پای خطبه سلونی علی بن ابی طالب انسان‌های فهیم و فرهیخته ای حضور می‌داشتند که سوالات عمیق علمی و حکمی از محضر مولا می پرسیدند تا پاسخ مولا برای ما آیندگان بماند ولی افسوس ... بعضی آدمهایی که پای خطبه‌ی سلونی مولا علی نشسته بودند، آدمهای عوام ِکم سوادی بودند که سوالات شان از این نوع بود که چنین سوالی کردند!! مولا علی (علیه السلام) این سوال را هم بی پاسخ نگذاشتند ...
فرمود: بروید ببینید این بچه علف می خورد یا استخوان می چرد؟ اگر علف می خورد، گوسفند است و اگر استخوان می چرد، سگ است.
سائل بلند شد و گفت: یا علی، گاهی می‌ بینیم علف می‌خورد، گاهی استخوان می چرد .
فرمود: بروید ببینید آیا مانند گوسفند می‌نشیند یا مانند سگ ؟
سائل بلند شد و گفت: یا علی، گاهی مانند گوسفند می‌نشیند و گاهی مانند سگ .
توضیح بیشتر:
همانطور که می دانید گوسفند روی شکم می‌نشیند و سگ روی نشیمنگاهش .
فرمود: بروید ببینید آیا مانند گوسفند آب می‌نوشد یا مانند سگ آب می خورد؟
سائل باز هم گفت: گاهی مانند گوسفند آب می‌نوشد و گاهی هم مانند سگ آب می خورد .
فرمود: بروید ببینید آیا مانند گوسفند بول می‌کند یا مانند سگ؟
سائل باز هم بلند شد و گفت: یا علی، گاهی مانند گوسفند بول می‌کند و گاهی مانند سگ .
فرمود: بروید ببینید آیا در اول و وسط گله راه می رود یا آخر گله؟ اگر اول و وسط گله راه می رود گوسفند است، اگر آخر گله راه می رود سگ است.
سائل باز هم بلند شد و گفت: یا علی، گاهی اول، گاهی وسط، گاهی هم آخر گله راه می رود .
فرمود: پس او را بکشید، اگر شکمبه دارد، گوسفند است و اگر شکمبه ندارد، سگ است .
این سائل هم جواب سوال خود را گرفت و نشست.
توضیح بیشتر:
جناب جرج جرداق مسیحی در کتاب " امام علی صوت العدالة الانسانیة " می گوید: ای شیعیان، افتخار کنید به چنین پیشوایی. کدام رهبر را در تاریخ بشر سراغ دارید، در هر زمینه ای از او پرسیده باشند، بی درنگ پاسخ داده باشد؟
ای روزگار، تو را چه شده است؟ ای کاش تمام ثروت ها و سرمایه های خود را بسیج می کردی تا در هر قرنی، یک علی تحویل جامعه بشریت می‌دادی. کمبود جامعه بشری ما، وجود یک پیشوایی به نام علی بن ابی طالب است .
و در پایان می گوید: می دانید چرا علی را در محراب عبادت سر شکافتند؟ علی را از شدت عدالتش کشتند!!!! و او تنها پیشوای عادل تاریخ بشر است که از شدت عدلش کشته شد نه از شدت ظلمش .

ادامه دارد.....



:: برچسب‌ها: مذهبی, خطبه سلونی قبل ان تفقدونی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/٦/۳٠
خطبه سلونی قبل ان تفقدونی
سوال ششم

سائل ششم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست. پرسید:
یا علی، خدا در کتاب زبور داوود پیامبر وحی فرستاد که من چهار چیز را در چهار جا مخفی نمودم. به من بگو آن چهار چیز کدامند؟

امیرالمومنین فرمود:
1.خدا اولیای خود را در میان شما بندگان پنهان نمود پس هیچ بنده ای از بندگان خدا را کوچک مشمارید و او را مورد تحقیر قرار مدهید شاید او ولی ای از اولیای خدا باشد و شما ندانید

