به جای اینکه چندین وبلاگ بخوانید این وبلاگ را چندین بار بخوانید

ساعتی با من باش

شعر زیبایی که رفیق خوبم آقا محسن موقعی که پاش شدیدا پیچ خورد (چلاغ شد هه هه هه) تو بیمارستان بعد از گچ گرفتن اینو سرود.

ساعتی با من باش

 
 
آسمانی بی ابر
ساعتی با من باش
قطره های آسمانی سجده بر خاک زنند
سایش آن قطره ها بر سر دیواری
غوغایی بر پاست
مردمان ما هم
زیر این باران زیبا
غسل محبت میکنند
وزش تند نسیم
زیر چتر آسمان خودنمایی میکند
کاش میشد یکبار
زیر این باران زیبا
من فقط یکبار دیگر آسمانی میشدم
شرشر باران ریز
چنگ دل را هم نوازش میدهد
آسمانم باز هم در پی شهری نو
قطره ای پایین ریخت
ساعتی میگذرد
خبری نه از بادو نه از باران است
باز هم مینگرم
شسته باران خدا
این سیاهه خاک را
کاش این باران پاک
چشمه ای در دل باز کند
ساعتی با من باش...



:: برچسب‌ها: شعر

نویسنده : آرش خسروی
تاریخ : ۱۳٩۱/٥/٩