به جای اینکه چندین وبلاگ بخوانید این وبلاگ را چندین بار بخوانید

مناظره عجیب شیخ بهایی با عالم بزرگ شافعی

.::به ادامه مطلب مراجعه فرمایید::.


«شیخ بهایی» در یکی از سفر‌های خود، با یکی از علمای اهل تسنن ملاقات نمود و خود را در مقابل او، در ظاهر شافعی وانمود کرد.
آن دانشمند اهل سنت که از .............

 

«شیخ بهایی» در یکی از سفر‌های خود، با یکی از علمای اهل تسنن ملاقات نمود و خود را در مقابل او، در ظاهر شافعی وانمود کرد.
آن دانشمند اهل سنت که از علمای شافعی بود، وقتی که دانست شیخ بهایی، شافعی است، و از مرکز تشیع (ایران) آمده، به او گفت: «آیا شیعه برای اثبات مطلوب و ادعای خود، شاهد و دلیل دارد؟»
شیخ بهایی: من گاهی در ایران با آن‌ها روبه‌رو شده‏ام می‏بینم آن‌ها برای ادعای خود شواهد محکمی دارند.
دانشمند شافعی: اگر ممکن است یکی از آن‌ها را نقل کنید.
شیخ بهایی: مثلا می‏گویند در صحیح بخاری (که از کتب معتبر اهل سنت است) آمده، پیامبر صلی ا... علیه و آله فرمود:
فاطمه بضعه منی من آذاها فقد آذانی و من اغضبها فقد اغضبنی
«فاطمه علیهاالسلام پاره تن من است، کسی که او را آزار دهد، مرا آزار داده، و کسی که او را خشمگین نماید مرا خشمگین نموده است» و در چهار ورق دیگر در همان کتاب است:
و خرجت فاطمه من الدنیا و هی غاضبه علیهما
«و فاطمه وفات کرد در حالی که نسبت به ابوبکر و عمر، خشمگین بود»
جمع این دو روایت و پاسخ به این سؤال طبق مبنای اهل سنت چگونه است؟
دانشمند شافعی در فکر فرورفت (که با توجه به این دو روایت، نتیجه این است که آن دو نفر، عادل نبودند پس لایق مقام رهبری نیستند) پس از ساعتی تأمل گفت: گاهی شیعیان دروغ می‏گویند، ممکن است این هم از دروغ‌های آن‌ها باشد، به من مهلت بده امشب به کتاب «صحیح بخاری» مراجعه کنم و صدق و کذب دو روایت فوق را دریابم، و در صورت صدق، پاسخی برای سؤال فوق پیدا کنم.
شیخ بهایی می‏گوید: فردای آن روز، آن دانشمند شافعی را دیدم و گفتم: «مطالعه و بررسی تو به کجا رسید؟!»
او گفت: همان‌گونه که گفتم، شیعه‏ها دروغ می‏گویند؛ زیرا من صحیح بخاری را دیدم. هر دو روایت فوق در آن مذکور است، ولی بین نقل این دو روایت، بیش از پنج ورق فاصله است، در حالی که شیعه می‏گفت: چهار ورق فاصله است!
به‌راستی عجب پاسخی و شگفت مغلطه‏ای! منظور وجود این دو روایت در آن کتاب است، خواه بین نقل آن دو روایت، پنج ورق فاصله باشد یا پنجاه ورق، چه فرقی می‏کند؟!
محمدمهدی اشتهاردی، داستان دوستان




:: برچسب‌ها: مذهبی, نصیحت و پند از علماء ربانی

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩٢/٦/۱٢