.
2.خدا رضا و خشنودی خود را در طاعت و عبادت شما بندگان پنهان کرد پس هیچ عبادتی را کوچک مشمارید و از آن صرف نظر نکنید شاید رضای خدا در همان عبادت کوچک شما نهفته باشد و شما ندانید.
(توضیح بیشتر:
ما در اسلام یک سری عبادت های کوچک داریم که به ظاهر کوچک اند اما ثواب عظیمی در پشت آن خوابیده است، مثلاً دو رکعت نافله‌ی نماز عشاء که بعد از نماز عشاء، بصورت نشسته خوانده می‌شود، ثواب این دو رکعت به اندازه ثواب صد حج و صد عمره مقبوله در رکاب پیامبر است، عبادت به ظاهر کوچک ولی ثوابی عظیم!! یا مثلاً دو رکعت نافله ی نماز صبح، یا وضو گرفتن قبل از خواب، همه ی اینها ثوابی بس عظیم دارند.)


3.خدا خشم و غضب خود را در گناه و معصیت شما بندگان پنهان نمود، پس هیچ معصیتی را کوچک مشمارید و آن را مرتکب نشوید شاید خشم خدا در همان معصیت کوچک شما نهفته باشد و شما ندانید.
(توضیح بیشتر:
همانطور که می‌دانید گناهان دو دسته اند. (گناهان صغیره، گناهان کبیره) حال می دانید در اسلام چند گناه و چند واجب وجود دارد؟ در اسلام 1553 تا واجب و 1448 تا گناه داریم. (توضیح بیشتر در کتاب اثبات الهداة علامه شیخ حر عاملی)
شایسته‌ است زین پس گناهان را ساده نپنداریم، شاید فردایی نباشد.)



4.خدا اجابت خود را در دعاهای شما بندگان پنهان کرد پس هیچ دعایی را کوچک مشمارید و از آن صرف نظر نکنید شاید اجابت خدا در همان دعای کوچک شما نهفته باشد و شما ندانید.
(توضیح بیشتر:
چرا گاهی وقتها دعاهای ما مستجاب نمی‌شود؟ قطعاً خدا دعاهای ما را مستجاب می‌کند ولی گاهی همانی را که از خدا خواستیم، خدا به ما می‌دهد اگر به مصلحت ما باشد. گاهی آن چیزی را که از خدا خواستیم، خدا به ما نمی‌دهد چون به مصلحت ما نیست ولی در عوضش چیزی که ما از خدا نخواستیم و مصلحت ما در آن است، خدا آن را به ما می‌دهد.
گاهی هم این دعاهای ما ذخیره قبر و آخرت ما می‌شود و در عالم برزخ و قیامت آنقدر پاداش به ما خواهد داد که آرزو می‌کنیم ای کاش هیچ دعای ما در دنیا مستجاب نمی‌شد و همه‌ی دعاها ذخیره قبر و عالم قیامت می شد.
مثل فرزندی که بیمار است و از پدر شیرینی و شکلات می خواهد!! پدر نمی‌دهد چون به مصلحت فرزند نیست، آیا این به این معنی‌ست که پدر با فرزند دشمنی دارد؟ خیر، بلکه از شدت دوستی‌ست که خواسته اش را به او نمی‌دهد و پدر به فرزند دارویی می‌دهد که به مصلحت اوست گرچه فرزند این را از پدر نخواسته بود.)


این ششمین سائل هم جواب سوال خود را گرفت و نشست.

ادامه دارد.....



:: برچسب‌ها: خطبه سلونی قبل ان تفقدونی, مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/٦/۳٠
خطبه سلونی قبل ان تفقدونی
چهارم

سائل چهارم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست. پرسید:
یا علی، بچه‌ای به دنیا آمد، این بچه یک تن دارد با دو سر . آیا با داشتن این دو سر، او یک نفر محسوب می شود و از پدر یک سهم ارث می‌برد یا دو نفر به حساب می آید و از پدر دو سهم ارث می برد؟
امیرالمومنین فرمود: این دو سر را بخوابانید، وقتی هر دو سر به خواب رفتند آنگاه آهسته، سر اول را از خواب بیدار کنید. اگر همزمان با بیدار شدن سر اول ، سر دوم هم از خواب برخاست، معلوم می‌شود او یک نفر به حساب می‌آید و از پدر یک سهم ارث می‌برد. اما اگر با بیدار نمودن سر اول، دیدید که سر دوم همچنان در خواب است، معلوم می‌شود او دو نفر محسوب می‌شود و ازپدر دو سهم ارث می‌برد .
سائل چهارم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست



پنجم

سائل پنجم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست. پرسید:
یا علی، دو مادر بر سر دو بچه با هم به دعوا افتادند. این دو بچه یکی پسر است و دیگری دختر. مادر اولی می‌گوید پسر مال من است، دختر مال تو. مادر دوم می‌گوید نخیر، پسر مال من است، دختر مال تو. چگونه به دعوای این دو مادر خاتمه بدهیم؟
امیرالمومنین فرمود: دو ظرف بردارید، از شیر این دو مادر بدوشید، شیر دوشیده شده را وزن کنید، آن شیری که وزنش سنگین تر
است، پسر مال اوست و آن شیری که وزنش سبک تر است، دختر مال اوست .
این پنجمین سائل هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .


ادامه دارد.....



:: برچسب‌ها: مذهبی, خطبه سلونی قبل ان تفقدونی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/٦/۳٠
خطبه سلونی قبل ان تفقدونی


دوم
سائل دوم از گوشه‌ی دیگر مسجد برخاست، پرسید:
یا علی، به من بگو واجب کدام است؟ واجب تر کدام است؟
نزدیک کدام است؟ نزدیک تر کدام است؟
عجیب کدام است؟ عجیب تر کدام است؟
مشکل کدام است؟ مشکل تر کدام است؟

امیرالمومنین در پاسخ فرمود:
واجب، ترک گناه است و واجب‌ تر از آن توبه‌ی از گناه است.
نزدیک، قیامت است و نزدیک تر از آن مرگ است.
عجیب ، بی‌وفایی دنیاست و عجیب تر از آن دل بستن به این دنیای بی‌وفاست.
مشکل، سرازیر قبر شدن است و مشکل تر از آن با دست خالی سرازیر قبر شدن است .
این سائل دوم هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .

سوم
سائل سوم از گوشه‌ی دیگر مسجد کوفه برخاست. پرسید:
یا علی، به من بگو من از کجا بفهمم خدا عبادت های مرا قبول کرد؟
از کجا بفهمم خدا گناهان مرا آمرزیده است؟
از کجا بفهمم خدا عبادت های مرا قبول نکرد و مردود اعلام شد؟
از کجا بفهمم خدا گناهان مرا نیامرزید و در نامه ی عمل من ثبت شد؟

امیرالمومنین فرمود:
اگر یک عبادتی انجام داده اید و بعد از آن عبادت، خدا به شما توفیق داد عبادت دوم را انجام بدهید، آن عبادت دوم دلیل بر آن است که خدا عبادت اول را از شما قبول کرد. چون عبادت اولتان را قبول کرد لذا به شما توفیق ورود به عبادت دوم را عنایت کرد.
اگر شما یک گناه و معصیتی مرتکب شدید، منتهی بعد از آن گناه خدا به شما توفیق داد یک طاعت و عبادتی انجام داده اید، این عبادت بعد از معصیت دلیل بر این است که خدا معصیت شما را آمرزیده است و مورد بخشش قرار داد لذا به شما توفیق داد که مرتکب طاعت و عبادتی‌‌ بشوید.
 
اگر اول یک طاعت و عبادتی انجام دادید ، بعد از آن عبادت مرتکب گناه و معصیتی شدید، آن گناه ِ بعد از عبادت دلیل بر این است که خدا عبادت شما را قبول نکرد و مردود اعلام شد لذا مرتکب گناه شدید ، چون اگر عبادت، عبادتِ مقبول بود می بایست شما را از گناه بازدارد. همین که بعد از عبادت معصیت کردید، این معصیت دلیل بر این است که آن عبادت مقبول نبود.
اگر یک گناهی انجام دادید و بعد از آن مرتکب گناه دوم شدید، آن گناه دوم دلیل بر آن است که خدا گناه اول تان را نیامرزید ، لذا مرتکب گناه دوم شدید. اگر مرتکب گناه سوم بشوید، گناه سوم دلیل بر این است که خدا گناه دوم را بر شما نبخشید.
این سومین سائل هم جواب سوال خود را گرفت و نشست .

ادامه دارد.....



:: برچسب‌ها: خطبه سلونی قبل ان تفقدونی, مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/٦/۱٤
خطبه سلونی قبل ان تفقدونی
یکی از مظلومیت های خطبه سلونی این است که متأسفانه جناب سید رضی که جمع آوری کننده خطب نهج البلاغه ست، این خطبه را در نهج البلاغه نیاورد! چون همانطور که می دانید ، نهج البلاغه سه بخش است: یک بخش خطبه ها (یعنی سخنرانی های مولا علی (ع))، یک بخش نامه ها (یعنی مکاتبات امیرالمومنین)، یک بخش هم کلمات قصار (یعنی سخنان کوتاه امام علی).


چون خطبه"سَلونی قَبلَ اَن تَفقِدونی"نه جزء سخنرانی،نه جزء نامه و نه جزء کلمات قصار است، لذا سید رضی اصلا این خطبه سلونی را در نهج البلاغهنیاورد. شارحان نهج البلاغه مثل ابن ابی الحدید ، مثل آیت الله جوادی آملی ، مثل استادعلی دوانی، اینها بخشهایی از این خطبه سلونی را در کتاب‌هایشان آوردند..

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یک نکته:

در میان این پرسش و پاسخ ها ، گاهی نیاز به توضیح بیشتر است تا بتوانیم جان و محتوای کلام مولا علی (ع) را در حد وسع مان ، فرا بگیریم. (ان شاء الله) لذا هر زمانی که این نیاز احساس شد ، با عبارت توضیح بیشتر : ... به این مهم می پردازیم . لطفا توجه بفرمایید که توضیح بیشتر ... جزو خطبه نیست!

 

اول:

اولین سوال کننده از گوشه‌ی مسجد کوفه برخاست و پرسید:

یا علی، به من بگو از اینجا که من ایستاده ام تا عرش خدا چقدر فاصله است؟


امیرالمومنین فرمود: اولاً فاصله فرش تا عرش، یک فاصله‌ی مکانی نیست که من به تو بگویم از اینجا تا عرش چقدر فاصله است؟! اما اگر یک مومنی خالصانه بگوید لا اله الا الله و این کلمه توحید را بر زبان خود جاری سازد ، او فاصله فرش تا عرش را پیموده است، فرش و عرش را به یکدیگر دوخته است .

و بعد در ادامه فرمود: اگر می خواهی عرش پروردگار رحمان را جستجو کنی، بدان قلب یک انسان مومن عرش پروردگار رحمان است‌‌.

اولین سوال کننده جواب سوال خود را گرفت و نشست

 

 

ادامه دارد...




:: برچسب‌ها: مذهبی, خطبه سلونی قبل ان تفقدونی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/٦/۱۱
شهادت امیر المومنین علی(علیه السلام) تسلیت باد.

حضرت زهرا سلام الله علیها فرمودند:
» همانا سعادتمند(به معنای) کامل و حقیقی کسی است که امام علی(ع) را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.

(مجمع‌ الزوائد علامه‌ هیثمى‌ ، ج‌ 9 ، ص‌ 132)

 




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/٥/۱٧
ولادت امام حسن مجتبی(علیه السلام) مبارک باد.




:: برچسب‌ها: مذهبی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/٥/۱٥